هیئت منتظران ظهور

ملکشاهی - میدان شهید بهشتی - مسجد حضرت رسول الله (ص)

 

رساله حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

احکام تقلید :

- راههای سه گانه: احتیاط، اجتهاد، تقلید

س 1: آیا تقلید، صرفا یک مسأله عقلی است یا ادله شرعی نیز دارد؟

تقلید، ادله شرعی دارد و عقل نیز حکم می‏کند که شخص نا آگاه به احکام دین باید به مجتهد جامع الشرایط مراجعه کند.

 


 

س 2: به نظر شریف حضرتعالی، عمل به احتیاط بهتر است یا تقلید؟

چون عمل به احتیاط مستلزم شناسائی موارد و چگونگی احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دین از مجتهد جامع‏الشرائط تقلید کند.

س 3: قلمرو احتیاط در احکام دین در بین فتاوای فقها چه اندازه است؟ آیا رعایت آرای فقیهان گذشته نیز لازم است؟

مراد از احتیاط در موارد آن، رعایت همه احتمالات فقهی است؛ به طوری که مکلّف مطمئن شود که به وظیفه خود عمل کرده است.

س 4: دخترم بزودی به سن تکلیف می‏رسد و باید برای خود مرجع تقلیدی انتخاب کند، اما درک مسأله تقلید برای او دشوار است، وظیفه ما نسبت به او چیست؟

اگر وی به تنهائی نمی‏تواند وظیفه شرعی خود را دراین باره تشخیص دهد، وظیفه شما ارشاد و راهنمائی اوست.

س 5: نزد فقها معروف است که تشخیص موضوعات احکام به عهده خود مکلّف است و وظیفه مجتهد تشخیص حکم است، ولی در عین حال مجتهدین در بسیاری موارد، در تشخیص موضوعات احکام نیز اظهار نظر می‏کنند، آیا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نیز واجب است؟

تشخیص موضوع، موکول به نظر خود مکلّف است و متابعت از مجتهد در تشخیص موضوع واجب نیست، مگر آنکه به آن تشخیص اطمینان پیدا کند و یا موضوع از موضوعاتی باشد که تشخیص آن نیاز به استنباط دارد.

س 6: آیا کسی که در آموختن احکام دینی مورد نیاز خود کوتاهی می‏کند، گناهکار است؟

اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد، گناهکار است.

س 7: گاهی از افراد کم اطلاع از مسائل دینی درباره مرجع تقلید شان پرسش می‏شود، می‏گویند نمی‏دانیم، یا اظهار می‏دارند که از فلان مجتهد تقلید می‏کنیم، ولی عملا التزامی به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاوای او ندارند، اعمال این گونه افراد چه حکمی دارد؟

اگر اعمال آنان موافق احتیاط یا مطابق با واقع یا با نظر مجتهدی باشد که وظیفه دارند از او تقلید کنند، محکوم به صحت است.

س 8: با توجه به اینکه در مسائلی که مجتهد اعلم قائل به وجوب احتیاط است، می‏توانیم به مجتهد اعلم بعد از وی مراجعه کنیم، اگر اعلم بعد از او نیز قائل به وجوب احتیاط در مسأله باشد، آیا رجوع به اعلم بعد از او جایز است؟ و اگر فتوای مجتهد سوم هم همانگونه بود، آیا می‏توان به اعلم بعد از آنان مراجعه کرد؟ و همینطور...، لطفا این مسأله را توضیح دهید.

در مسائلی که مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدی که در آن مسأله احتیاط نکرده است و فتوای صریح دارد، با رعایت ترتیب الاعلم فالاعلم، اشکال ندارد.

شروط تقلید

س 9: آیا تقلید از مجتهدی که متصدی مقام مرجعیت نبوده و رساله عملیه هم ندارد، جایز است؟

در صحت تقلید از مجتهد جامع الشرایط، تصدی مرجعیت یا داشتن رساله عملیه شرط نیست، لذا اگر برای مکلفی که قصد تقلید از او را دارد، ثابت شود که وی مجتهد جامع الشرایط است، تقلید اشکال ندارد.

س 10: آیا تقلید از کسی که در یکی از ابواب فقه مثل نماز و روزه به درجه اجتهاد رسیده، جایز است؟

فتوای مجتهد متجزّی که تنها در برخی ابواب فقهی دارای فتوا و نظر اجتهادی است برای خودش حجت است، ولی جواز تقلید دیگران از او محل اشکال است؛ اگر چه جواز آن بعید نیست.

س 11: آیا تقلید از علمای کشورهای دیگر که دسترسی به آنان امکان ندارد، جایز است؟

در تقلید از مجتهد جامع‏الشرائط شرط نیست که مجتهد اهل کشور مکلّف و یا ساکن در محل سکونت او باشد.

س 12: آیا عدالت معتبر در مجتهد و مرجع تقلید با عدالت معتبر در امام جماعت از حیث شدت و ضعف تفاوت دارد؟

با توجه به حسّاسیّت و اهمیت منصب مرجعیت در فتوا، بنا بر احتیاط واجب، شرط است که مجتهدِ مرجع تقلید علاوه بر عدالت، قدرت تسلّط بر نفس سرکش را داشته و حرص به دنیا نداشته باشد.

س 13: این که گفته می‏شود باید از مجتهدی تقلید نمود که عادل باشد، مقصود از عادل چه کسی است؟

عادل کسی است که پرهیزگاری او به حدی رسیده باشد که از روی عمد مرتکب گناه نشود.

س 14: آیا اطلاع از اوضاع زمان و مکان از شرایط اجتهاد است؟

ممکن است این شرط در بعضی از مسائل دخیل باشد.

س 15: بنا بر نظر حضرت امام راحل �قدس سره� مرجع تقلید باید علاوه بر علم به احکام عبادات و معاملات، نسبت به همه امور سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و رهبری، عالم و آگاه باشد. ما در گذشته مقلّد حضرت امام بودیم، بعد از رحلت ایشان با راهنمائی تعدادی از علما و تشخیص خودمان لازم دانستیم به جنابعالی رجوع نموده و از شما تقلید کنیم تا بین مرجعیت و رهبری جمع کرده باشیم، نظر شما در این مورد چیست؟

شرایط صلاحیت مرجعیت تقلید، در تحریر الوسیله و رساله‏های دیگر به تفصیل ذکر شده است، و تشخیص فرد شایسته تقلید موکول به نظر خود مکلّف است.

س 16: آیا در تقلید، اعلمّیت مرجع شرط است یا خیر؟ معیار و ملاک‏اعلمیّت‏چیست؟

در مسائلی که فتوای اعلم با فتوای غیر اعلم اختلاف دارد، احتیاط آن است که از اعلم تقلید کند و ملاک اعلمیت این است که آن مرجع نسبت به سایر مراجع قدرت بیشتری بر شناخت حکم الهی داشته باشد و بهتر بتواند احکام شرعیه را از أدلّه استنباط کند و همچنین نسبت به اوضاع زمان خود به مقداری که در تشخیص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهی مؤثر است، آگاه‏تر باشد.

س 17: آیا تقلید کسی که از جهت احتمال عدم وجود شرایط معتبر تقلید در مجتهد اعلم، از مجتهد غیر اعلم تقلید کرده است، محکوم به بطلان است؟

بنابر احتیاط، تقلید از غیر اعلم در مسائل مورد اختلاف، به مجرد احتمال عدم وجود شرایط معتبر در اعلم، جایز نیست.

س 18: اگر ثابت شود که تعدادی از علما در بعضی از مسائل اعلم هستند، یعنی هر کدام از آنان در مسأله معینی اعلم باشند، آیا تقلید از هر یک از آنان جایز است؟

تبعیض در تقلید اشکال ندارد و اگر اعلمیّت هر یک از آنان در مسائلی که مکلف بنا دارد در آن مسائل از او تقلید کند محرز شود، بنا بر احتیاط، تبعیض در تقلید در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نیاز مقلّد، واجب است.

س 19: آیا با وجود اعلم، تقلید از غیر اعلم جایز است؟

در مسائلی که فتوای غیر اعلم مخالفِ فتوای اعلم نباشد، رجوع به غیر اعلم اشکال ندارد.

س 20: نظر جنابعالی در اشتراط اعلمیت مرجع تقلید چیست و دلیل آن کدام است؟

در صورت تعدد فقهای جامع الشرایط و اختلاف آنان در فتوا، بنا بر احتیاط واجب، مکلّف باید از اعلم تقلید نماید، مگر آنکه احراز شود که فتوای وی مخالف احتیاط است و فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط. و دلیل وجوب تقلید از اعلم بنای عقلاء و حکم عقل است، زیرا که اعتبار فتوای اعلم برای مقلد یقینی و اعتبار قول غیر اعلم احتمالی است.

س 21: از چه کسی باید تقلید کنیم؟

از مجتهدی که جامع شرایطِ فتوا و مرجعیت است، و بنابر احتیاط باید اعلم هم باشد.

س 22: آیا تقلید ابتدائی از میّت جایز است؟

در تقلید ابتدائی، احتیاط در تقلید از مجتهد زنده و اعلم نباید ترک شود.

س 23: آیا تقلید ابتدائی از مجتهد میّت، متوقف بر تقلید از مجتهد زنده است؟

تقلید ابتدائی از مجتهد میّت یا بقاء بر تقلید او باید به تقلید از مجتهد زنده و اعلم باشد.

راههای اثبات اجتهاد، اعلمیت و به دست آوردن فتوی‏

س 24: بعد از احراز صلاحیت مجتهدی برای مرجعیت تقلید بوسیله شهادت دو فرد عادل، آیا لازم است در این باره از اشخاص دیگر نیز تحقیق کنم؟

شهادت دو فرد عادل و اهل خبره بر صلاحیت و جامع الشرائط بودن مجتهد برای جواز تقلید از او کافی است و تحقیق از افراد دیگر لازم نیست.

س 25: راههای انتخاب مرجع و به دست آوردن فتوا کدام است؟

احراز اجتهاد و اعلمیت مرجع تقلید بوسیله امتحان یا تحصیل یقین ولو از شهرت‏مفیدِ علم یا اطمینان، یا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورت‏می‏گیرد.

راههای به دست آوردن فتوای مجتهد عبارتند از:

- شنیدن از خود مجتهد

- شنیدن از دو یا یک فرد عادل‏

- شنیدن از یک نفر مورد اطمینان‏

- دیدن در رساله مجتهد، در صورتی که رساله وی مصون از اشتباه باشد.

س 26: آیا وکالت در انتخاب مرجع مثل وکالت پدر برای پسر و معلم برای شاگرد صحیح است؟

اگر مراد از وکالت، سپردن وظیفه تحقیق و جستجو برای یافتن مجتهد جامع الشرائط به پدر، معلم، مربی و یا غیر آنان باشد، اشکال ندارد و نظرشان در این مورد اگر مفیدِ علم یا اطمینان و یا واجد شرایط بیّنه و شهادت باشد، از نظر شرعی معتبر و حجت است.

س 27: از تعدادی از علماء که خود مجتهد بودند، راجع به فرد اعلم سؤال شد. فرمودند که رجوع به فلان مجتهد دامت افاضاته باعث برائت ذمه می‏گردد. آیا با آنکه شخصا اطلاع از اعلمیت آن مجتهد ندارم و یا در این باره شک دارم و یا اطمینان دارم که اعلم نیست، زیرا افراد دیگری که با دلیل و بینه مشابه اعلمیت آنان ثابت شده است، وجود دارند، می‏توانم به گفته آنان اعتماد کرده و از آن مجتهد تقلید کنم؟

اگر بیّنه شرعی بر اعلمیت مجتهد جامع الشرائط اقامه شود، تا زمانی که بیّنه شرعی دیگری که معارض آن باشد پیدا نشود، آن بیّنه حجت شرعی است و به آن اعتماد می‏شود، اگر چه موجب حصول علم یا اطمینان نباشد، در این صورت جستجو از بیّنه معارض و احراز عدم وجود آن لازم نیست.

س 28: آیا جایز است کسی که اجازه از مجتهد ندارد و در بعضی از موارد مرتکب اشتباه در نقل فتوا و احکام شرعی شده است، متصدی نقل فتوای مجتهد و بیان احکام شرعی شود؟ وظیفه ما در صورتی که این شخص احکام را از روی رساله عملیه نقل می‏کند، چیست؟

در تصدی نقل فتوای مجتهد و بیان احکام شرعی، اجازه داشتن شرط نیست، ولی کسی که دچار خطا و اشتباه می‏شود، جایز نیست متصدی این کار شود و اگر در موردی اشتباه کرد، چنانچه متوجه اشتباه خود شد، بر او واجب است شنونده را از آن اشتباه آگاه نماید. به هر حال، بر مستمع جایز نیست تا اطمینان به صحت گفتار گوینده پیدا نکرده، به نقل او عمل کند.

عدول از مجتهدی به مجتهد دیگر

س 29: تا به حال در بقاء بر تقلید از میّت، به اجازه مجتهد غیر اعلم عمل می‏کردیم. اگر اجازه مجتهد اعلم شرط بقاء بر تقلید از میّت است، آیا عدول به اعلم و طلب اجازه او برای بقاء بر میّت بر ما واجب است؟

اگر فتوای غیر اعلم موافق با فتوای اعلم در این مسأله باشد، عمل به فتوای غیر اعلم اشکال ندارد و نیازی به عدول به اعلم نیست.

س 30: آیا در عدول از یکی از فتاوای امام خمینی �قدس سره� واجب است به فتوای مجتهدی که از او برای بقاء بر تقلید میّت اجازه گرفته‏ام، رجوع کنم یا آنکه به فتوای سایر مجتهدین هم می‏شود عمل کرد؟

احتیاط در رجوع به فتاوای همان مجتهد است، مگر آنکه مجتهد زنده دیگر اعلم از آن مجتهد و فتوای او در مسأله مورد عدول مخالف فتوای مجتهد اول باشد، که احتیاط واجب در این صورت، رجوع به مجتهد اعلم است.

س 31: آیا عدول از اعلم به غیر اعلم جایز است؟

احتیاط واجب، عدم عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده دیگر است، مخصوصا در صورتی که مرجع تقلید اول اعلم باشد.

س 32: جوانی هستم ملتزم به احکام شرعی، در گذشته قبل از رسیدن به سن تکلیف مقلد حضرت امام (ره) بودم، ولی این تقلید مبتنی بر بیّنه شرعی نبود بلکه بر این اساس بود که تقلید از امام سبب برائت ذمّه می‏گردد. بعد از مدّتی به مرجع دیگری عدول کردم، در حالی که این عدول هم صحیح نبود و بعد از درگذشت آن مرجع، به جنابعالی عدول کردم. لطفا حکم تقلیدم از آن مرجع و حکم اعمالم در آن مدت و تکلیف فعلی‏ام را بیان فرمائید.

آن دسته از اعمال شما که بر اساس فتوای امام �قدس سره�، چه در حال حیات با برکت وی و چه بعد از رحلت ایشان، بنا بر بقاء بر تقلید از امام �قدس سره� انجام گرفته، محکوم به صحت است. ولی اعمالی که به تقلید غیر منطبق با موازین شرعی از مرجع دیگری انجام یافته، اگر منطبق با فتوای کسی که هم اکنون باید از او تقلید کنید، باشد، محکوم به صحت و موجب برائت ذمه است، والّا قضای آنها بر شما واجب است. در حال حاضر شما بین بقاء بر تقلید از امام راحل طاب ثراه و بین عدول به کسی که بر اساس موازین شرعی او را شایسته تقلید می‏دانید، مخیّر هستید.

بقاء بر تقلید میّت‏

س 33: شخصی که مقلّد امام رحمةاله علیه بوده، پس از ارتحال ایشان از مرجع معینی تقلید نموده است. در حال حاضر می‏خواهد دوباره از امام تقلید نماید. آیا این تقلید جایز است؟

رجوع از مجتهد زنده جامع الشرایط به مجتهد میّت بنا بر احتیاط، جایز نیست. ولی اگر مجتهد زنده در زمان عدول به او واجد شرایط نبوده است، عدول به او از همان ابتدا باطل بوده، و این فرد در حال حاضر اختیار دارد که همچنان بر تقلید امام(ره) باقی بماند و یا به مجتهد زنده‏ای که تقلیدش جایز است، عدول کند.

س 34: من در زمان حیات امام خمینی (ره) به سن تکلیف رسیده و در بعضی از احکام از ایشان تقلید کردم، در حالی که مسأله تقلید بخوبی برایم معلوم نبود، اکنون چه تکلیفی دارم؟

اگر در اعمال عبادی و غیر عبادی در زمان حیات امام (ره) به فتاوای ایشان عمل نموده‏اید، و عملا مقلد ایشان، هر چند در بعضی از احکام، بوده‏اید، در حال حاضر بقاء بر تقلید حضرت امام (ره) در همه مسائل برای شما جایز است.

س 35: حکم بقاء بر تقلید میّت اگر اعلم باشد، چیست؟

بقاء بر تقلید میّت در هر صورت جایز است. ولی سزاوار است که احتیاط در بقاء بر تقلید میّت اعلم ترک نشود.

س 36: آیا در بقاء بر تقلید میّت، اجازه از مجتهد اعلم معتبر است و یا اجازه هر مجتهدی کافی است؟

در جواز بقاء بر تقلید میّت، در صورتی که مورد اتفاق فقها باشد، اجازه از اعلم واجب نیست.

س 37: شخصی که از امام راحل �قدس سره� تقلید می‏کرده و بعد از رحلت ایشان در بعضی از مسائل از مجتهد دیگری تقلید کرده است، اکنون آن مجتهد نیز وفات نموده است، این شخص چه تکلیفی دارد؟

می‏تواند مانند گذشته، بر تقلید از امام �قدس سره�، در مسائلی که از ایشان عدول نکرده، باقی بماند. همچنان که مخیّر است در مسائلی که عدول نموده بر فتوای مجتهد دوم باقی بماند و یا به مجتهد زنده عدول کند.

س 38: بعد از وفات امام راحل �قدس سره� گمان می‏کردم که بنا بر فتوای ایشان بقاء بر تقلید میّت جایز نیست، لذا مجتهد زنده دیگری را برای تقلید انتخاب کردم. آیا می‏توانم بار دیگر به تقلید از امام راحل رجوع کنم؟

رجوع به تقلید از امام �قدس سره� بعد از عدول از ایشان به مجتهد زنده در مسائلی که عدول نموده‏اید، جایز نیست، مگر این که فتوای مجتهد زنده، وجوب بقاء بر تقلید میّت اعلم باشد، و شما معتقد باشید که امام (ره) نسبت به مجتهد زنده اعلم است، که در این صورت بقاء بر تقلید امام (ره) واجب است.

س 39: آیا جایز است که در یک مسأله با وجود اختلاف در فتوا گاهی به فتوای مجتهد میّت رجوع کنم و گاهی به فتوای مجتهد زنده اعلم؟

بقاء بر تقلید میّت تا زمانی که به مجتهد زنده عدول نشده، جایز است و پس از عدول، رجوع مجدد به میّت جایز نیست.

س 40: آیا بر مقلّدین امام راحل �قدس سره� و کسانی که قصد بقاء بر تقلید از ایشان را دارند، اجازه گرفتن از یکی از مراجع زنده واجب است؟ یا این که اتفاق اکثر مراجع و علمای اسلام بر جواز بقاء بر میّت کافی است؟

با فرض اتفاق علما، مبنی بر جواز بقاء بر تقلید از میّت، بقاء بر تقلید امام(ره) جایز است و در این مورد نیازی به رجوع به مجتهد معینی نیست.

س 41: نظر شریف جنابعالی راجع به بقاء بر تقلید از میّت در مسأله‏ای که مکلّف در حال حیات مرجع به آن عمل کرده و یا نکرده، چیست؟

بقاء بر تقلید میّت در همه مسائل حتی در مسائلی که تاکنون مکلّف به آنها عمل نکرده است، جایز و مجزی‏است.

س 42: بنا بر جواز بقاء بر تقلید از میّت، آیا این حکم شامل اشخاصی که در زمان حیات مجتهد مکلّف نبوده ولی به فتاوای آن مرجع عمل کرده‏اند، هم می‏شود؟

اگر تقلید شخص غیربالغ از مجتهد جامع الشرائط به نحو صحیح محقق شده باشد، باقی ماندن بر تقلید همان مجتهد بعد از فوتش جایز است.

س 43: ما از مقلدین امام خمینی �قدس سره� هستیم که بعد از رحلت جانسوز ایشان بر تقلید وی باقی مانده‏ایم. ولی چون در شرائط دشوار فعلی که ملت مسلمان با استکبار جهانی درگیر است، با مسائل شرعی تازه‏ای روبرو می‏شویم و احساس می‏کنیم باید به حضرتعالی رجوع نمائیم و از شما تقلید کنیم، آیا این کار برای ما جایز است؟

بقاء بر تقلید از امام �قدس سره� برای شما جایز است و فعلا نیازی به عدول از تقلید ایشان ندارید، در صورت نیاز به استعلام حکم شرعی در مسائل مستحدثه، می‏توانید با دفتر ما مکاتبه نمائید.

س 44: وظیفه مقلد در قبال مرجع تقلید خود در صورتی که اعلمیت مرجع دیگری را احراز نماید، چیست؟

بنا بر احتیاط، واجب است در مسائلی که فتوای مرجع فعلی با فتوای مرجع اعلم اختلاف دارد، به مرجع اعلم عدول نماید.

س 45: 1 - در چه صورتی جایز است، مقلد از مرجع تقلیدش عدول کند؟

- آیا عدول از اعلم به غیر اعلم در مواردی که فتاوای مرجع اعلم منطبق با زمان نباشد و یا عمل به آن بسیار دشوار باشد، جایز است؟

- عدول از مرجع تقلید زنده به مجتهد دیگر، جایز نیست علی الاحوط، مگر در صورتی که مرجع دوم اعلم از مرجع اول و فتوای او در مسأله‏ای مخالف فتوای مجتهد اول باشد.

- تنها گمان به ناهماهنگی فتاوای مرجع تقلید با زمان و شرایط حاکم بر آن و یا دشواری عمل به فتاوای او، سبب جواز عدول از مجتهد اعلم به مجتهد دیگر نمی‏شود.

مسائل متفرقه تقلید

س 46: مراد از جاهل مقصّر چه کسی است؟

جاهل مقصر به کسی گفته می‏شود که متوجه جهل خود بوده و راههای رفع جهالت خود را هم می‏داند، ولی در آموختن احکام کوتاهی می‏کند.

س 47: جاهل قاصر کیست؟

جاهل قاصر کسی است که اصلا متوجه جهل خود نیست و یا راهی برای برطرف کردن جهل خود ندارد.

س 48: احتیاط واجب چه معنائی دارد؟

یعنی وجوب انجام یا ترک فعلی از باب احتیاط.

س 49: آیا عبارت �فیه اشکال� که در بعضی از فتاوی ذکر می‏شود، دلالت بر حرمت دارد؟

بر حسب اختلاف موارد، معنای آن فرق می‏کند. اگر اشکال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد.

س 50: عبارت‏های �فیه اشکال�، �مشکل�، �لایخلو من اشکال�، �لا اشکال فیه� فتواست یا احتیاط؟

همه این عبارت‏ها دلالت بر احتیاط دارند، مگر عبارت �لااشکال فیه� که فتوی است.

س 51: فرق بین جایز نبودن و حرام چیست؟

در مقام عمل بین آنها فرقی نیست.

مرجعیت و رهبری‏

س 52: در صورت تعارض فتوای ولی امر مسلمین با فتوای مرجعی در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وظیفه شرعی مسلمانان چیست؟ آیا معیاری برای تفکیک احکام صادره از طرف مراجع تقلید و ولی فقیه وجود دارد؟ مثلا اگر نظر مرجع تقلید با نظر ولی فقیه در مسأله موسیقی اختلاف داشته باشد، متابعت از کدامیک از آنان واجب و مجزی است؟ به طور کلی احکام حکومتی که در آن نظر ولی فقیه بر فتوای مراجع تقلید برتری دارد، کدام است؟

در مسائل مربوط به اداره کشور اسلامی و اموری که به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولی امر مسلمین باید اطاعت شود. ولی در مسائل فردی محض، هر مکلفی باید از فتوای مرجع تقلیدش پیروی نماید.

س 53: همانگونه که مطّلع هستید در اصول فقه از مسأله‏ای تحت عنوان �اجتهاد متجزّی� بحث می‏شود، آیا اقدام امام خمینی �قدس سره� در تفکیک مرجعیت و رهبری، گامی در تحقق تجزّی در اجتهاد محسوب نمی‏شود؟

تفکیک بین رهبری ولی فقیه و مرجعیت تقلید، ربطی به مسأله تجزّی در اجتهاد ندارد.

س 54: اگر مقلد یکی از مراجع باشم و در این حال ولی امر مسلمین اعلان جنگ یا جهاد بر ضد کفار ظالم نماید و مرجع تقلید من اجازه شرکت در جنگ را ندهد، آیا ملزم به رعایت نظر وی هستم؟

در مسائل عمومی جامعه اسلامی که یکی از آنها دفاع از اسلام و مسلمین بر ضد کفار و مستکبران متجاوز است، اطاعت از حکم ولی امر مسلمین واجب است.

س 55: حکم یا فتوای ولی امر مسلمانان تا چه حد قابل اجرا می‏باشد؟ و در صورت تعارض با رأی مرجع تقلید اعلم، کدامیک مقدم است؟

اطاعت از حکم ولی فقیه بر همگان واجب است و فتوای مرجع تقلید نمی‏تواند با آن معارضه کند.

ولایت فقیه و حکم حاکم‏

س 56: آیا اعتقاد به اصل ولایت فقیه از جهت مفهوم و مصداق یک امر عقلی است یا شرعی؟

ولایت فقیه که عبارت است از حکومت فقیه عادل و دین‏شناس حکم شرعی تعبدی است که مورد تأیید عقل نیز می‏باشد، و در تعیین مصداق آن روش عقلائی وجود دارد که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است.

س 57: آیا احکام شرعی در صورتی که ولی امر مسلمین به دلیل مصالح عمومی مسلمانان، بر خلاف آنها حکم نماید، قابل تغییر و تعطیل است؟

موارد این مسأله مختلف است.

س 58: آیا رسانه‏های گروهی در نظام حکومت اسلامی باید تحت نظارت ولی فقیه یا حوزه‏های علمیه و یا نهاد دیگری باشند؟

اداره رسانه‏های گروهی باید تحت امر و اشراف ولی امر مسلمین باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمین و نشر معارف ارزشمند الهی به کار گمارده شود، و نیز در جهت پیشرفت فکری جامعه اسلامی و حل مشکلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادری در میان مسلمین و امثال اینگونه امور از آن استفاده شود.

س 59: آیا کسی که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، مسلمان حقیقی محسوب می‏شود؟

عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه، اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، در عصر غیبت حضرت حجت �ارواحنا فداه� موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمی‏شود.

س 60: آیا ولی فقیه ولایت تکوینی دارد که بر اساس آن بتواند احکام دینی را به هر دلیلی مانند مصلحت عمومی، نسخ نماید؟

بعد از وفات پیامبر اکرم �صلی الله علیه و آله� امکان نسخ احکام دین اسلام وجود ندارد، و تغییر موضوع یا پیدایش حالت ضرورت و اضطرار یا وجود مانع موقتی برای اجرای حکم، نسخ محسوب نمی‏شود، و ولایت تکوینی، اختصاص به معصومین �علیهم السلام� دارد.

س 61: وظیفه ما در برابر کسانی که اعتقادی به ولایت فقیه جز در امور حسبیه ندارند، با توجه به اینکه بعضی از نمایندگان آنان این دیدگاه را ترویج می‏کنند، چیست؟

ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و اداره امور اجتماعی ملت اسلامی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقّه اثنی‏عشری است که ریشه در اصل امامت دارد، اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است، ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان برای او جایز نیست.

س 62: آیا اوامر ولی فقیه برای همه مسلمانان الزام آور است یا فقط مقلدین او ملزم به اطاعت هستند؟ آیا بر کسی که مقلد مرجعی است که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از ولی فقیه واجب است یا خیر؟

بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولائی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم شامل فقهای عظام هم می‏شود، چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفکیک از التزام به اسلام و ولایت ائمّه معصومین(ع) نیست.

س 63: کلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اکرم �صلی الله علیه و آله� به این معنی استعمال شده است که اگر رسول اکرم �صلی الله علیه و آله� شخصی را به انجام کاری امر کنند، انجام آن حتی اگر از سخت‏ترین کارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پیامبر �صلی الله علیه و آله� به کسی دستور خودکشی بدهند. آن فرد باید خود را به قتل برساند. سؤال این است که آیا ولایت فقیه در عصر ما با توجه به این که پیامبر اکرم �صلی الله علیه و آله� معصوم بودند و در این زمان ولی معصوم وجود ندارد، به همان معنای عصر پیامبر �صلی الله علیه و آله� است؟

مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد دین حکومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسائل پیشرفت و شکوفائی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه‏است.

س 64: آیا همانگونه که بقاء بر تقلید از میّت بنا بر فتوای فقها باید با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احکام شرعی حکومتی هم که از رهبر متوفّی صادر شده است، برای استمرار و نافذ بودن احتیاج به اذن رهبر زنده دارد یا این که بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابلیت اجرائی برخوردار است؟

احکام ولائی و انتصابات صادره از طرف ولی امر مسلمین اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر این که ولی امر جدید مصلحتی در نقض آنها ببیند و آنها را نقض کند.

س 65: آیا بر فقهیی که در کشور جمهوری اسلامی ایران زندگی می‏کند و اعتقادی به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از دستورات ولی فقیه واجب است؟ و اگر با ولی فقیه مخالفت نماید فاسق محسوب می‏شود؟ و در صورتی که فقیهی اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه دارد ولی خود را از او شایسته‏تر به مقام ولایت می‏داند، اگر با اوامر فقیهی که متصدی مقام ولایت امر است مخالفت نماید، فاسق است؟

اطاعت از دستورات حکومتی ولی امر مسلمین بر هر مکلفی ولو این که فقیه باشد، واجب است. و برای هیچ کسی جایز نیست که با متصدی امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته‏تر است، مخالفت نماید. این در صورتی است که متصدی منصب ولایت از راههای قانونی شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. ولی در غیر این صورت، مسأله به طور کلی تفاوت خواهد کرد.

س 66: آیا مجتهد جامع الشرائط در عصر غیبت ولایت بر اجرای حدود دارد؟

اجرای حدود در زمان غیبت هم واجب است و ولایت بر آن اختصاص به ولی امر مسلمین دارد.

س 67: آیا ولایت فقیه یک مسأله تقلیدی است یا اعتقادی؟ و کسی که به آن اعتقاد ندارد چه حکمی دارد؟

ولایت فقیه از شئون ولایت و امامت است که از اصول مذهب می‏باشد. با این تفاوت که احکام مربوط به ولایت فقیه مانند سایر احکام فقهی از ادّله شرعی استنباط می‏شوند و کسی که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است.

س 68: گاهی از بعضی از مسئولین، مسأله‏ای به عنوان �ولایت اداری� شنیده می‏شود که به معنای لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالی در این باره چیست؟ و وظیفه شرعی ما کدام است؟

مخالفت با اوامر اداری که بر اساس ضوابط و مقررات قانونی اداری صادر شده باشد، جایز نیست. ولی در مفاهیم اسلامی چیزی به عنوان ولایت اداری وجود ندارد.

س 69: آیا اطاعت از دستورات نماینده ولی فقیه در مواردی که داخل در قلمرو نمایندگی اوست، واجب است؟

اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحیت و اختیاراتی که از طرف ولی فقیه به او واگذار شده است، صادر کرده باشد، مخالفت با آنها جایز نیست.

 

 

احکام آبها :

س 70: اگر قسمت پایین آب قلیلی که به طور سرازیر و بدون فشار به پایین می‏ریزد، با نجاست برخورد کند، آیا قسمت بالای این آب همچنان پاک باقی می‏ماند؟

اگر سرازیری آب بگونه‏ای باشد که جریان از بالا به پایین بر آن صدق کند، قسمت بالای آن پاک است.

س 71: آیا در شستن لباسهای نجس با آب کرّ و جاری، فشردن هم لازم است و یا این‏که بعد از زوال عین نجاست همین که آب آن را فرا گرفت، کفایت می‏کند.

باید بنابر احتیاط آن را فشار یا تکان دهند.

س 72: آیا در تطهیر لباس متنجّس با آب کر و جاری، فشار دادن خارج آب لازم است یا با همان فشار داخل آب پاک می‏شود؟

فشار یا تکان دادن داخل آب، کافی است.

س 73: آیا گلیم یا فرش نجسی را که با آب لوله کشی متصل به منبع آب شهری شستشو می‏دهیم، به مجرد رسیدن آب لوله کشی به محل نجس، پاک می‏شوند یا باید آب غساله از آن جدا شود؟

در تطهیر با آب لوله کشی، جدا شدن آب غساله شرط نیست، بلکه به مجرد رسیدن آب به مکان نجس، بعد از زوال عین نجاست و حرکت غساله از جای خود به وسیله دست کشیدن بر فرش در هنگام اتصال آب، طهارت حاصل می‏شود.

س 74: حکم وضو و غسل با آبی که به طور طبیعی غلیظ است چیست؟ مانند آب دریائی که بر اثر وجود املاح فراوان غلیظ شده است، مثل دریاچه ارومیه یا موارد دیگری که غلظت بیشتری دارند.

مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نمی‏شود، و برای ترتب آثار شرعی آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف کافی است.

س 75: آیا برای ترتب آثار کر بودن آب، علم به کر بودن آن واجب‏است یا این که بناء بر کر بودن آب کافی است؟ (مانند آب موجود در دستشوئی‏های قطار و غیره)

اگر حالت سابقه کر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر کر بودن آن جایزاست.

س 76: در مساله (147) رساله امام خمینی �قدس سره� آمده است: �در طهارت و نجاست به گفته کودک ممیز تا زمان بلوغ اعتناء نمی‏شود�. این فتوا تکلیف دشواری است. زیرا به طور مثال مستلزم این است که پدر و مادر تطهیر فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگی به عهده بگیرند. لطفا وظیفه شرعی ما را بیان فرمائید.

قول کودکی که در آستانه بلوغ است در این باره معتبر است.

س 77: گاهی به آب موادی اضافه می‏کنند که آن را به رنگ شیر در می‏آورد، آیا این آب مضاف است؟ حکم وضو و تطهیر با آن چیست؟

آن آب حکم آب مضاف را ندارد.

س 78: در تطهیر، چه فرقی بین آب کر و آب جاری است؟

هیچ تفاوتی با هم ندارند.

س 79: اگر آب شور جوشانده شود، آیا با آبی که از بخار آن بدست می‏آید، می‏توان وضو گرفت؟

اگر آب مطلق بر آن صدق کند، آثار آب مطلق را دارد.

س 80: برای پاک شدن کف پا یا کفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آیا این کار باید بعد از زوال عین نجاست صورت بگیرد یا پانزده گام رفتن با وجود عین نجاست کافی است؟ آیا پس از آنکه عین نجاست با پانزده گام از بین رفت، کف پا یا کفش پاک می‏شود؟

کسی که بر اثر راه رفتن روی زمین، کف پا یا کفش او، نجس شده است هر گاه تقریبا به قدر ده قدم روی زمین خشک و پاک راه برود، کف پا و کفش او پاک می‏شود مشروط به این که عین نجاست، زائل شود.

س 81: آیا کف پا یا ته کفش با راه رفتن روی زمینی که آسفالت شده، پاک می‏شود؟

زمینهای آسفالت و یا آغشته به قیر، پاک کننده کف پا یا ته کفش نیستند.

س 82: آیا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست، شرایط مطهّریت آن چیست؟

تابیدن آفتاب باعث طهارت زمین و همه اشیاء غیر منقول از قبیل ساختمان و چیزهائی که در آن بکار رفته مانند چوب، در، پنجره و مانند آن می‏شود، به شرطی که عین نجاست قبلا از آنها زائل شده باشد و در موقع تابش آفتاب‏تر باشند و به وسیله آفتاب خشک شوند.

س 83: لباسهای نجسی که در موقع تطهیر، آب را رنگین می‏کنند، چگونه پاک می‏شوند؟

اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهای نجس با ریختن آب بر آنها، پاک می‏شوند.

س 84: کسی که برای غسل جنابت آب را در ظرفی می‏ریزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف می‏چکد، آیا موجب نجس شدن آب می‏گردد؟ و آیا مانع از تمام کردن غسل با آن آب می‏شود؟

اگر آب از آن قسمت بدن که پاک است به داخل ظرف بچکد، پاک است و مانعی برای تمام کردن غسل با آن وجود ندارد.

س 85: آیا تطهیر تنوری که با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امکان دارد؟

ظاهر آن با شستن قابل تطهیر است و طهارت ظاهر تنور که خمیر به آن می‏چسبد برای پختن نان کافی است.

س 86: آیا روغن نجس با انجام فعل و انفعالات شیمیائی بر روی آن به طوری که ماده‏ی آن دارای خواص جدیدی شود، بر نجاست خود باقی می‏ماند یا این که حکم استحاله را پیدا می‏کند؟

برای تطهیر مواد نجس، مجرّد انجام فعل و انفعالات شیمیائی که خاصیت جدیدی به مواد ببخشد، کافی نیست.

س 87: در روستای ما حمامی وجود دارد که سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام کنندگان می‏چکد. آیا این قطرات پاک است؟ آیا غسل بعد از چکیدن این قطرات صحیح است؟

بخار حمام و قطراتی که از سقف پاک می‏چکد، محکوم به طهارت است، و چکیدن این قطرات بر بدن باعث نجاست آن نمی‏شود و به صحت غسل ضرر نمی‏رساند.

س 88: با توجه به اینکه بر اساس تحقیقات علمی، وزن آبهای فاضلاب‏ها در اثر اختلاط با مواد معدنی و آلودگی به میکرب 10% بیشتر از وزن طبیعی آب است، اگر در اینگونه آبهإ؛ در تصفیه‏خانه‏ها تغییراتی به وجود آید و بوسیله عملیات فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی، مواد معدنی آلوده و میکروبها را از آن جدا سازند. به طوری که بعد از تصفیه کامل از جهت فیزیکی (رنگ، بو، طعم) و از جهت شیمیائی (مواد معدنی آلوده) و از جهت بهداشتی (میکروبهای مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتی‏تر و بهتر از آبهای بسیاری از نهرها و دریاها بویژه آبهائی که برای آبیاری استفاده می‏نمایند، گردد. آیا این آبها که قبل از تصفیه نجس هستند، با اعمال مذکور پاک شده و حکم استحاله بر آنها جاری می‏گردد یا آنکه پس از تصفیه هم محکوم به نجاست هستند؟

در فرض مذکور با مجرد جداسازی مواد معدنی آلوده و میکربها و غیر آن از آبهای فاضلابها، استحاله تحقق پیدا نمی‏کند. مگر این که عمل تصفیه با تبخیر آب و تبدیل دوباره بخار به آب، انجام شود.

 

 

احکام تخلّی‏ :

س 89: عشایر بخصوص در ایام کوچ کردن، آب کافی برای تطهیر در اختیار ندارند، آیا چوب و سنگریزه برای تطهیر مخرج بول کفایت می‏کند؟ آیا آنان می‏توانند با این حال نماز بخوانند؟

مخرج بول جز با آب پاک نمی‏شود. ولی نماز کسی که توانائی تطهیر بدن خود با آب را ندارد، صحیح است.

س 90: حکم تطهیر مخرج بول و غائط با آب قلیل چیست؟

برای طهارت مخرج بول با آب قلیل دو بار شستن بنابراحتیاط لازم است، و برای طهارت مخرج غائط شستن تا مقداری که عین نجاست و آثار آن از بین برود، لازم است.

س 91: بر حسب عادت، نمازگزار باید بعد از بول کردن استبراء نماید. در عورت من زخمی وجود دارد که هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جاری شده و با آبی که برای تطهیر استفاده می‏کنم مخلوط می‏شود و باعث نجاست بدن و لباسم می‏گردد. اگر استبراء نکنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود یابد ولی با استبراء و فشاری که بر آن وارد می‏شود زخم باقی خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد کشید. خواهش می‏کنم بیان فرمائید که عمل استبراء را انجام بدهم یا خیر؟

استبراء واجب نیست. و اگر موجب ضرر شود جایز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول کردن رطوبت مشتبه خارج شود، حکم بول را دارد.

س 92: گاهی بدون اختیار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتی خارج می‏شود که شبیه بول است. آیا این رطوبت نجس است یا پاک؟ اگر انسان بعد از مدتی بطور اتفاقی متوجه این مسأله شود، نمازهای گذشته‏اش چه حکمی دارد؟ آیا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج این رطوبت غیر اختیاری بررسی نماید؟

اگر بعد از استبراء رطوبتی خارج شود که بول بودن آن مشکوک باشد، حکم بول را ندارد و محکوم به طهارت است، و بررسی و جستجو در این باره لازم نیست.

س 93: لطف بفرمائید در صورت امکان راجع به اقسام رطوبتی که گاهی از انسان خارج می‏شود، توضیح دهید.

رطوبتی که گاهی بعد از خروج منی از انسان خارج می‏شود، وذی نام دارد، و رطوبتی که بعضی از اوقات بعد از بول خارج می‏شود، ودی نامیده می‏شود، و رطوبتی که بعد از ملاعبه زن و مرد با یکدیگر خارج می‏شود، مذی نام دارد. همه این رطوبتها پاک است و باعث نقض طهارت نمی‏شود.

س 94: اگر کاسه توالتها در جهت مخالف سمتی که اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتی متوجه شویم که جهت کاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آیا تغییر جهت کاسه توالت واجب است یا خیر؟

انحراف از قبله به مقداری که انحراف از سمت قبله بر آن صدق کند، کافی است و اشکال ندارد.

س 95: بر اثر بیماری در مجاری ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نمی‏شود و رطوبت می‏بینم. برای معالجه به پزشک مراجعه نموده و به دستورات او عمل کردم ولی بیماری‏ام معالجه نشد. وظیفه شرعی من چیست؟

بعد از استبراء، به شک در خروج بول اعتنا نمی‏شود، و اگر یقین دارید که بول به صورت قطره قطره از شما خارج می‏شود، باید به وظیفه مسلوس که در رساله عملیه امام خمینی �قدس سره� ذکر شده، عمل نمائید و تکلیفی زائد بر آن ندارید.

س 96: کیفیت استبراء قبل از تطهیر مخرج غایط چگونه است؟

تفاوتی بین استبراء قبل از تطهیر مخرج غائط و بعد از تطهیر آن، از نظر کیفیت وجود ندارد.

س 97: استخدام در بعضی از شرکت‏ها و مؤسسات مستلزم معاینات پزشکی است که گاهی مشتمل بر کشف عورت است. آیا این عمل در صورت نیاز جایز است؟

کشف عورت در برابر شخص دیگر، هر چند لازمه استخدام باشد، جایز نیست، مگر در صورتی که ترک کار برای او مشقت آور بوده و مضطرّ به آن باشد.

س 98: در هنگام تخلّی، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاک می‏شود؟

محل دفع بول بنابر احتیاط واجب با دو مرتبه شستن با آب قلیل پاک می‏شود.

س 99: مخرج مدفوع را چگونه می‏توان تطهیر کرد؟

مخرج مدفوع را به دوگونه می‏توان تطهیر کرد: اول آنکه با آب بشوید تا نجاست زائل شود و پس از آن آب کشیدن لازم نیست. دوم آنکه با سه قطعه سنگ یا پارچه پاک و امثال آن، نجاست را پاک نماید و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات دیگری آن را کاملا پاک کند، و به جای سه قطعه می‏تواند از سه جای یک قطعه سنگ یا پارچه استفاده کند.

 

 

احکام وضو :

س 100: به نیت طهارت برای نماز مغرب وضو گرفتم، آیا برای من با این وضو مسّ قرآن کریم و خواندن نماز عشا جایز است؟

بعد از آنکه وضو به طور صحیح محقّق شد، تا زمانی که باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جایز است.

س 101: کسی که در جلوی سرش موی مصنوعی گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت می‏افتد، آیا مسح بر موی مصنوعی برای او جایز است؟

موی مصنوعی اگر به نحو کلاه گیس باشد، واجب است برای مسح آن را بردارد، ولی اگر موی مصنوعی بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوی سر باعث عسر و حرجی شود که عادتا قابل تحمل نیست، مسح بر روی آن مجزی است.

س 102: شخصی گفته است که هنگام وضو فقط باید دو مشت آب بر صورت ریخته شود، و اگر بار سوم آب ریخته شود وضو باطل خواهد بود. آیا این سخن صحیح است؟

شستن اعضاء در وضو، بار اوّل واجب و بار دوّم جائز و بیش از آن مشروع نیست لکن ملاک برای تعیین هر بار، قصد انسان است، پس اگر به قصد بار اوّل چند مرتبه آب بریزد اشکال ندارد.

س 103: آیا در وضوی ارتماسی جایز است که چند بار دست و صورت را داخل آب کنیم یا این که فقط دوبار جایز است؟

فقط دو بار می‏توان دست و صورت را وضوی ارتماسی داد بار اوّل واجب، و بار دوّم جائز است و بیش از آن، مشروع نیست. ولی در وضوی ارتماسی در مورد دستها باید قصد شستن وضوئی آنها هنگام خارج کردن آنها از آب باشد، تا بتوان از این طریق مسح را با آب وضو انجام داد.

س 104: آیا چربیهائی که به طور طبیعی در مو و صورت به وجود می‏آیند، مانع محسوب می‏شوند؟

مانع محسوب نمی‏شود، مگر آنکه به حدّی باشد که مانع از رسیدن آب به پوست و مو گردد.

س 105: مدت زمانی مسح پاهایم را از سر انگشتان انجام نمی‏دادم، بلکه فقط روی پا و مقداری از انگشتان را مسح می‏کردم؛ آیا این مسح صحیح بوده است؟ و در صورت عدم صحت، نمازهائی را که خوانده‏ام باید قضا کنم؟

اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضای نمازهای خوانده شده، واجب است. و در صورتی که انسان شک داشته باشد که آیا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح می‏کرده است یا نه؟ وضو و نمازهای خوانده شده محکوم به صحت هستند.

س 106: بر آمدگی روی پا که هنگام مسح، دست باید تا آنجا کشیده شود، کدام است؟

باید مسح پا را تا مفصل بکشند.

س 107: وضو در مساجد و مراکز و ادارات دولتی که دولت در سایر کشورهای اسلامی بنا می‏کند، چه حکمی دارد؟

جایز است و مانع شرعی ندارد.

س 108: چشمه‏ای است که سرچشمه آن در زمین ملکی شخصی قرار دارد. اگر بخواهیم آب آن را به وسیله لوله به منطقه‏ای که چند کیلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهیم، باید لوله از زمین‏های ملکی این شخص و افراد دیگر عبور نماید، آیا در صورت عدم رضایت مالکین زمین‏ها، استفاده از آب چشمه برای وضو و غسل و سایر تطهیرات جایز است؟

اگر چشمه، در کنار و خارج از ملک غیر، خود به خود جوشیده و قبل از جریان آن بر زمین، وارد لوله شده و به منطقه منظور هدایت شود در صورتی که استفاده از آب عرفا تصرّف در ملک غیر محسوب نشود، اشکال ندارد.

س 109: سازمان آب، نصب پمپ فشار و استفاده از آن را ممنوع اعلام کرده است، ولی در برخی از محلّه‏ها فشار آب ضعیف است و ساکنان آن مجبورند که برای استفاده از آب در طبقات بالای ساختمانها از پمپ فشار استفاده کنند، با توجه به این مسأله به دو سؤال زیر پاسخ فرمایید؟

الف: آیا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بیشتر از نظر شرعی جایز است؟

ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبی که بوسیله پمپ جذب می‏شود چه حکمی دارد؟

در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جایز نیست، و وضو و غسل با آبی که بوسیله پمپ به دست می‏آید، محل اشکال است.

س 110: نظر جنابعالی درباره وضو گرفتن قبل از داخل شد وقت نماز چیست؟ در پاسخ به یکی از استفتائات فرموده‏اید که با وضوئی که نزدیک اول وقت نماز گرفته می‏شود، می‏توان نماز خواند. منظور شما از نزدیک اول وقت نماز، چه مقدار است؟

ملاک صدق عرفی نزدیکی وقت نماز است، و اگر در آن وقت برای نماز وضو گرفته شود، اشکال ندارد.

س 111: آیا شخصی که وضو می‏گیرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پائین انگشتان پا یعنی جائی را که موقع راه رفتن با زمین تماس پیدا می‏کند، مسح نماید؟

محل مسح پا عبارت است از روی پا از سر یکی از انگشتان تا مفصل ساق، و استحباب مسح پائین انگشتان پا ثابت نشده است.

س 112: اگر شخص وضو گیرنده، هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شیر آب نماید، این کار او چه حکمی دارد؟

اشکال ندارد و به صحت وضو لطمه‏ای نمی‏زند. ولی اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روی شیری که خیس است بگذارد و آب وضوی دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتی که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال می‏باشد.

س 113: آیا برای مسح می‏توان از غیر آب وضو استفاده کرد؟ و همچنین آیا مسح سر حتما باید با دست راست و از بالا به پایین باشد؟

مسح سر و پاها باید با رطوبتی که از آب وضو در دستها مانده، کشیده شود و اگر رطوبتی باقی نمانده باید از ریش یا ابرو رطوبت گرفته و مسح نماید و احتیاط آن است که مسح سر با دست راست باشد، ولی کشیدن مسح از بالا به پایین لازم نیست.

س 114: بعضی از زنها ادعا می‏کنند که وجود رنگ روی ناخن مانع وضو نیست و مسح روی جوراب نازک هم جایز است. نظر شریف جنابعالی در این باره چیست؟

در صورتی که رنگ دارای جرم باشد، مانع از رسیدن آب به ناخن می‏باشد و وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازک باشد، صحیح نیست.

س 115: آیا مجروحان جنگی که قطع نخاع شده‏اند و قدرت نگهداری بول را ندارند، جایز است در نماز جمعه شرکت کرده و به خطبه‏ها گوش دهند و با عمل به وظیفه شخص مسلول، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟

شرکت آنان در نماز جمعه اشکال ندارد، ولی با توجه به اینکه بر آنان واجب است که بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زمانی، شروع به خواندن نماز کنند، بنابراین وضوی قبل از خطبه‏های نماز جمعه در صورتی برای خواندن نماز جمعه کافی است که بعد از وضو حدثی از آنان سر نزند.

س 116: شخصی که قادر بر وضو گرفتن نیست، فرد دیگری را برای انجام وضو به نیابت می گیرد و خودش نیت نموده و با دست خود مسح می‏کند و اگر قادر بر مسح نباشد نایب دست او را گرفته و با آن مسح می نماید. اگر از این کار هم عاجز باشد، نائب از دست او رطوبت گرفته و مسح می‏کند. حال، اگر این شخص دست نداشته باشد، چه حکمی دارد؟

اگر این شخص کف دست نداشته باشد، برای مسح، رطوبت از ساعد او گرفته می شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد، رطوبت از صورت او گرفته شده و سر و پا با آن مسح می‏شوند.

س 117: در نزدیکی محل برگزاری نماز جمعه مکانی برای وضو گرفتن وجود دارد که تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غیر بودجه مسجد پرداخت می شود. آیا شرکت کنندگان در نماز جمعه جایز است که از آن آب استفاده کنند؟

چون آب آن برای وضو گرفتنِ همه نمازگزاران بطور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشکال ندارد.

س 118: آیا وضوئی که قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، برای خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به این که در این مدت هیچیک از مبطلات وضو از وی سرنزده است، کافی است؟ یا آنکه هر نمازی نیت و وضوی جداگانه‏ای دارد؟

برای هر نمازی وضوی جداگانه لازم نیست. با یک وضو تا زمانی که باطل نشده، می تواند هر مقدار نماز که می‏خواهد بخواند.

س 119: آیا وضو گرفتن به نیت نماز واجب قبل از داخل شدن به وقت آن جایز است؟

وضو گرفتن برای خواندن نماز واجب، اگر نزدیک داخل شدن به وقت آن باشد. اشکال ندارد.

س 120: به علت فلج شدن هر دو پایم به کمک کفش طبی و عصای چوبی راه می روم، و چون به هیچ وجه بیرون آوردن کفش هنگام وضو برایم امکان ندارد، امیدوارم وظیفه شرعی مرا در رابطه با مسح هر دو پا بیان فرمائید.

اگر بیرون آوردن کفش برای مسح پاها برای شما خیلی سخت و دشوار است ، مسح بر روی کفش کافی و مجزی است.

س 121: اگر بعد از رسیدن به مکانی تا چند فرسخی آن به جستجوی آب بپردازیم و آب آلوده و کثیفی را بیابیم، در این حالت تیمم برای ما واجب است یا وضو گرفتن با آن آب؟

اگر آن آب پاک و مطلق باشد و استعمال آن ضرری نداشته باشد و خوف ضرر هم در بین نباشد، وضو واجب است و نوبت به تیمم نمی‏رسد.

س 122: آیا وضو به خودی خود مستحب است؟ و آیا می توان قبل از داخل شدن به وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟

وضو به قصد طهارت از نظر شرعی مستحب و مطلوب است و خواندن نماز با وضوی مستحب جایز است.

س 123: کسی که همیشه در وضویش شک می‏کند، چگونه می‏تواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن کریم و زیارت معصومین علیهم السلام بپردازد؟

شک در بقای طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا یقین به نقض وضو پیدا نکرده است می‏تواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت کند و به زیارت برود.

س 124: آیا در صحت وضو شرط است که آب بر همه قسمت‏های دست جریان پیدا کند یا آنکه کشیدن دست تر بر آن کافی است؟

صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هر چند بوسیله دست کشیدن باشد. ولی مسح اعضاء با دست مرطوب به تنهائی کافی نیست.

س 125: آیا در مسح سر، مرطوب شدن مو کافی است یا این که رطوبت باید به پوست سر هم برسد؟

مسح بر پوست سر واجب نیست. بلکه بر موی قسمت جلوی سر کافی است.

س 126: کسی که از موی مصنوعی استفاده می‏کند مسح سر را چگونه انجام دهد؟ و وظیفه او راجع به غسل چیست؟

اگر موی کاشته شده، قابل برداشتن نبوده و یا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقت باشد و با وجود موها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست سر نباشد، مسح بر روی همین موها کافی است، و غسل نیز همین حکم را دارد.

س 127: ایجاد فاصله زمانی در شستن اعضاء هنگام وضو یا غسل، چه حکمی دارد؟

فاصله زمانی (عدم موالات) در غسل اشکال ندارد. ولی در وضو اگر فاصله به مقداری باشد که اعضای قبلی خشک شوند، وضو باطل است.

س 128: وضو و نماز کسی که پی در پی از او باد به مقدار کم خارج می‏شود، چه حکمی دارد؟

اگر نتواند وضوی خود را تا آخر نماز حفظ کند و تجدید وضو در اثناء نماز هم برای او خیلی دشوار باشد، می تواند با هر وضوئی یک نماز بخواند، یعنی برای هر نماز به یک وضو اکتفا کند، هر چند وضوی او در بین نماز باطل شود.

س 129: بعضی از افرادی که در مجتمع های مسکونی زندگی می‏کنند، از پرداخت هزینه خدماتی که از آنها استفاده می کنند از قبیل هزینه آب سرد و گرم، تهویه، نگهبانی و مانند آنها، خودداری می کنند. آیا روزه و نماز و سایر عبادات این افراد که بار مالی این خدمات را بدون رضایت همسایگان به دوش آنان می‏اندازند، از نظر شرعی باطل است؟

هر یک از مشترکین از نظر شرعی به مقداری که از امکانات مشترک استفاده می‏کند، نسبت به هزینه خدمات مدیون است، و اگر از پرداختِ پول آب، امتناع کند، وضو و غسل او محل اشکال و بلکه باطل است.

س 130: شخصی غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت می خواهد نماز بخواند، ولی نمی داند غسلش باطل شده است یا خیر؟ اگر احتیاطا وضو بگیرد، اشکال دارد یا خیر؟

در فرض مذکور وضو واجب نیست، ولی احتیاط هم مانعی ندارد.

س 131: آیا کودک نا بالغ، محدث به حدث اصغر می شود ؟ آیا می توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ کند؟

بله، با عارض شدن مبطلات وضو، کودک نابالغ هم محدث می شود، ولی مس کتابت قرآن بر او حرام نیست و بر مکلّف واجب نیست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.

س 132: اگر عضوی از اعضای وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو ، نجس شود، چه حکمی دارد؟

نجس شدن آن عضو، به صحت وضو ضرر نمی‏رساند، ولی تطهیر آن عضو برای پاک شدن از نجاست بخاطر نماز واجب است.

س 133: آیا بودن چند قطره آب بر روی پا هنگام مسح، برای وضو ضرر دارد؟

واجب است که محل مسح از آن قطرات خشک شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تأثیر بگذارد نه بر عکس.

س 134: کسی که دست راست او از بالای مرفق قطع شده، آیا مسح پای راست از او ساقط است؟

مسح پای راست از او ساقط نمی شود، بلکه باید با دست چپ بر آن مسح کند.

س 135: کسی که در اعضای وضوی او زخم یا شکستگی باشد، چه وظیفه ای دارد؟

اگر در اعضای وضو زخم یا شکستگی است و روی آن باز باشد و آب برای آن ضرر ندارد، باید آن را بشوید و اگر شستن آن مضر است باید اطراف آن را بشوید، و احتیاط آن است که اگر کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد.

س 136: کسی که محل مسح او زخم است، چه وظیفه‏ای دارد؟

اگر نمی تواند روی زخم محل مسح دستِ تر بکشد باید به جای وضو تیمم کند. ولی در صورتی که می تواند پارچه‏ای روی زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد، احتیاط آن است که علاوه بر تیمم، وضو نیز با چنین مسحی بگیرد.

س 137: کسی که جاهل به بطلان وضویش است و بعد از وضو متوجه آن می شود، چه حکمی دارد؟

اعاده وضو برای اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و اگر با وضوی باطل نماز خوانده باشد، اعاده آن نیز واجب می‏باشد.

س 138: کسی که در یکی از اعضای وضویش زخمی وجود دارد که حتی اگر جبیره هم بر روی آن قرار دهد دائما از آن خون می آید، چگونه باید وضو بگیرد؟

واجب است جبیره‏ای را بر روی زخم بگذارد که خون از آن بیرون نمی آید، مثل نایلون.

س 139: آیا خشک کردن رطوبت بعد از وضو مکروه است؟ در مقابل، آیا خشک نکردن آن مستحب است؟

اگر دستمال یا پارچه معینی را مخصوص این کار قرار دهد، اشکال ندارد.

س 140: آیا رنگ مصنوعی که زنها از آن برای رنگ کردن موی سر و ابروی شان استفاده می‏کنند، مانع از صحت وضو و غسل است؟

اگر صرفا رنگ باشد و دارای جرمی نباشد که مانع از رسیدن آب به مو شود، وضو و غسل صحیح است.

س 141: آیا جوهر از موانعی است که وجود آن بر روی دست باعث بطلان وضو می‏شود؟

اگر جوهر دارای جرم بوده و مانع از رسیدن آب به پوست شود، وضو باطل است، و تشخیص این موضوع بر عهده مکلّف می‏باشد.

س 142: اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، آیا وضو باطل می شود؟

از آنجائی که مسح پاها باید با رطوبتی که از آب وضو در کف دو دست باقی مانده صورت بگیرد، لذا باید هنگام مسح سر، دست به قسمت بالای پیشانی نرسد و با رطوبت صورت برخورد نکند تا این که رطوبت دست که هنگام مسح پا به آن نیاز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.

س 143: شخصی که وضویش نسبت به وضوی متعارف بین مردم وقت بیشتری می گیرد، برای یقین پیدا کردن به شستن اعضای وضو چه کاری باید انجام دهد؟

باید از وسوسه اجتناب نماید، و برای این که شیطان از او ناامید شود، باید به وسوسه‏ها اعتناء نکند و کوشش کند که همانند سایر اشخاص به مقداری که از نظر شرعی واجب است، اکتفا نماید.

س 144: بعضی از قسمت‏های بدنم خالکوبی شده است، گفته می شود که غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازی از من پذیرفته نمی شود. امیدوارم مرا در این‏باره راهنمائی فرمائید.

اگر خالکوبی مجرد رنگ باشد و یا در زیر پوست بوده و بر ظاهر پوست چیزی که مانع از رسیدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحیح است.

س 145: اگر بعد از خروج بول، انسان استبراء کرد و وضو گرفت و سپس رطوبتی که مردد بین بول و منی است از او خارج شد، چه حکمی دارد؟

در فرض سؤال، برای تحصیل یقین به طهارت از حدث، واجب است که هم غسل کند و هم وضو بگیرد.

س 146: لطفا تفاوت وضوی زن و مرد را بیان فرمائید.

بین زن و مرد در افعال و کیفیت وضو فرقی نیست، جز این که برای مردها مستحب است که هنگام شستن آرنج از قسمت بیرونی آن شروع کنند و زنها از قسمت داخلی آن.

 

مسّ اسماء و آیات الهی‏

س 147: مسّ ضمیرهائی که به ذات باری تعالی بر می گردند مثل ضمیر جمله �بسمه تعالی� چه حکمی دارد؟

ضمیر حکم لفظ جلاله را ندارد.

س 148: نوشتن اسم جلاله �اللّه� بصورت �ا...� مرسوم شده است. کسانی که بدون وضو این کلمه را مسّ می کنند، چه حکمی دارند؟

همزه و نقاط، حکم لفظ جلاله را ندارد، ومس آن بدون وضو، جائز است.

س 149: در جائی که من کار می کنم در مکاتبات خود کلمه �اللّه� را به صورت �ا...� می‏نویسند.آیانوشتن‏الف‏وسه نقطه به جای لفظ جلاله�اللّه� ازنظرشرعی‏صحیح‏است؟

از نظر شرعی مانعی ندارد.

س 150: آیا جایز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله �الله� توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خودداری نموده و یا بصورت �ا...� نوشته شود؟

مانعی ندارد.

س 151: نابینایان برای خواندن و نوشتن از خط برجسته‏ای معروف به خط بریل که با لمس انگشتان خوانده می‏شود، استفاده می‏کنند.

آیا بر نابینایان واجب است که هنگام فراگیری قرآن کریم و مسّ اسماء طاهره که با خط برجسته بریل نوشته شده است، وضو داشته باشند یا خیر؟

اگر نقاط برجسته علامت حروف هستند، حکم آن حروف را ندارند ولی اگر در نظر عرف آگاه بعنوان خط محسوب شوند در مس آنها رعایت احتیاط لازم است علامتی برای حروف قرآن کریم و اسماء طاهره استفاده می‏شوند، مسّ آنها نیاز به طهارت از حدث ندارد.

س 152: مسّ اسمهایی از قبیل عبداللّه و حبیب اللّه بدون وضو چه حکمی دارد؟

مسّ لفظ جلاله بدون وضو جایز نیست، اگر چه جزئی از یک اسم مرکب باشد.

س 153: آیا جایز است که زن حائض گردنبندی را به گردن بیندازد که نام مبارک پیامبر صلی الله و علیه و آله بر آن نقش شده است؟

به گردن آویختن آن اشکال ندارد، ولی بنابر احتیاط واجب است که اسم مبارک پیامبر �صلی الله علیه و آله� با بدن تماس نداشته باشد.

س 154: آیا حرمت مسّ نوشته‏های قرآن بدون وضو اختصاص به موردی دارد که در قرآن کریم باشد، یا شامل مواردی که نوشته قرآنی در کتاب دیگری یا تابلو یا دیوار و غیر آنها هم باشد، می‏گردد؟

حرمت مسّ کلمات و آیات قرآنی بدون وضو اختصاص به قرآن کریم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آیات قرآنی می‏شود، هر چند در کتاب دیگری یا در روزنامه، مجله، تابلو، و غیر آنها باشد.

س 155: خانواده‏ای به قصد خیر و برکت هنگام خوردن برنج از ظرفی استفاده می‏کنند که آیات قرآنی از جمله آیةالکرسی روی آن نوشته شده است. آیا این کار اشکال دارد؟

اگر با وضو باشند و یا غذا را با قاشق از ظرف بر می‏دارند، اشکال ندارد.

س 156: آیا کسانی که بوسیله دستگاه تحریر اسماء جلاله یا آیات قرآنی و یا نامهای معصومین علیهم السلام را می‏نویسند، باید در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟

این کار مشروط به طهارت نیست، ولی نوشته‏ها را نباید بدون وضو مسّ کرد.

س 157: آیا مسّ آرم جمهوری اسلامی ایران بدون وضوء، حرام است؟

اگر در نظر عرف، اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد، اگر چه احوط ترک مس آن بدون طهارت است.

س 158: آیا چاپ آرم جمهوری اسلامی ایران بر روی اوراق اداری و استفاده از آن در مکاتبات و غیر آن، چه حکمی دارد؟

نوشتن و چاپ لفظ جلاله یا آرم جمهوری اسلامی ایران اشکال ندارد، و احوط این است که احکام لفظ جلاله در آرم جمهوری اسلامی ایران هم رعایت شود.

س 159: استفاده از تمبرهای پستی که بر روی آنها آیات قرآنی چاپ شده است، و یا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند �عزّ و جلّ� و آیات قرآنی و یا چاپ آرم مؤسساتی که مشتمل بر آیاتی از قرآن کریم است، در روزنامه‏ها و مجلات و نشریاتی که همه روزه منتشر می‏شوند، چه حکمی دارد؟

طبع و نشر آیات قرآنی و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولی بر کسی که به دستش می‏رسد، واجب است که احکام شرعی آنها را رعایت نماید و از بی احترامی و نجس کردن و مسّ بدون وضوی آنها خودداری کند.

س 160: در بعضی از روزنامه‏ها اسم جلاله یا آیات قرآنی نوشته می‏شود، آیا پیچاندن غذا با آنها، یا نشستن بر آنها و یا استفاده از آنها به جای سفره و یا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راههای دیگر، جایز است یا خیر؟

استفاده از این روزنامه‏ها در مواردی که از نظر عرف، بی احترامی شمرده شود جائز نیست و اگر بی احترامی محسوب نشود اشکال ندارد.

س 161: آیا مسّ نقش کلمات روی انگشترها، جایز است؟

اگر از کلماتی باشد که شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جایز نیست.

س 162: انداختن چیزی که مشتمل بر نامهای خداوند است در نهرها و جوی‏ها چه حکمی دارد؟ آیا این عمل اهانت محسوب می‏شود؟

اگر انداختن آنها در نهرها و جویبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشکال ندارد.

س 163: آیا هنگام انداختن اوراق امتحانی تصحیح شده در زباله یا آتش زدن آنها، باید اطمینان حاصل شود که نامهای خداوند و اسامی معصومین علیهم السلام در آنها نباشد؟ آیا دور انداختن اوراقی که در یکی از دو طرف آن چیزی نوشته نشده است، اسراف محسوب می‏شود یا خیر؟

فحص و بررسی لازم نیست و هنگامی که وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشکال ندارد. اما اوراقی که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازی و مانند آن وجود دارد و یا بر یک طرف آن نوشته شده است و طرف دیگر آن قابل استفاده برای نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالی از اشکال نیست.

س 164: اسامی مبارکی که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوی آنها حرام است، کدامند؟

مسّ اسماء و صفات مخصوص ذات باری تعالی بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهای انبیاء عظام و ائمه معصومین علیهم السلام به نامهای خداوند متعال، در حکم مذکور است.

س 165: راههای شرعی محو کردن اسماء مبارک و آیات قرآنی هنگام نیاز کدامند؟ سوزندان اوراقی که در آن اسم جلاله و آیات قرآنی نوشته شده است، هنگام ضرورت برای حفظ اسرار چه حکمی دارد؟

دفن آنها در خاک و یا تبدیل آنها به خمیر بوسیله آب اشکال ندارد. ولی جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بی احترامی محسوب شود، جایز نیست، مگر در صورتی که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آیات قرآنی و نامهای مبارک امکان نداشته باشد.

س 166: قطعه قطعه کردن اسماء مبارکة و آیات قرآنی به مقدار زیاد به طوری که حتی دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غیر قابل خواندن شوند، چه حکمی دارد؟ آیا در محو کردن اسماء مبارکه و آیات قرآنی و ساقط شدن حکم آنها، تغییر صورت خطی آنها با حذف و اضافه کردن حروف، کافی است؟

تقطیع به نحو مذکور اگر بی احترامی محسوب شود جائز نیست و در غیر این صورت نیز اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آیات قرآنی نشود، کافی نیست، همچنان که تغییر صورت خطی کلمات با اضافه یا کم کردن بعضی حروف نیز باعث زوال حکم شرعی حروفی که به قصد نوشتن لفظ جلاله به کار رفته‏اند، نمی‏شود. بلی، زوال حکم بر اثر تغییر حروف به نحوی که ملحق به محو حروف گردد، بعید نیست، هر چند احتیاط، اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.

 

 

احکام غسل جنابت‏

س 167: آیا شخص جنب می‏تواند در صورت تنگی وقت با تیمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند یا این که باید بعد از تطهیر و غسل، نماز را قضا نماید؟

اگر وقت به مقداری نیست که بدن و لباسش را تطهیر کند و یا لباس خود را عوض نماید و به علت سردی هوا و مانند آن نمی‏تواند نماز خود را برهنه هم بخواند، باید نماز را با تیمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. این نماز مجزی است و قضای آن بر او واجب نیست.

س 168: آیا رسیدن منی به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن می‏شود؟

در این صورت جنابت محقق نمی‏شود.

س 169: آیا بر زنان پس از انجام معاینات داخلی با وسائل طبی غسل واجب می‏گردد؟

تا زمانی که منی خارج نشود، غسل واجب نیست.

س 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگیرد، ولی منی خارج نشود و زن نیز به مرحله اوج لذت نرسد، آیا غسل فقط بر زن واجب است یا فقط بر مرد یا بر هر دو؟

با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است.

س 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتی غسل جنابت بر آنان واجب می‏شود؟ و آیا رطوبتی که هنگام ملاعبه و شوخی با همسر از آنان خارج می‏شود، حکم منی را دارد؟ و آیا بدون سست شدن بدن و رسیدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب می‏شود؟ بطور کلی در زنان بدون نزدیکی، جنابت چگونه تحقق می‏یابد؟

اگر زن به اوج لذت جنسی برسد و در آن حال مایعی از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب می‏شود و اگر شک کند که به این مرحله رسیده یا نه و یا شک در خروج مایع داشته باشد، غسل واجب نیست.

س 172: آیا خواندن کتاب و یا دیدن فیلمهائی که موجب تحریک شهوت می‏شود، جائز است؟

جایز نیست.

س 173: اگر زن بعد از نزدیکی همسرش با وی، در حالی که منی در رحم او باقی مانده است، بلافاصله غسل نماید و بعد از غسل، منی از رحم خارج شود، آیا غسل او صحیح است؟ آیا منی خارج شده بعد از غسل، پاک است یا نجس و موجب جنابت مجدد می‏شود یا خیر؟

غسل او صحیح است و رطوبتی که بعد از غسل از او خارج می‏شود، اگر منی باشد نجس است، ولی اگر منی مرد باشد، باعث جنابت مجدد نمی‏شود.

س 174: مدتی است که مبتلا به شک در غسل جنابت شده‏ام، به طوری که با همسرم نزدیکی نمی‏کنم. با این حال حالتی غیرارادی به من دست می‏دهد که گمان می‏کنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتی هر روز دو یا سه بار غسل می‏کنم، و این شک مرا آزار می‏دهد، تکلیف من چیست؟

با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمی‏شود، مگر این که رطوبتی از شما خارج شود که همراه با علامت‏های شرعی خروج منی باشد یا یقین به خروج منی داشته باشید.

س 175: آیا غسل جنابت در حال حیض صحیح است، به طوری که مسقط تکلیف زن جنب باشد؟

صحت غسل در فرض مذکور محل اشکال است.

س 176: اگر زن در حال حیض، جنب یا در حال جنابت حایض شود، آیا بعد از پاک شدن از حیض هر دو غسل بر او واجب است؟ یا این که با حدوث جنابت در حال حیض، غسل جنابت بر او واجب نیست زیرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟

در هر دو صورت، علاوه بر غسل حیض، غسل جنابت هم واجب است، ولی جایز است که در مقام عمل، به غسل جنابت اکتفا کند، لیکن احوط این است که نیت هر دو غسل را بنماید.

س 177: در چه صورتی حکم می‏شود که رطوبت خارج شده از مرد منی است؟

اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حکم منی را دارد.

س 178: گاهی اثر گچ یا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخن‏های دست و پا مشاهده می‏شود که در حمام هنگام غسل دیده نمی‏شد، ولی بعد از خروج از حمام و دقت، سفیدی صابون یا گچ آشکار می‏شود. در این حال تکلیف چیست؟ در حالی که بعضی از افراد هنگام غسل و وضو به این مسأله جاهل هستند و یا توجهی به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ یا صابون یقین به رسیدن آب به زیر آن حاصل نمی‏شود.

مجرد وجود اثر گچ یا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر می‏شود، ضرری به وضو یا غسل نمی‏رساند، مگر این که دارای جرمی باشد که مانع از رسیدن آب به بشره شود.

س 179: یکی از برادران می‏گوید صحت غسل مشروط به تطهیر بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهیر آن از منی یا غیر آن در اثنای غسل باشد موجب بطلان غسل می‏شود. بر فرض صحت گفته او و با توجه به این که من جاهل به این مسأله بوده‏ام، آیا نمازهای گذشته من باطل بوده و قضای آنها واجب است؟

پاک بودن تمامی بدن قبل از غسل واجب نیست، بلکه پاک بودن هر عضوی هنگام غسل آن کافی است. بنابراین اگر عضو، قبل از غسل‏آن، تطهیر شده باشد، غسل و نمازی که با آن خوانده شده، صحیح است. ولی اگر عضو نجس قبل از غسل‏آن تطهیر نشود، و با یک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نماید، غسل باطل است و نمازی که با چنین غسلی خوانده، باطل و قضای آن واجب است.

س 180: آیا رطوبتی که از انسان در حال خواب خارج می‏شود، حکم منی را دارد؟ با آنکه می‏دانیم هیچیک از علامتهای سه گانه (جستن، شهوت و سستی بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمی‏شود مگر وقتی که بعد از بیداری لباسهای زیر خود را مرطوب ببیند.

اگر علائم سه گانه یا یکی از آنها وجود نداشته باشد و یا شک در آن باشد، حکم منی را ندارد مگر اینکه از راه دیگری یقین کند که منی است.

س 181: جوانی هستم که در خانواده فقیری زندگی می‏کنم و از منی به دفعات زیاد از من خارج می‏شود و خجالت می‏کشم از پدرم تقاضای پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداریم. تقاضا می‏کنم مرا راهنمائی فرمائید.

در انجام تکلیف شرعی، حیا معنی ندارد. حیا، عذر شرعی برای ترک واجب نیست. به هر حال اگر غسل جنابت برای شما امکان ندارد، وظیفه شما برای نماز و روزه، تیمم بدل از غسل است.

س 182: اینجانب با مشکلی مواجه هستم، مشکل من این است که شستن بدنم، هر چند با یک قطره آب، برای بدنم ضرر دارد، حتی مسح هم همین طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض دیگر، تپش قلبم زیاد می‏شود، آیا با این وضعیت برای من جایز است با همسرم مقاربت نموده و برای چندین ماه تیمم بدل از غسل نمایم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟

ترک مقاربت بر شما واجب نیست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظیفه شرعی شما برای اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تیمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کریم و بقیه اعمالی که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد.

س 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب یا مستحب، واجب است یا خیر؟

استقبال قبله در وقت غسل واجب نیست.

س 184: آیا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قلیل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحیح است؟

در فرض مرقوم، غسل کردن با آن مانعی ندارد.

س 185: اگر از کسی که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آیا باید دوباره غسل نماید یا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگیرد؟

حدث اصغر در اثنای غسل به صحت غسل ضرر نمی‏رساند و لازم نیست که غسل را از نو شروع کند، ولی چنین غسلی کفایت از وضو برای نماز و سایر اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمی‏کند.

س 186: اگر رطوبت غلیظی که شبیه منی است و انسان آن را بعد از بول مشاهده می‏کند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آیا حکم منی را دارد؟

حکم منی بر آن مترتب نیست، مگر این که یقین به منی بودن آن حاصل شود یا این که هنگام خروج، علامت‏های شرعی منی را داشته باشد.

س 187: کسی که غسلهای متعددی اعم از واجب یا مستحب بر ذمّه او باشد، آیا یک غسل، کفایت از غسل‏های دیگر می‏کند؟

اگر به نیت همه آنها یک غسل بجا آورد، کفایت می‏کند و اگر در بین آنها غسل جنابت باشد و به نیت آن غسل کند، از بقیه غسلها هم کفایت می‏کند. اگر چه احتیاط این است که همه آنها را نیّت نماید.

س 188: غیر از غسل جنابت، آیا بقیه غسلها هم کفایت از وضو می‏کنند؟

کفایت نمی‏کنند.

س 189: به نظر شریف جنابعالی آیا در غسل جنابت جریان آب بر بدن شرط است؟

ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جریان آب بر بدن شرط نیست.

س 190: کسی که می‏داند اگر با نزدیکی با همسرش خود را جنب کند، آبی برای غسل کردن نمی‏یابد و یا وقت برای غسل و نماز ندارد، آیا می‏تواند با همسرش نزدیکی نماید؟

در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تیمم داشته باشد، می‏تواند با همسرش نزدیکی کند.

س 191: آیا در غسل جنابت مراعات ترتیب بین سر و سایر اعضای بدن کافی است یا این که باید بین طرف راست و چپ بدن هم ترتیب رعایت شود؟

احتیاط واجب آن است که ترتیب بین دو طرف بدن نیز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ مراعات شود.

س 192: آیا هنگام غسل ترتیبی مانعی دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نیت غسل ترتیبی نموده و آن را جا آورم؟

شستن پشت و یا هر عضوی از اعضای بدن قبل از نیت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کیفیت غسل ترتیبی به این صورت است که بعد از تطهیر تمام بدن باید نیت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتیاط واجب طرف راست بدن از شانه تا پائین پا، و در مرحله سوم طرف چپ بدن به همان ترتیب باید شسته شود. با رعایت این ترتیب، غسل به طور صحیح انجام می‏شود.

س 193: آیا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهایش را هم بشوید؟ و آیا با توجه به این که آب به تمام پوست سر رسیده است، نرسیدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل می‏شود؟

بنا بر احتیاط واجب، باید تمام مو شسته شود.

 

 

احکام غسل باطل‏

س 194: کسی که به سن تکلیف رسیده ولی جاهل به وجوب غسل و کیفیت آن بوده و بعد از گذشت مدتی در حدود ده سال متوجه مسأله تقلید و وجوب غسل بر او شده است، چه حکمی دارد؟ وظیفه او نسبت به قضای نمازها و روزه‏های گذشته‏اش چیست؟

قضای نمازهائی که در حال جنابت خوانده، بر او واجب است، و همچنین قضای روزه هم در صورتی که می‏دانسته جنب است، ولی جاهل به وجوب غسل بر جنب برای روزه گرفتن بوده، بر او واجب است.

س 195: جوانی بر اثر نادانی قبل از چهارده سالگی و بعد از آن، اقدام به استمناء می‏کرده که بر اثر آن از او منی خارج می‏شده، ولی نمی‏دانسته که خروج منی باعث جنابت می‏شود و باید برای نماز و روزه غسل کند، تکلیف او چیست؟ آیا برای مدتی که استمناء می‏کرده و منی از او خارج می‏شده، غسل بر او واجب است؟ آیا نماز و روزه‏های او از گذشته تا حال که در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضای آنها واجب است؟

برای هر چند بار خروج منی اگر تا به حال غسل نکرده است یک غسل جنابت کافی است، و باید همه نمازهائی را که یقین دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نماید. و اگر در شبهای ماه رمضان جاهل به اصل جنابت بوده، روزه‏های او قضا ندارد و محکوم به صحت است. ولی اگر عالم به خروج منی و جنابت بوده و نمی‏دانسته که برای صحت روزه، غسل بر او واجب است، باید روزه همه روزهائی را که در حال جنابت گرفته است قضا نماید.

س 196: شخصی که بعد از جنابت، غسل خود را به طور باطل و اشتباه انجام می‏دهد، با توجه به جهل او به این مسأله، نمازهائی را که با این غسل می‏خواند، چه حکمی دارند؟

نماز با غسل باطل، باطل است و باید اعاده یا قضا شود.

س 197: به قصد انجام یکی از غسل‏های واجب غسل کردم. پس از خروج از حمام متوجه شدم ترتیب را رعایت نکرده‏ام، و چون احتمال می‏دادم که نیّت ترتیب کافی است، دوباره غسل نکردم. اکنون در کارم متحیّر هستم، آیا قضای همه نمازهائی که خوانده‏ام، واجب است؟

اگر احتمال صحت غسل را می‏دهید و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحت غسل معتبر است بوده‏اید، چیزی بر عهده شما نیست. بله، اگر یقین به بطلان غسل پیدا کنید، قضای همه نمازها بر شما واجب است.

س 198: من غسل جنابت را به این ترتیب انجام می‏داده‏ام که ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را می‏شستم. در سؤال و تحقیق در این زمینه هم کوتاهی کرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حکمی دارند؟

غسل به کیفیت مذکور باطل است و موجب رفع حدث نمی‏شود. لذا نمازهائی که با چنین غسلی خوانده شده، باطل و قضای آنها واجب است. ولی روزه‏ها با فرض اینکه معتقد به صحت غسل به صورت مذکور بوده‏اید و بقای شما بر جنابت، عمدی نبوده است، محکوم به صحت است.

س 199: آیا خواندن سوره‏هایی که سجده واجب دارند، بر جنب حرام است؟

از جمله کارهائی که بر جنب حرام است، خواندن خصوص آیات سجده این سوره‏ها است، ولی خواندن سایر آیات از این سوره‏ها اشکال ندارد.

 

 

احکام تیمم‏

س 200: اگر چیزهائی مثل خاک، گچ، سنگ که تیمم بر آنها صحیح است، به دیوار چسبیده باشند، آیا تیمم بر آنها صحیح است یا آنکه حتما باید بر روی زمین باشند؟

در صحت تیمم، بودن آنها بر روی زمین شرط نیست.

س 201: در صورتی که جنب بر اثر عدم امکان رسیدن به حمام، چند روزی جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازی که با تیمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغری از او سر بزند، آیا برای نماز بعدی باید دوباره تیمم بدل از غسل نماید؟ یا آنکه همان تیمم اول از جهت جنابت کفایت می‏کند، و برای نمازهای بعدی از جهت حدث اصغر وضو یا تیمم واجب است؟

شخص جنب پس از آن که به طور صحیح تیمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانی که عذرِ شرعی مجوز تیمم بر طرف نشده است، بنابر احتیاط واجب باید برای اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل نماید و وضو هم بگیرد و اگر معذور از وضو باشد باید تیمم دیگری بدل از آن نماید.

س 202: آیا تیمم بدل از غسل همان احکام قطعی و ثابت غسل را دارد؟ به این معنی که آیا با آن داخل مسجد شدن جایز است؟

ترتیب همه آثار شرعی غسل بر تیمم بدل از غسل جایز است، مگر این که تیمم بدل از غسل به علت تنگی وقت باشد.

س 203: شخصی که از مجروحین جنگی است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نیست، آیا می‏تواند به این دلیل که حمام رفتن برای او کمی مشقت دارد، برای انجام اعمال مستحبی مانند غسل جمعه و زیارت و غیر آنها تیمم بدل از غسل نماید؟

صحت تیمم بدل از غسل برای اعمالی که مشروط به طهارت نیست، مانند زیارت محل اشکال است، ولی انجام آن بجای غسل‏های مستحبی در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبیت اشکال ندارد.

س 204: کسی که فاقد آب است و یا استعمال آب برایش ضرر دارد، آیا در صورت تیمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت برای او جایز است؟ قرائت قرآن کریم چه حکمی دارد؟

تا زمانی که عذر مجوز تیمم باقی است و تیمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت برای او جایز است.

س 205: رطوبتی از انسان در حال خواب خارج می‏شود و بعد از بیداری چیزی به یاد نمی‏آورد ولی لباس خود را مرطوب می‏بیند و وقت هم برای به یاد آوردن ندارد زیرا نماز صبح او قضا می‏شود. وظیفه انسان در این حالت چیست؟ چگونه نیت تیمم بدل از غسل نماید؟ حکم اصلی در این باره چیست؟

اگر می‏داند که محتلم شده، جنب است و باید غسل کند و در صورت تنگی وقت باید بعد از تطهیر بدنش تیمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نماید، ولی در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جاری نمی‏شود.

س 206: شخصی که چندین شب متوالی جنب شده، با توجه به این که در حدیث شریف آمده است که چند روز متوالی حمام رفتن انسان را ضعیف می‏کند، چه تکلیفی دارد؟

غسل بر او واجب است، مگر این که استعمال آب برای او ضرر داشته باشد که در این صورت باید تیمم کند.

س 207: من در یک وضعیت غیرطبیعی به سر می‏برم، بطوری که از من چند دفعه بدون اختیار در نوبت‏های متعدد منی خارج می‏شود که خروج آن همراه با لذت نیست. وظیفه من درباره هر نماز چیست؟

اگر غسل کردن برای هر نماز ضرر دارد و یا تکلیفِ خیلی دشواری بر شماست، بعد از تطهیر بدن با تیمم نماز بخوانید.

س 208: کسی که غسل جنابت را برای نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد این که اگر غسل کند، مریض می‏شود، تیمم کرده است، چه حکمی دارد؟

اگر به اعتقاد او غسل برایش ضرر دارد، تیمم اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.

س 209: کیفیت تیمم چگونه است؟ آیا فرقی بین تیمم بدل از وضو و غسل هست؟

تیمم بدین ترتیب است: ابتدا باید نیت نماید و سپس کف هر دو دست را بر چیزی که تیمم بر آن صحیح است بزند و آن را به تمام پیشانی و دو طرف آن از جائی که موی سر می‏روید تا ابروها و بالای بینی بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام دست چپ، بکشد و احتیاط واجب این است که بار دیگر دستها را به زمین بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف‏دست‏راست‏رابر پشت دست چپ بکشد. این ترتیب در تیمم بدل از وضو و بدل از غسل یکسان است.

س 210: تیمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمی دارد؟

تیمم بر هر آنچه از زمین محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحیح است. و بعید نیست، تیمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها هم صحیح باشد.

س 211: فرموده‏اید چیزی که بر آن تیمم می‏شود باید پاک باشد، آیا اعضاء تیمم (پیشانی و پشت دستها) هم باید پاک باشند؟

احتیاط آن است که در صورت امکان، پیشانی و پشت دستها پاک باشند و اگر فردی نتواند محل تیمم را تطهیر کند، بدون آن تیمم نماید؛ هر چند بعید نیست که طهارت در هر صورت شرط نباشد.

س 212: اگر انسان نتواند وضو بگیرد و تیمم هم برای او امکان نداشته باشد، چه وظیفه‏ای دارد؟

اگر انسان نتواند برای نماز وضو بگیرد و تیمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتیاط باید نماز را در وقت بدون وضو و تیمم بخواند و سپس با وضو یا تیمم قضا کند.

س 213: من به بیماری پوستی مبتلا شده‏ام، بطوری که هر گاه غسل می‏کنم پوست بدنم خشک می‏شود. حتی در صورت شستن دست و صورتم هم این خشکی به وجود می‏آید. بنابراین مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتیجه هنگام وضو بخصوص برای نماز صبح با مشکلاتی مواجه می‏شوم. آیا جایز است در نمازهای صبح به جای وضو تیمم کنم؟

اگر استعمال آب برای شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحیح نیست، و باید به جای آن تیمم کنید.و اگرضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسیدن آب به اعضای وضو نباشد، باید وضو بگیرید و اگر مانع است و می‏توانید روغن را پاک نموده و وضو بگیرید و سپس روغن بزنید، نوبت به تیمم نمی‏رسد.

س 214: شخصی به خاطر تنگی وقت، نمازش را با تیمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز برای او آشکار می‏شود که وقت برای وضو داشته است. نماز او چه حکمی دارد؟

اعاده آن نماز بر او واجب است.

س 215: ما در منطقه سردسیری زندگی می‏کنیم که نه حمام دارد و نه مکانی برای استحمام، وقتی در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بیدار می‏شویم، با توجه به این که غسل کردن جوانان در نیمه شب در برابر مردم با آب مشک یا حوض عیب شمرده می‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکلیف ما برای روزه فردا چیست؟ آیا تیمم جایز است؟ در صورتی که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمی دارد؟

مجرد مشقّت یا عیب شمرده شدن اغتسال جوانان در نیمه شب، عذر شرعی محسوب نمی‏شود، بلکه مادامی که غسل، حرجی و موجب ضرر برای مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتی که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج یا ضرر باید قبل از طلوع فجر تیمم کند و با تیمم بدل از غسل جنابت پیش از طلوع فجر روزه‏اش صحیح است، و اگر تیمم نکند روزه‏اش باطل است، ولی امساک در طول روز بر او واجب می‏باشد.

 

 

احکام بانوان‏

س 216: مادرم از ذریّه پیامبر اکرم �صلی الله علیه و آله� است. آیا من نیز از سادات محسوب می‏شوم؟ آیا می‏توانم عادت ماهیانه‏ام را تا شصت سالگی، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟

زنی که پدرش هاشمی نیست هر چند مادرش از سادات باشد اگر بعد از پنجاه سالگی خونی را مشاهده کند، محکوم به استحاضه است.

س 217: اگر زنی که به خاطر نذر روزه روز معینی روزه‏دار است، در حال روزه حیض شود، چه تکلیفی دارد؟

روزه‏اش با عادت شدن، ولو در یک جزء از روز باشد، باطل می‏شود و قضای آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.

س 218: لکه‏هائی که زن بعد از یقین به پاک شدن می‏بیند، با توجه به این که آن لکه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمی دارد؟

اگر خون نباشد حکم حیض را ندارد، و اگر خون باشد اگر چه به صورت لکه‏های زرد رنگ و از ده روز تجاوز نکند همه آن لکه‏ها محکوم به حیض است، و تشخیص این موضوع به عهده زن‏است.

س 219: جلوگیری از عادت ماهیانه بوسیله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمی دارد؟

اشکال ندارد.

س 220: اگر زنی در ایام بارداری به خون ریزی کمی مبتلا شود ولی باعث سقط حمل او نگردد، آیا غسل بر او واجب می‏شود یا خیر؟ وظیفه او چیست؟

خونی که زن در ایام بارداری می‏بیند اگر صفات و شرائط حیض را داشته باشد، و یا در زمان عادت بوده و سه روز اگر چه در باطن استمرار داشته باشد خون حیض است والا استحاضه خواهد بود.

س 221: زنی دارای عادت ماهیانه معینی مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگیری از حاملگی، هر بار دوازده روز خون می‏بیند. آیا خونی که از روز هفتم به بعد می‏بیند خون حیض است یا استحاضه؟

اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونی که در ایام عادت می‏بیند خون حیض است و باقی استحاضه خواهد بود.

س 222: آیا جایز است زنی که در حال حیض و یا نفاس است داخل حرم امامزادگان �علیهم السلام� شود؟

جایز است.

س 223: زنی که عمل کورتاژ (سقط جنین) را انجام داده، در حال نفاس است یا خیر؟

بعد از سقط جنین ولو به صورت علقه باشد اگر خونی را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.

س 224: خونی که زن در سن یائسگی می‏بیند، چه حکمی دارد؟ و وظیفه شرعی او چیست؟

محکوم به استحاضه است.

س 225: یکی از راههای جلوگیری از حاملگی‏های ناخواسته، استفاده از داروهای ضد حاملگی‏است. زنهائی که از این داروها استفاده می‏کنند لکه‏های خونی را در ایام عادت و غیر آن مشاهده می‏کنند. این لکه‏ها چه حکمی دارد؟

اگر این لکه‏ها واجد شرایط شرعی حیض نباشد، حکم حیض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضه‏است.

 

 

احکام اموات‏

س 226: آیا در غسل و کفن و دفن اموات، مماثلت و همجنس بودن شرط است یا هر یک از زن و مرد می‏تواند امور میت دیگر را انجام دهد؟

همجنس بودن با میّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتی که غسل دادن میّت به وسیله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسیله غیر همجنس صحیح نیست و غسل میّت باطل است. ولی در تکفین و تدفین همجنس بودن شرط نیست.

س 227: امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکونی غسل می‏دهند. گاهی میّت وصی نداشته و چند فرزند صغیر دارد. نظر مبارک راجع به این موارد چیست؟

تصرفات مورد نیاز برای تجهیز میّت از قبیل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولی صغیر نیست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغیر ایجاد نمی‏شود.

س 228: شخصی بر اثر تصادف یا سقوط از ارتفاع فوت کرده است و جسد او خونریزی دارد، آیا باید منتظر ماند تا خون، خود به خود یا با وسائل پزشکی بند بیاید یا این که با وجود خونریزی جایز است اقدام به دفن او نمایند؟

تطهیر بدن میّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار برای توقف خونریزی یا منع آن ممکن باشد، واجب است.

س 229: استخوان مرده‏ای که حدود چهل یا پنجاه سال از دفن آن می‏گذرد و مقبره او از بین رفته و تبدیل به میدان عمومی گردیده است، در اثر کندن نهری در آن میدان ظاهر شده است. آیا لمس کردن استخوان‏ها برای دیدن آنها اشکال دارد؟ آیا استخوان‏ها نجس هستند؟

استخوان میّت مسلمانی که غسل داده شده است، نجس نیست؛ ولی دفن مجدّد آن زیر خاک واجب است.

س 230: آیا برای انسان جایز است که پدر یا مادر و یا یکی از بستگان خود را در کفنی که برای خودش خریده است، کفن کند؟

اشکال ندارد.

س 231: یک تیم پزشکی برای انجام آزمایشها و تحقیقات پزشکی احتیاج دارند که قلب و بعضی از اعضای مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت یک روز از انجام آزمایشها و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. امیدواریم لطف نموده به سؤالات زیر پاسخ فرمائید:

- آیا با توجه به این که امواتی که این آزمایشها بر روی آنها اعمال می‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به این کار برای ما جایز است؟

- آیا دفن قلب و بعضی از اعضای جسد جدای از بدن میّت جایز است؟

- آیا با توجه به این که دفن جداگانه قلب و بعضی از اعضا مشکلات فراوانی برای ما ایجاد می‏کند، دفن آن اعضاء با بدن میّت دیگر جایز است یا خیر؟

در صورتی که نجات نفس محترمه یا دستیابی به تجارب علوم پزشکی که جامعه به آن محتاج است، و یا شناسائی نوعی بیماری که حیات مردم را تهدید می‏کند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت جایز است، لکن لازم است تا آنجا که استفاده از جسد غیر مسلمان امکان دارد، از جسد مسلم استفاده نشود. حکم شرعی اعضایی که از جسد مسلمان جدا شده‏اند، این است که با بدن دفن شوند، و اگرامکان نداشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.

س 232: اگر شخصی برای خودش کفنی بخرد و همیشه در وقت نمازهای واجب یا مستحب یا هنگام قرائت قرآن کریم، آن را پهن نموده و روی آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آیا این عمل جایز است؟ آیا از نظر اسلام صحیح است که انسان کفنی را برای خود بخرد و بر آن آیات قرآنی بنویسد و از آن فقط هنگام تکفین استفاده نماید؟

موارد مذکور اشکال ندارد.

س 233: اخیرا جنازه زنی در یک قبر قدیمی که تاریخ آن به حدود هفتصد سال پیش بر می‏گردد، کشف شده است. این جنازه مشتمل بر اسکلت استخوانی عظیم کامل و سالمی است که بر جمجمه آن مقداری مو وجود دارد. به استناد گفته‏های باستان شناسانی که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلق به یک زن مسلمان است. آیا جایز است -، این اسکلت استخوانی بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبیعی (بعد از بازسازی شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازدید قرار داد تا موجب عبرت بازدید کنندگان از موزه علوم طبیعی گردد و یا با نوشتن آیات و احادیث مناسب باعث تذکر و موعظه دیدار کنندگان شود؟

اگر ثابت شود که اسکلتِ استخوانی، متعلق به بدن میّت مسلمان است، دفن فوری آن واجب است.

س 234: گورستانی در روستائی وجود دارد که ملک خاص کسی نیست و وقف هم نشده است، آیا جایز است اهالی این روستا از دفن اموات شهر یا روستاهای دیگر یا میتی که وصیت کرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگیری کنند؟

اگر قبرستان عمومی مزبور ملک خاص کسی یا وقف خاص اهالی آن روستا نباشد، نمی‏توانند از دفن اموات دیگران در آن قبرستان جلوگیری کنند و اگر شخصی وصیت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصیت عمل شود.

س 235: روایاتی وجود دارد دال بر این که پاشیدن آب بر قبور مستحب است، مانند روایاتی که در کتاب �لآلی الاخبار� ذکر شده است، آیا این استحباب مخصوص روز دفن میّت است یا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف �لآلی الاخبار� چنین است؟ نظر جنابعالی در این باره چیست؟

پاشیدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نیز به قصد رجاء اشکال ندارد.

س 236: چرا میّت را شب دفن نمی‏کنند؟ آیا دفن میّت در شب حرام است؟

دفن میّت در شب اشکال ندارد.

س 237: شخصی بر اثر تصادف ماشین فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند، ولی هنگام دفن متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خونی است که از او جریان دارد، آیا عوض کردن کفن او در این حالت واجب است؟

اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است یا بریدن و یا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولی اگر امکان ندارد، دفن میّت به همان صورت جایز است.

س 238: اگر سه ماه از دفن آن میّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آیا نبش قبر در این حالت جایز است؟

نبش قبر در فرض سؤال جایز نیست.

س 239: از حضرتعالی تقاضا می‏کنیم به سه سؤال زیر پاسخ فرمائید.

- اگر زن حامله‏ای هنگام وضع حمل از دنیا برود، جنین موجود در رحم زن در موارد زیر چه حکمی دارد؟

الف: اگر روح به تازگی در او دمیده شده باشد (سه ماه یا بیشتر)، با توجه به این که احتمال مرگ جنین در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسیار زیاد است؟

ب: اگر عمر جنین هفت ماه یا بیشتر باشد؟

اگر جنین در رحم مادر مرده باشد؟

- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بمیرد، آیا بررسی کامل مرگ و زندگی جنین بر دیگران واجب است؟

- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصی بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنین دستور دفن مادر با جنین را بدهد، نظر شما در این باره چیست؟

اگر جنین با مرگ مادرش فوت کند، و یا فوت مادر پیش از دمیده شدن روح در جنین باشد، خارج کردن آن از شکم مادر واجب نیست، بلکه جایز هم نیست. ولی اگر روح در او دمیده شده و در شکم مادرش که از دنیا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است که سریعا او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتی که موت جنین در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنین جایز نیست و اگر جنین زنده همراه مادرش دفن شد و حتی بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنین زنده از شکم مادر نمایند. همچنین اگر حفظ حیات جنین در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر این است که تأخیر دفن مادر واجب است تا جان جنین حفظ شود، و اگر کسی بگوید دفن زن حامله با جنین زنده‏ای که در رحم او وجود دارد جایز است و دیگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمایند و این کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن دیه بر کسی که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر این که مرگ جنین مستند به گفته آن شخص باشد که در این صورت دیه بر او واجب است.

س 240: شهرداری برای استفاده بهینه از زمین، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا می‏کنیم حکم شرعی آن را بیان فرمائید.

جایز است که قبور مسلمانان در چندین طبقه ساخته شود، به شرطی که این کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.

س 241: کودکی در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چیست؟

جسد کودک در همان چاه به حال خود رها می‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصی کسی نباشد و یا مالک آن به مسدود کردن آن راضی باشد، تعطیل کردن چاه و بستن آن واجب است.

س 242: در منطقه ما مرسوم است که مراسم سینه‏زنی و زنجیرزنی به صورت سنتی آن فقط در عزاداری ائمه اطهار �علیهم السلام� و شهدا و بزرگان دینی برگزار می‏شود. آیا برپائی این مراسم به خاطر در گذشت افرادی از نیروهای بسیج و یا از کسانی که به نحوی به حکومت اسلامی و این ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جایز است؟

این عمل اشکال ندارد.

س 243: با توجه به اینکه رفتن به قبرستان در شب مکروه است، اگر کسی با این اعتقاد که شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثری در تربیت اسلامی است، شبانه به قبرستان برود، چه حکمی دارد؟

اشکال ندارد.

س 244: آیا شرکت در تشیع جنازه و حمل آن برای زنان جایز است؟

اشکال ندارد.

س 245: در میان بعضی از عشایر معمول است که هنگام مرگ بعضی از اشخاص، با قرض، اقدام به خرید تعداد زیادی گوسفند می‏کنند تا همه کسانی را که در مراسم عزاداری شرکت می‏نمایند، اطعام کنند. این کار باعث ضرر فراوانی به آنها می‏شود، آیا تحمل این ضررها برای حفظ عادات و رسوم جایز است؟

اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضایت آنها باشد، جایز است. ولی اگر این کار موجب بروز مشکلات و ضررهای مالی می‏شود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال میّت صورت بگیرد، بستگی به نحوه وصیت او دارد و به طور کلّی در این گونه امور باید از اسراف و زیاده روی که موجب تضییع نعم الهی می‏شود پرهیز گردد.

س 246: اگر در زمان حاضر، شخصی در منطقه‏ای بر اثر انفجار مین کشته شود، آیا احکام شهید را دارد؟

سقوطِ تکلیف غسل و کفن شهید از احکام اختصاصی شهیدی است که در میدان جنگ کشته شود.

س 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در محورهای شهرهای مرزی رفت و آمد می‏کنند، گاهی با کمین‏هائی که از طرف بعضی از عناصر ضد انقلاب اسلامی گذاشته می‏شود، مواجه می‏شوند که گاهی منجر به شهادت آنان می‏گردد. آیا غسل یا تیمم این شهدای عزیز واجب است یا این که آنجا میدان جنگ محسوب می‏شود؟

اگر آن محورها و منطقه مزبور میدان جنگ بین گروه حق و گروه باطل و یاغی باشد، افرادی که از گروه حق در آنجا به شهادت می‏رسند، حکم شهید را دارند.

س 248: آیا کسی که واجد شرایط امامت در نماز جماعت نیست، جایز است امامت نماز میّت بر جنازه یکی از مؤمنین را عهده‏دار شود؟

بعید نیست که شرائط معتبر در جماعت و امامت جماعت در سایر نمازها در نماز میّت شرط نباشد، هر چند احوط این است که آن شرائط در نماز میّت هم رعایت شود.

س 249: اگر مؤمنی در جائی از جهان در راه اجرای احکام اسلامی یا در تظاهرات و یا در راه اجرای فقه جعفری کشته شود، آیا شهید محسوب می‏شود؟

چنین شهیدی اجر و ثواب شهید را دارد، ولی احکام تجهیز شهید اختصاص به کسی دارد که در میدان جنگ، هنگام درگیری و در معرکه نبرد به شهادت رسیده باشد.

س 250: اگر مسلمانی بر اساس قانون و تأیید قوه قضائیه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود و حکم اعدام درباره او اجرا گردد:

- آیا نماز میّت بر او خوانده می‏شود؟

- شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کریم و مصیبت خوانی برای اهل بیت �علیهم‏السلام� که برای او برگزار می‏شود، چه حکمی دارد؟

مسلمانی که حکم اعدام درباره او اجرا گردیده است، حکم سایر مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامی میّت در مورد او هم جاری است.

س 251: آیا مسّ کردن استخوانی که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ میّت می‏شود؟

دست زدن به عضوی که از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.

س 252: آیا دست زدن به عضوی که از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ میت واجب می‏شود؟

دست زدن به عضوی که از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پیش از غسل دادن، در حکم دست زدن به بدن مرده است.

س 253: آیا شخص مسلمان را باید هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟

شایسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طوری که کف پای او به جانب قبله باشد. بسیاری از فقهاء این عمل را برخود محتضر در صورتی که قادر باشد و بر دیگران، واجب دانسته‏اند و احتیاط در انجام آن ترک نشود.

س 254: اگر هنگام کشیدن دندان مقداری از بافت‏های لثه هم همراه آن کنده شود، آیا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ میّت می‏شود؟

مس آن موجب غسل مس میت نمی‏شود.

س 255: آیا بر شهید مسلمانی که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ میّت مترتب‏است؟

با مسّ شهیدی که تغسیل و تکفین در حق او ساقط است، غسل مسّ میّت واجب نمی‏شود.

س 256: اینجانب دانشجوی رشته پزشکی هستم. گاهی هنگام تشریح مجبور به مسّ جسد کسانیکه از دنیا رفته‏اند می‏شویم و نمی‏دانیم که آن اموات مسلمان هستند یا خیر، و غسل داده شده‏اند، یا خیر؟ ولی مسئولین می‏گویند که این اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به این مطالب امیدواریم وظیفه ما نسبت به نماز و غیر آن را بعد از مسّ آن اجساد بیان فرمائید، و اینکه آیا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب می‏شود یا خیر؟

اگر غسل دادن میّت، احراز نشود و شما در آن شک داشته باشید، با مسّ جسد یا اجزاء آن، غسل مسّ میّت بر شما واجب می‏شود، و نماز بدون غسل مسّ میّت صحیح نیست. ولی اگر اصل غسل میّت احراز شود با مسّ جسد یا بعضی از اجزای آن، غسل مسّ میّت واجب نمی‏شود، حتی اگر در صحت غسل آن میّت شک داشته باشید.

س 257: شهیدی که نام و نشانی او معلوم نیست، با تعدادی از اطفال در یک قبر دفن شده است. بعد از مدتی شواهدی به دست آمد حاکی از این که آن شهید اهل شهری که در آن دفن شده، نیست. آیا نبش قبر او جهت حمل جسد شهید به شهر خودش جایز است؟

اگر بر اساس موازین و احکام شرعی دفن گردیده، نبش قبر وی جایز نیست.

س 258: اگر آگاهی از داخل قبر و تصویر برداری تلویزیونی از آنچه در آن است، بدون کندن و خاکبرداری، ممکن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق می‏کند یا خیر؟

بر تصویربرداری از بدن میتی که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمی‏کند.

س 259: شهرداری قصد دارد مقبره‏های اطراف قبرستان را برای توسعه کوچه‏ها، خراب نماید آیا این عمل جائز است؟ ثانیا: آیا خارج کردن استخوان‏های آن اموات و دفن آنها در مکانی دیگر جایز است؟

تخریب قبور مومنین و نبش آنها جایز نیست، حتی اگر برای تعریض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن میّت مسلمان یا استخوان‏های آن که هنوز پوسیده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند.

س 260: اگر شخصی بدون رعایت موازین شرعی اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهای دیگر در برابر او چه مسئولیتی دارند؟

وظیفه دیگران در این باره نهی از منکر با رعایت شرایط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخریب قبور استخوان بدن میت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجددا دفن نمایند.

س 261: پدرم در حدود 36 سال است که در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر برای خودم استفاده کنم. آیا با توجه به وقفی بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در این باره لازم است؟

اجازه گرفتن از سایر ورثه میّت نسبت به قبری که زمین آن وقف عام برای دفن اموات شده، شرط نیست. ولی قبل از تبدیل استخوان‏های میّت به خاک، نبش قبر برای دفن میّت دیگری در آن جایز نیست.

س 262: آیا راهی برای خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبدیل آن به مراکز دیگر وجود دارد، توضیح دهید؟

تغییر و تبدیل قبرستان مسلمانان که برای دفن اموات مسلمین وقف شده، جایز نیست.

س 263: آیا نبش قبر و تبدیل قبرستانی که برای دفن اموات وقف گردیده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقلید جایز است؟

در مواردی که نبش قبر و تبدیلِ قبرستانِ وقف شده برای دفن اموات جایز نیست، اجازه مرجع تقلید اثری ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشکال ندارد.

س 264: مردی در حدود بیست سال پیش فوت نموده، چندی پیش هم زنی در همان روستا از دنیا رفت، اشتباها قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به این که در داخل قبر هیچ اثری از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظیفه فعلی ما چیست؟

در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، دیگران هیچ تکلیفی ندارند و مجرد دفن میّت در قبر میّت دیگر موجب جواز نبش قبر برای انتقال جسد به قبر دیگر نمی‏شود.

س 265: در وسط خیابانی، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازی هستند، از طرفی هم نبش قبر اشکال شرعی دارد. امیدواریم برای این که شهرداری مرتکب عمل خلاف شرعی نشود، وظیفه ما را بیان فرمائید.

اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روی قبرها امکان دارد، یا احداث جاده با وجود قبرها ضروری و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشکال ندارد.

 

 

احکام روزه‏

زن باردار و شیرده‏

س 745: آیا روزه گرفتن بر زن بارداری که نمی‏داند روزه بر جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟

اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وی هم دارای منشاء عقلائی باشد، افطار بر او واجب است و در غیر این صورت واجب است که روزه بگیرد.

س 746: زنی که کودک خود را شیر می‏داده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زایمان فرزندش مرده به دنیا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را می‏داده و در عین حال روزه گرفته است:

- آیا روزه‏اش صحیح است یا خیر؟

- آیا دیه بر ذمه او هست یا خیر؟

- اگر احتمال ضرر نمی‏داده، ولی بعدا معلوم شده که روزه گرفتن برای جنین ضرر داشته، چه حکمی دارد؟

اگر با وجود خوف از ضرری که دارای منشاء عقلائی است، روزه گرفته باشد و یا بعدا برایش معلوم شود که روزه برای وی یا برای جنین‏اش ضرر داشته، روزه‏اش صحیح نیست و قضای آن بر او واجب است، ولی ثبوت دیه جنین متوقف بر این است که ثابت شود فوت جنین مستند به روزه گرفتن وی است.

س 747: من به لطف خداوند متعال دارای فرزندی هستم که شیرخوار است. إن شاء الله تعالی بزودی ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسید. در حال حاضر می‏توانم روزه بگیرم ولی در صورت روزه گرفتن، شیرم خشک خواهد شد. با توجه به اینکه دارای بنیه ضعیفی هستم و کودکم هر ده دقیقه شیر می‏خواهد، چه وظیفه‏ای دارم؟

اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشید، روزه‏تان را افطار کنید، ولی برای هر روزی باید یک مد طعام به فقیر بدهید و قضای روزه را هم بعدا بجا آورید.

 

بیماری و منع پزشک‏

س 748: بعضی از پزشکان که به مسائل شرعی ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع می‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟

اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباری ندارد و در غیر این صورت نباید روزه بگیرد.

س 749: مادرم تقریبا سیزده سال بیمار بود و به همین دلیل نمی‏توانست روزه بگیرد. من دقیقا اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتیاج به مصرف دارو بوده است، امیدواریم ما را راهنمائی فرمائید که آیا قضای روزه‏ها بر او واجب است؟

اگر ناتوانی او از روزه گرفتن بر اثر بیماری بوده، قضا ندارد.

س 750: من بر اثر ضعف جسمانی از ابتدای سن بلوغ تا دوازده سالگی روزه نگرفته‏ام، در حال حاضر چه تکلیفی دارم؟

واجب است روزه‏هائی را که در ماه مبارک رمضان نگرفته‏اید با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدی و اختیاری و بدون عذر شرعی بوده، کفاره هم بر شما واجب است.

س 751: چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتی چشم به هیچ وجه نباید روزه بگیرم، ولی من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتی برای من در اثنای ماه رمضان شد. به طوری که در بعضی از روزها هنگام عصر احساس ناراحتی می‏کنم، لذا متحیر و مردد هستم بین اینکه روزه نگیرم و یا ناراحتی‏ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال این است که آیا اصولا روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهائی که روزه می‏گیرم و نمی‏دانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم یا نه، آیا روزه‏ام را ادامه دهم؟ و نیت من چگونه باید باشد؟

اگر از گفته پزشک متدین و امین اطمینان حاصل کنید که روزه برای چشم شما ضرر دارد و یا خوف ضرر داشته باشید، روزه گرفتن برای شما واجب نبوده و بلکه جایز هم نیست، و با خوف ضرر نیت روزه صحیح نیست و در صورت عدم خوف ضرر نیت روزه اشکال ندارد، ولی صحت روزه متوقف بر این است که برای شما واقعا ضرر نداشته باشد.

س 752: من از عینک طبی استفاده می‏کنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامی که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر برای تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیف‏تر خواهند شد، بنابراین اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفه‏ای دارم؟

اگر روزه برای چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید و اگر بیماری شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضای روزه بر شما واجب نیست، ولی واجب است که عوض هر روز یک مد طعام به فقیر بدهید.

س 753: مادرم به بیماری شدیدی مبتلاست و پدرم نیز از ضعف جسمانی رنج می‏برد و در عین حال هر دو روزه می‏گیرند که گاهی مشخص است که روزه باعث تشدید بیماری آنها می‏شود، تاکنون نتوانسته‏ام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بیماری روزه نگیرند. خواهشمندیم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمائی فرمائید.

ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه برای او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد و در عین حال بخواهد روزه بگیرد، روزه گرفتن برای وی حرام است.

س 754: در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحی کلیه قرار گرفتم. وی مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولی در حال حاضر هیچ مشکل و دردی احساس نمی‏کنم و حتی به طور طبیعی غذا می‏خورم وآب می‏نوشم و هیچیک از عوارض بیماری را هم حس نمی‏کنم، وظیفه من چیست؟

اگر خود شما از ضرر روزه خوف ندارید و حجت شرعی هم بر آن ندارید، واجب است روزه ماه رمضان را بگیرید.

س 755: اگر پزشک شخصی را از روزه گرفتن منع کند آیا با توجه به اینکه بعضی از پزشکان اطلاعی از مسائل شرعی ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه برای او ضرر دارد و یا از گفته وی یا منشاء عقلائی دیگری برای او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن برای او واجب نیست، بلکه جائز هم نیست.

س 756: در کلیه‏های من سنگ جمع می‏شود و تنها راه جلوگیری از جمع شدن سنگ در کلیه، نوشیدن مستمر مایعات است و از آنجائی که پزشکان معتقدند که من نباید روزه بگیرم، تکلیف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چیست؟

اگر جلوگیری از بیماری کلیه مستلزم نوشیدن آب یا سایر مایعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نیست.

س 757: از آنجا که مبتلایان به مرض قند مجبورند هر روز یک یا دو بار آمپول انسولین تزریق کنند و نباید در وعده‏های غذائی آنها تأخیر و فاصله بیفتد، زیرا باعث پائین آمدن میزان قند خون و در نتیجه نوعی تشنج و بیهوشی می‏شود، لذا گاهی پزشکان به آنها توصیه می‏کنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمندیم نظر شریف خود را درباره روزه این افراد بیان فرمائید.

اگر بدانند که خودداری از خوردن و آشامیدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر می‏رساند یا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جایز نیست.

 

مبطلات روزه‏

س 758: من در روز ماه رمضان به علّت اغوای شیطان تصمیم گرفتم روزه‏ام را باطل کنم لکن قبل از این که عملی که روزه را باطل می‏کند انجام دهم، از تصمیم خود منصرف شدم حکم روزه‏ام چیست؟ و اگر این امر درروزه غیر ماه رمضان پیش آید چه حکمی دارد؟

در روزه ماه رمضان اگر در اثنای روز از نیت روزه گرفتن بر گردد بطوری که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل می‏شود و قصد دوباره او برای ادامه روزه فایده ندارد. امّا اگر دچار تردید شود به این معنی که هنوز تصمیم نگرفته است روزه را باطل کند، یا تصمیم بگیرد کاری را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در این دو صورت صحت روزه او محل اشکال است و احتیاط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعدا هم آن را قضا نماید. هر روزه واجب معین دیگر - مانند نذر معین و امثال آن - نیز دارای همین حکم است.

س 759: آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه‏اش باطل می‏شود؟

روزه به سبب آن باطل نمی‏شود، ولی واجب است که از رسیدن خون به حلق جلوگیری کند.

س 760: حکم استعمال دخانیات مانند سیگار در حال روزه چیست؟

احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدّری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‏شود خودداری کند.

س 761: آیا ماده �ناس� که از توتون و غیر آن ساخته می‏شود و برای چند دقیقه زیر زبان گذاشته شده و سپس از دهان بیرون انداخته می‏شود، مبطل روزه است یا خیر؟

اگر آب دهان مخلوط به ماده �ناس� را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش می‏شود.

س 762: نوعی داروی طبی برای اشخاص مبتلا به تنگی نفس شدید وجود دارد که عبارت است از یک قوطی که در آن مایع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروی مایع بصورت پودر گاز از طریق دهان وارد ریه شخص بیمار شده و موجب تسکین حال وی می‏گردد. گاهی بیمار مجبور می‏شود در یک روز چندین بار از آن استفاده کند، آیا با وجود استفاده از این دارو، روزه گرفتن جایز است؟ با توجه به اینکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غیرممکن و یا بسیار سخت خواهد بود.

اگر ماده مذکور هوای فشرده همراه با داروئی هر چند به صورت گاز یا پودر باشد و وارد حلق شود، صحت روزه محل اشکال است و در صورتی که روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممکن نیست یا مشقّت دارد، جائز است از آن استفاده کند، لکن احتیاط آن است که مبطل دیگری انجام ندهد و در صورت تمکن (بدون استفاده از آن) روزه‏ها را قضا نماید.

س 763: من در بیشتر روزها آب دهانم با خونی که از لثه‏هایم می‏آید مخلوط می‏شود و گاهی نمی‏دانم آب دهانی که فرو می‏برم همراه با خون است یا خیر؟ روزه‏ام با این حال چه حکمی دارد؟ امیدوارم مرا راهنمائی فرمائید.

اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و همچنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحت روزه ضرر نمی‏زند.

س 764: در یکی از روزهای ماه رمضان روزه گرفتم ولی دندانهایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقیمانده غذاهای لابلای دندانها را عمدا ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضای روزه آن روز بر من واجب است؟

اگر علم به وجود باقیمانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدی و با التفات نبوده، قضای روزه بر شما واجب نیست.

س 765: از لثه شخص روزه‏داری خون زیادی خارج می‏شود، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ آیا برای او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟

با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمی‏شود. همچنین ریختن آب بر روی سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نمی‏رساند.

س 766: داروهای مخصوصی برای معالجه بعضی از بیماری‏های زنان وجود دارد (شیافهای روغنی) که در داخل بدن گذاشته می‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه می‏شود؟

استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمی‏رساند.

س 767: نظر شریف جنابعالی درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟

احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از آمپول‏های مقوّی یا مغذّی و هر آمپولی که در رگ تزریق می‏شود و نیز انواع سرم‏ها خودداری کند، لکن آمپول‏های داروئی که در عضله تزریق می‏شود و نیز آمپول‏هائی که برای بی‏حسّ کردن به کار می‏رود، مانعی ندارد.

س 768: آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟

اگر خوردن آن در ماه رمضان برای درمان فشار خون ضروری باشد، اشکال ندارد، ولی با خوردن آن روزه باطل می‏شود.

س 769: اگر من و بعضی از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان‏خوردن‏وآشامیدن‏صدق‏نمی‏کند، آیاعمل‏به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمی‏زند؟

خوردن قرص روزه را باطل می‏کند.

س 770: اگر شوهر با همسر خود در ماه رمضان جماع نماید و زن نیز به آن راضی باشد چه حکمی دارد؟

بر هر یک از آنان حکم افطار عمدی جاری است و علاوه بر قضا، کفاره هم بر هر دو واجب است.

س 771: اگر مردی با همسرش در روز ماه رمضان شوخی و ملاعبه نماید، آیا به روزه‏اش ضرر می‏رساند؟

اگر منجر به انزال منی نشود، به روزه خللی وارد نمی‏کند، ولی اگر باعث انزال منی شود، جایز نیست و روزه باطل می‏شود.

 

بقاء بر جنابت‏

س 772: اگر فردی به سبب برخی از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقی بماند آیا روزه گرفتن در آن روز برای او جایز است؟

در غیر ماه رمضان و قضای آن اشکال ندارد، ولی نسبت به روزه ماه رمضان و قضای آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه‏اش صحیح نیست.

س 773: اگر شخصی در حال جنابت چند روز روزه بگیرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحت روزه است، آیا کفاره روزه‏هائی که در حال جنابت گرفته بر او واجب است یا اینکه قضای آنها کافی است؟

در فرض مرقوم قضا کفایت می‏کند.

س 774: آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟

اگر عمدا تا طلوع فجر بر جنابت باقی بماند، روزه ماه رمضان و قضای آن از او صحیح نیست، ولی اقوی صحت روزه‏های دیگر بخصوص روزه مستحبی‏است.

س 775: شخصی در ماه رمضان در جائی مهمان شد و شب را در آن منزل خوابید و در نیمه‏های شب محتلم گردید و چون مهمان بود و با خود لباسی نداشت، برای فرار از روزه، تصمیم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نماید، لذا بعد از طلوع فجر بدون اینکه چیزی بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال این است که آیا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفاره هست یا خیر؟

اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و یا مسافرت در روز برای سقوط کفاره از او کافی نیست.

س 776: کسی که آب در اختیار ندارد و یا به دلیل عذرهای دیگر غیر از تنگی وقت نمی‏تواند غسل جنابت بکند، آیا جایز است عمدا خود را در شبهای ماه مبارک رمضان جنب کند؟

اگر وظیفه او تیمم باشد و بعد از اینکه خود را جنب کرده، وقت کافی برای تیمم داشته باشد، این کار برای وی جایز است.

س 777: شخصی در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بیدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابیده و در اثنای اذان صبح بیدار شده و علم به جنابت خود پیدا می‏کند و یقین دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمی دارد؟

اگر پیش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‏اش صحیح است.

س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بیدار شود و ببیند که محتلم شده است و دوباره پیش از اذان صبح به امید اینکه برای غسل کردن بیدار می‏شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخیر بیندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمی دارد؟

در فرض سؤال باید روزه را قضا نماید و بنابر احتیاط مستحب، کفاره نیز بدهد.

س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده یا نه، ولی به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بیدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمی دارد؟

اگر بعد از بیداری اول اثری از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چیزی بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحیح است، هر چند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.

س 780: اگر شخصی در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از یک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در این مدت چه حکمی دارد؟

نمازش باطل و قضای آن واجب است، ولی روزه‏های او محکوم به صحت است.

س 781: شخصی مبتلا به بیماری بیرون آمدن مستمر قطرات بول به صورت موقت است، یعنی بعد از بول کردن، به مدت یک ساعت یا بیشتر قطرات آن از او خارج می‏گردد. با توجه به اینکه وی در بعضی از شبها جنب شده و گاهی یک ساعت قبل از اذان بیدار می‏شود و احتمال می‏دهد که بعد از آن منی با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‏اش چه تکلیفی دارد؟ وظیفه او برای اینکه با طهارت داخل وقت شود، چیست؟

اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و یا تیمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحیح است، هر چند بعد از آن بدون اختیار از او منی خارج شود.

س 782: اگر شخصی قبل از اذان صبح یا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بیدار شود، چه مدتی برای غسل کردن وقت دارد؟

در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نمی‏زند، ولی واجب است که برای نماز غسل کند و می‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخیر بیندازد.

س 783: اگر غسل جنابت برای روزه ماه رمضان یا روزه‏های دیگر فراموش شود و در اثناء روز به یاد انسان بیفتد، چه حکمی دارد؟

اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نماید، روزه‏اش باطل است و احوط این است که قضای روزه ماه رمضان هم در این حکم به آن ملحق شود. ولی در سایر روزه‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمی‏شود.

 

استمناء

س 784: حکم کسی که با آمیزش جنسی حرام یا استمناء یا خوردن و نوشیدن حرام روزه خود را در ماه رمضان باطل نموده چیست؟

در فرض مرقوم باید شصت روز روزه بگیرد و یا شصت مسکین را اطعام نماید و احتیاط مستحب آن است که هر دو را انجام دهد.

س 785: اگر مکلّف علم داشته باشد به اینکه استمناء روزه را باطل می‏کند، ولی عمدا آن را انجام دهد، آیا کفاره جمع بر او واجب می‏شود؟

اگر عمدا استمناء کند و منی هم از او خارج شود، کفاره جمع بر او واجب نمی‏شود لکن احتیاط مستحب آن است که کفاره جمع بپردازد.

س 786: در ماه مبارک رمضان بدون وجود هیچیک از آثار استمناء فقط بر اثر حالتی که هنگام مکالمه تلفنی با یک زن نامحرم در خود احساس کردم مایع منی از من خارج شد، با توجه به اینکه مکالمه با او به قصد لذت نبوده، خواهشمندم لطف نموده و به سؤالات من پاسخ فرمائید، آیا روزه‏ام باطل است یا خیر؟ در صورت بطلان، آیا کفاره هم بر من واجب است یا خیر؟

اگر خروج منی بر اثر صحبت با یک زن جزء عادت‏های قبلی شما نبوده و مکالمه تلفنی با او هم بدون قصد لذت و ریبه بوده و در عین حال بطور غیرارادی منی از شما خارج شده است، موجب بطلان روزه نمی‏شود و چیزی هم بر اثر آن بر شما واجب نیست.

س 787: شخصی چندین سال عادت به استمناء در ماه رمضان و غیر آن داشته است، نماز و روزه او چه حکمی دارد؟

استمناء مطلقا حرام است و اگر منجر به خروج منی شود، موجب غسل جنابت هم می‏شود، و اگر این عمل در حال روزه در روز ماه رمضان صورت بگیرد، در حکم افطار عمدی با حرام است، و اگر نماز و روزه را با حالت جنابت و بدون غسل و تیمم انجام دهد، نماز و روزه‏اش باطل و قضای آنها واجب است.

س 788: آیا استمناء توسط همسر، حکم استمناء حرام را دارد؟

این کار، از موارد استمناء حرام نیست.

س 789: آیا جایز است شخص مجرد در صورتی که پزشک منی او را برای آزمایش بخواهد و راه دیگری هم برای خارج کردن منی نداشته باشد، استمناء نماید؟

اگر معالجه متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.

س 790: بعضی از مراکز پزشکی برای انجام آزمایشهای پزشکی بر روی منی از انسان می‏خواهند که استمناء کند تا معلوم شود که وی قادر بر بچه‏دار شدن هست یا خیر، آیا استمناء برای او جایز است.

استمناء جایز نیست، هر چند برای تشخیص قدرت وی بر بچه‏دار شدن باشد، مگر آنکه ضرورتی ایجاب کند.

س 791: تخیّل به قصد برانگیختن شهوت در دو صورت زیر چه حکمی دارد؟

الف: تخیّل همسر

ب: تخیل زن اجنبی‏

در فرض اول در صورتی که حرامی مانند انزال بر آن مترتّب نشود، اشکالی ندارد و در فرض دوّم، احتیاط در ترک آن است.

س 792: شخصی در ابتدای سن بلوغ روزه می‏گرفته، ولی در اثناء روزه استمناء نموده و جنب شده و به همین صورت چند روز روزه گرفته است، در حالی که جهل داشته به اینکه برای روزه گرفتن تطهیر از جنابت واجب است. آیا قضای روزه‏های آن روزها کافی است یإ؛ل‏ل اینکه تکلیف دیگری دارد؟

در فرض سؤال، قضا و بنابر احتیاط واجب کفاره بر او واجب است.

س 793: شخص روزه‏داری در ماه رمضان به صحنه شهوت انگیزی نگاه کرده و جنب شده است. آیا با این کار روزه‏اش باطل می‏شود؟

اگر نگاه کردن او به قصد انزال بوده و یا می‏دانسته که اگر به آن منظره نگاه کند، جنب می‏شود و یا عادت او بر این بوده است و در عین حال عمدا نگاه کرده و جنب شده، حکم جنابت عمدی را دارد یعنی هم قضاء بر عهده او می‏باشد و هم کفّاره.

س 794: انسان روزه داری که در یک روز بیش از یکبار کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد وظیفه‏اش چیست؟

فقط یک کفاره بر او واجب می‏شود، بلی اگر این کار آمیزش جنسی یا استمناء باشد احتیاط واجب آن است که بعدد دفعات آمیزش جنسی یا استمناء کفاره بدهد.

 

احکام مبطلات روزه‏

س 795: آیا تبعیت از اهل سنت در وقت افطار روزه در مراسم عمومی و مجالس رسمی و غیر آن، جایز است؟ اگر مکلّف تشخیص دهد که این متابعت از موارد تقیه نیست و دلیلی برای التزام به آن وجود ندارد، وظیفه‏اش چیست؟

تبعیت از دیگران در افطار روزه بدون احراز دخول وقت افطار، جایز نیست، و اگر از موارد تقیه باشد افطار جایز است، ولی روزه آن روز قضا دارد، و جایز نیست به طور اختیاری افطار نماید مگر بعد از آنکه داخل شدن شب و پایان یافتن روز را با یقین حسی و یا با حجت شرعی احراز نماید.

س 796: اگر روزه‏دار باشم و مادرم مرا وادار به خوردن غذا یا نوشیدن کند، آیا روزه‏ام باطل می‏شود؟

خوردن و آشامیدن روزه را باطل می‏کند، هر چند بر اثر درخواست و اصرار شخص دیگری باشد.

س 797: اگر چیزی به زور وارد دهان روزه دار شود و یا سر او به همان صورت داخل آب گردد، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ اگر وادار به باطل کردن روزه‏اش شود، مثلا به او بگویند که اگر روزه‏ات را نخوری، ضرری به خودت یا مالت وارد می‏سازیم، او هم برای دفع این ضرر غذا بخورد، آیا روزه‏اش صحیح است؟

روزه شخص روزه دار با داخل شدن چیزی در حلقش بدون اختیار و یا با فرو بردن سرش به همان صورت به زیر آب باطل نمی‏شود، ولی اگر خودش بر اثر اکراه دیگری مرتکب مفطری شود، روزه‏اش باطل خواهد شد.

س 798: اگر روزه دار جاهل باشد به اینکه تا به حد ترخص نرسیده، نباید قبل از زوال افطار کند، و قبل از حد ترخص به این اعتبار که مسافر است، افطار نماید، روزه این شخص چه حکمی دارد؟ آیا قضا بر او واجب است یا حکم دیگری دارد؟

حکم او همان حکم افطار عمدی است.

س 799: هنگامی که مبتلا به بیماری زکام بودم، مقداری از اخلاط سر و سینه در دهانم جمع شده بود که به جای بیرون انداختن، آن را فرو بردم، آیا روزه‏ام صحیح است یا خیر؟ در بعضی از روزهای ماه مبارک رمضان در منزل یکی از اقوام بودم که بر اثر زکام و خجالت و حیا مجبور شدم با خاک، تیمم بدل از غسل واجب بکنم و تا نزدیک ظهر غسل نکردم. این کار برای چند روز تکرار شد، آیا روزه‏ام در آن روزها صحیح است یا خیر؟

فرو بردن اخلاط سر و سینه ضرری به روزه نمی‏رساند، ولی اگر به فضای دهان رسیده باشد بنابر احتیاط واجب باید از فرو بردن آن خودداری نماید، و اما ترک غسل جنابت قبل از طلوع فجرِ روزی که می‏خواهید روزه بگیرید و ا نجام تیمم بدل از غسل به جای آن، اگر بخاطر عذر شرعی باشد و یا تیمم در آخر وقت و به خاطر تنگی آن باشد،موجب بطلان روزه نیست و روزه شما با تیمم صحیح است. در غیر این صورت، روزه شما در آن روزها باطل است.

س 800: من در معدن آهن کار می‏کنم که طبیعت آن اقتضا می‏کند هر روز داخل معدن شده و در آن کار کنم و هنگام استفاده از ابزار کار غبار وارد دهانم می‏شود، بقیه ماههای سال هم به همین صورت بر من می‏گذرد، تکلیف من چیست؟ آیا روزه من در این حالت صحیح است؟

فرو بردن غبار هنگام روزه موجب باطل شدن آن است و باید از آن پرهیز نمود، ولی مجرد داخل شدن غبار در دهان و بینی بدون اینکه به حلق برسد، روزه را باطل نمی‏کند.

 

کفاره روزه و مقدار آن‏

س 801: آیا دادن پول یک مد طعام به فقیر تا با آن غذائی برای خودش بخرد، کافی است؟

اگر اطمینان داشته باشد که فقیر به وکالت از او طعام خریده و سپس آن را به عنوان کفاره قبول می‏کند، اشکال ندارد.

س 802: اگر شخصی وکیل در غذا دادن به عده‏ای از مساکین شود، آیا می‏تواند اُجرت کار و پختن غذا را از اموالی که به عنوان کفاره به او داده شده است، بردارد؟

مطالبه اجرت کار و پخت غذا برای وی جایز است، ولی نمی‏تواند آن را بابت کفاره حساب نماید و یا از اموالی که باید به عنوان کفاره به فقرا داده شود، بردارد.

س 803: زنی به علت بارداری و نزدیکی وقت زایمان، نمی‏تواند روزه بگیرد و می‏داند که باید آنها را بعد از زایمان و قبل از ماه رمضان آینده قضا نماید، اگر به طور عمدی یا غیرعمدی تا چند سال روزه نگیرد، آیا فقط کفاره همان سال بر او واجب است یا آنکه کفاره تمام سالهائی که روزه را به تأخیر انداخته، واجب است؟

فدیه تأخیر قضای روزه ماه رمضان هر چند به مدت چند سال هم به تأخیر افتاده باشد، یکبار واجب است و آن عبارت است از یک مد طعام برای هر روزی، و فدیه هم زمانی واجب می‏شود که تأخیر قضای روزه ماه رمضان تا ماه رمضان دیگر بر اثر سهل انگاری و بدون عذر شرعی باشد، ولی اگر به خاطر عذری باشد که شرعا مانع صحت روزه است، فدیه‏ای ندارد.

س 804: زنی به علت بیماری از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آینده هم نیست، در این صورت آیا کفاره بر او واجب است یا بر شوهرش؟

اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بیماری و تأخیر قضای آن هم از جهت ادامه بیماری بوده است، برای هر روز یک مدطعام به عنوان فدیه بر خود زن واجب است و چیزی بر عهده شوهرش نیست.

س 805: شخصی ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بیستم شعبان شروع به روزه گرفتن می‏کند، آیا در این صورت می‏تواند عمدا روزه خود را قبل یا بعد از زوال، افطار کند؟ در صورتی که قبل یا بعد از زوال افطار نماید، چه مقدار کفاره دارد؟

در فرض مذکور افطار عمدی برای او جایز نیست و اگر عمدا افطار کند، در صورتی که قبل از زوال باشد، کفاره‏ای بر او واجب نیست و اگر بعد از زوال باشد، کفاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ده مسکین، و در صورت عدم تمکن، واجب است سه روز روزه بگیرد.

س 806: زنی در دو سال متوالی در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ایام را نداشته است، ولی در حال حاضر توانائی روزه گرفتن را دارد، حکم او چیست؟ آیا کفاره جمع بر او و اجب است یا فقط قضای آن را باید به جا آورد؟ تأخیر او در قضای روزه چه حکمی دارد؟

اگر بر اثر عذر شرعی روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنین یا کودکش بوده، باید علاوه بر قضا، برای هر روز یک مد طعام به عنوان فدیه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعی به تأخیر انداخته، فدیه دیگری هم بر او واجب است یعنی باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

س 807: آیا رعایت ترتیب بین قضا و کفاره، در کفاره روزه واجب است یا خیر؟

واجب نیست.

 

قضای روزه‏

س 808: هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان برای انجام مأموریت دینی بر عهده‏ام می‏باشد، وظیفه من چیست؟ آیا قضای آنها بر من واجب است؟

قضای روزه‏های ماه رمضان که بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.

س 809: اگر کسی برای گرفتن روزه قضای ماه رمضان اجیر شود و بعد از زوال افطار کند، آیا کفاره بر او واجب است یا خیر؟

کفاره بر او واجب نیست.

س 810: کسانی که در ماه رمضان برای انجام وظیفه دینی در مسافرت هستند و به همین دلیل نمی‏توانند روزه بگیرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخیر، بخواهند روزه بگیرند، آیا پرداخت کفاره بر آنها واجب است؟

اگر قضای روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذری که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آینده به تأخیر انداخته باشند، قضای روزه‏هایی که از آنان فوت شده کافی است، و واجب نیست برای هر روزی یک مد طعام فدیه بدهند، هر چند احتیاط در جمع بین قضا و فدیه است. ولی اگر تأخیر در قضای روزه به خاطر سهل‏انگاری و بدون عذر باشد، جمع بین قضا و فدیه بر آنها واجب است.

س 811: شخصی به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلا توبه نموده و به سوی خدا بازگشته و تصمیم بر جبران آنها گرفته است، ولی توانائی قضای همه روزه‏های فوت شده را ندارد و مالی هم ندارد که با آن کفاره‏هایش را بپردازد، آیا صحیح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟

قضای روزه‏های فوت شده در هیچ صورتی ساقط نمی‏شود، ولی نسبت به کفاره افطاره عمدی روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و یا اطعام شصت مسکین برای هر روز نداشته باشد، باید به هر تعداد فقیر که قادر است غذا بدهد و احتیاط آن است که استغفار نیز بکند و اگر به هیچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نیست فقط کافی است که استغفار کند یعنی با دل و زبان خود بگوید استغفرالله (از خداوند بخشایش می‏طلبم).

س 812: من به علّت عدم قدرت مالی و بدنی نتوانستم برای انجام کفاره هائی که بر من واجب شده بود روزه بگیرم و یا به مساکین اطعام نمایم و در نتیجه، استغفار نمودم لکن به لطف الهی اکنون توان روزه گرفتن یا اطعام نمودن دارم، وظیفه‏ام چیست؟

در فرض مرقوم، انجام کفاره لازم نیست گر چه احتیاط مستحب آن است که انجام داده شود.

س 813: اگر شخصی بر اثر جهل به وجوب قضای روزه تا قبل از ماه رمضان سال آینده قضای روزه‏هایش را به تأخیر اندازد، چه حکمی دارد؟

فدیه تأخیر قضای روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمی‏شود.

س 814: فردی که به مدت صدو بیست روز روزه نگرفته، چه وظیفه‏ای دارد؟ آیا باید برای هر روز شصت روز روزه بگیرد؟ و آیا کفاره بر او واجب است؟

قضای آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدی و بدون عذر شرعی بوده، علاوه بر قضا، کفاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه یا اطعام شصت فقیر و یا دادن شصت مد طعام به شصت مسکین که سهم هر کدام یک مدّ است.

س 815: تقریبا یک ماه روزه گرفته‏ام به این نیت که اگر روزه‏ای بر عهده‏ام باشد قضای آن محسوب شود و اگر روزه‏ای بر عهده‏ام نیست به قصد قربت مطلق باشد، آیا این یک ماه روزه به حساب روزه‏های قضائی که بر ذمّه دارم، محسوب می‏شود؟

اگر به نیت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعا مأمور به آن بوده‏اید، اعم از روزه قضاء یا مستحبی، روزه‏گرفته‏اید و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضاء محسوب می‏شود.

س 816: کسی که نمی‏داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبی بگیرد، اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، آیا به عنوان روزه قضا محسوب می‏شود؟

روزه‏هائی را که به نیت استحباب گرفته به جای روزه قضایی که بر عهده‏اش هست، محسوب نمی‏شود.

س 817: نظر شریف جنابعالی درباره شخصی که بر اثر جهل به مسأله، عمدا روزه‏اش را افطار کرده، چیست؟ آیا فقط قضا بر او واجب است یا اینکه کفاره هم باید بدهد؟

اگر به سبب بی‏اطلاعی از حکم شرعی بوده و در یادگیری مسأله کوتاهی نکرده باشد، باید قضای روزه‏ها را بجا آورد ولی کفارّه‏بر او واجب نیست.

س 818: کسی که در اوائل سن تکلیف بر اثر ضعف و عدم توانائی، نتوانسته روزه بگیرد، آیا فقط قضا بر او واجب است یا قضا و کفاره با هم بر او واجب است؟

اگر گرفتن روزه برای او حرجی نبوده و عمدا افطار کرده، علاوه بر قضا، کفاره نیز بر او واجب است و اگر خوف داشته باشد که اگر روزه بگیرد مریض شود، فقط قضای روزه‏ها بر عهده او می‏باشد.

س 819: کسی که تعداد روزهائی که روزه نگرفته و مقدار نمازهایی را که نخوانده نمی‏داند، وظیفه‏اش چیست؟ کسی هم که نمی‏داند روزه‏اش را بر اثر عذر شرعی افطار کرده و یا عمدا آن را خورده است، چه حکمی دارد؟

جایز است که به قضای آن مقدار از نماز و روزه‏هایش که یقین به فوت آنها دارد، اکتفا نماید، و در صورت شک در افطار عمدی کفاره واجب نیست.

س 820: اگر شخصی که در ماه رمضان روزه دار است، در یکی از روزها برای خوردن سحری بیدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثه‏ای برای او اتفاق بیفتد و روزه را افطار کند، آیا یک کفاره بر او واجب است یا کفاره جمع؟

اگر روزه را تا حدی ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگی و گرسنگی برای او حرجی شود و در نتیجه آن را افطار نماید، فقط قضا بر او واجب است و کفاره‏ای ندارد.

س 821: اگر شک کنم در اینکه اقدام به گرفتن قضای روزه‏هائی را که بر عهده‏ام بوده، کرده‏ام یا خیر تکلیف من چیست؟

اگر یقین به اشتغال قبلی ذمّه خود دارید، واجب است به مقداری که موجب یقین به انجام تکلیف می‏شود، روزه قضاء بگیرید.

س 822: کسی که هنگام بلوغ فقط یازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و یک روز را هم در موقع ظهر افطار کرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نمی‏دانسته که با ترک عمدی روزه کفاره بر او واجب است، چه حکمی دارد؟

اگر روزه ماه رمضان را از روی عمد و بدون عذر شرعی افطار کرده، باید علاوه بر قضا، کفاره هم بدهد اعم از اینکه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب کفاره و یا جاهل به آن باشد.

س 823: اگر پزشک به بیماری بگوید که روزه برای شما ضرر داد و او هم روزه نگیرد، ولی بعد از چند سال بفهمد که روزه برای وی ضرر نداشته و پزشک در تشخیص خود اشتباه کرده است، آیا قضا و کفاره بر او واجب است؟

اگر از گفته پزشک متخصص و امین و یا از منشأ عقلائی دیگر، خوف از ضرر پیدا کند و روزه نگیرد، فقط قضا بر او واجب است.

 

مسائل متفرقه روزه‏

س 824: اگر زنی در حال روزه نذری معین حیض شود، چه حکمی دارد؟

روزه با عارض شدن حیض باطل می‏شود و قضای آن بعد از طهارت واجب است.

س 825: شخصی از اول ماه رمضان تا بیست و هفتم ماه را در وطن خود روزه گرفته و در صبح روز بیست و هشتم به دبی مسافرت کرده و در روز بیست و نهم به آنجا رسیده و متوجه شده که در آنجا عید اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آیا قضای روزه‏هایی که از وی فوت شده، واجب است؟ اگر یک روز قضا نماید، ماه رمضان نسبت به او بیست و هشت روز می‏شود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بیست و نهم در جائی بوده که در آنجا عید اعلام شده بود، این شخص چه حکمی دارد؟

اگر اعلان عید در روز بیست و نهم در آن مکان، به نحو شرعی و صحیح باشد، قضای آن روز بر او واجب نیست، ولی‏با فرض اینکه افق دو محل یکی بوده این امر کشف می‏کند که یک روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضای روزه‏ای را که یقین به فوت آن دارد، بجا آورد.

س 826: اگر روزه‏داری هنگام غروب در سرزمینی افطار کرده باشد و سپس به جائی مسافرت کند که خورشید در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمی دارد؟ آیا تناول مفطرات برای او در آنجا قبل از غروب خورشید جایز است؟

روزه او صحیح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشید با فرض اینکه در وقت غروب در سرزمین خود افطار کرده، برای او جایز است.

س 827: شهیدی به یکی از دوستانش وصیت نموده که احتیاطا از طرف وی چند روز روزه قضا بگیرد، ولی ورثه شهید به این مسائل پایبند نیستند و طرح وصیت او هم برای آنها ممکن نیست و روزه گرفتن هم برای دوست آن شهید مشقت دارد، آیا راه حل دیگری وجود دارد؟

اگر آن شهید به دوست خود وصیت کرده که خودش شخصا برای او روزه بگیرد، ورثه او در این مورد تکلیفی ندارند، و اگر برای آن فرد روزه گرفتن به نیابت از شهید مشقت دارد، تکلیف از او ساقط است.

س 828: من فردی کثیر الشک هستم و یا به تعبیر دقیق‏تر زیاد وسوسه می‏شوم، و در مسائل دینی بخصوص فروع دین زیاد شک می‏کنم، یکی از موارد آن این است که در ماه رمضان گذشته شک کردم که آیا غبار غلیظی که وارد دهان من شده آن را فرو برده‏ام یا خیر؟ و یا آبی را که داخل دهانم کردم، خارج کرده و بیرون ریختم یا نه؟ در نتیجه آیا روزه من صحیح است یا خیر؟

روزه شما در فرض سؤال محکوم به صحت است و این شکها اعتباری ندارند.

س 829: آیا حدیث شریف کساء را که از حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها نقل شده، حدیث معتبری می‏دانید؟ آیا نسبت دادن آن در حالت روزه به حضرت زهرای مرضیه سلام اللّه علیها جایز است؟

اگر نسبت دادن آن به صورت حکایت و نقل از کتابهایی باشد که آن را نقل کرده‏اند، اشکال ندارد.

س 830: از بعضی از علما و غیر آنان شنیده‏ایم که اگر انسان هنگام روزه مستحبی به خوردن غذا دعوت شود، می‏تواند آن را قبول کرده و مقداری از غذا میل کند و با این کار روزه‏اش باطل نمی‏شود، بلکه ثواب هم دارد امیدواریم نظر شریف خود را در این باره بیان فرمائید.

قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبی، شرعا امری پسندیده است و خوردن غذا به دعوت برادر مؤمن هر چند روزه را باطل می‏کند، ولی او را از اجر و ثواب روزه محروم نمی‏سازد.

س 831: دعاهائی مخصوص ماه رمضان به صورت دعای روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شک در صحت شان چه حکمی دارد؟

به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبیت باشد، اشکال ندارد.

س 832: شخصی قصد داشت روزه بگیرد، ولی برای خوردن سحری بیدار نشد، لذا نتوانست روزه بگیرد. آیا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وی است یا کسی که او را بیدار نکرده است؟ اگر فردی بدون سحری روزه بگیرد، آیا روزه‏اش صحیح است؟

در این مورد چیزی بر عهده دیگران نیست، و روزه بدون خوردن سحری هم صحیح است.

س 833: روزه روز سوم ایام اعتکاف در مسجد الحرام، چه حکمی دارد؟

اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مکه مکرمه نماید و یا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگیرد، بر او واجب است بعد از اینکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزه روز سوم کامل کند. ولی اگر قصد اقامت و یا نذر روزه در سفر نکرده باشد، روزه او در سفر صحیح نیست و با عدم صحتِ روزه، اعتکاف هم صحیح نیست.

 

رؤیت هلال‏

س 834: همانطورکه‏می‏دانید، وضعیت هلال‏در آخر یااول‏ماه به‏یکی از حالت‏های‏زیر است:

- غروب هلال قبل از غروب خورشید باشد.

- غروب هلال مقارن با غروب خورشید باشد.

- غروب هلال بعد از غروب خورشید باشد.

امیدواریم بیان فرمائید که کدامیک از حالات سه گانه فوق را می‏توان به وسیله برنامه‏های محاسبه کننده الکترونیکی دقیق برای دورترین نقاط عالم محاسبه کرد؟ آیا استفاده از این محاسبات برای تعیین اول ماه قبل از حلول آن امکان دارد یا اینکه حتما باید ماه با چشم رؤیت شود؟

معیارِ اول ماه، هلالی است که بعد از غروب خورشید غروب کند و رؤیت آن ، قبل از غروب ممکن باشد، و محاسبات علمی اگر موجب یقین برای مکلف نشود، اعتبار ندارد.

س 835: آیارؤیت تصویر هلال ماه با استفاده از دوربین CCD و انعکاس نور و بازخوانی اطلاعات ضبط شده توسط رایانه، برای اثبات اول ماه کفایت می‏کند؟

رؤیت با وسیله، فرقی با رؤیت به طریق عادی ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤیت محفوظ باشد. پس رؤیت با چشم و با عینک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رایانه که درآن صدق عنوان رؤیت معلوم نیست محل اشکال است.

س 836: اگر هلال ماه شوال در یک شهر دیده نشود، ولی تلویزیون و رادیو از حلول آن خبر دهند، آیا کافی است یا تحقیق بیشتری واجب است؟

اگر مفید اطمینان به ثبوت هلال گردد یا صدور حکم به هلال از طرف ولی فقیه باشد، کافی است و نیازی به تحقیق نیست.

س 837: اگر تعیین اول ماه رمضان و عید سعید فطر به علت عدم امکان رؤیت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان یا اسباب دیگر، ممکن نباشد و سی روز ماه شعبان یا ماه رمضان کامل نشده باشد، آیا برای ما که در ژاپن زندگی می‏کنیم، جایز است که به افق ایران عمل کرده و یا به تقویم اعتماد کنیم؟ وظیفه ما چیست؟

اگر اول ماه از طریق رؤیت هلال حتی در افق شهرهای مجاوری که یک افق دارند، و یا از طریق شهادت دو فرد عادل و یا از طریق حکم حاکم ثابت نشود، باید احتیاط کرد تا اول ماه ثابت شود، و رؤیت هلال در ایران که در غرب ژاپن واقع است، برای کسانی که مقیم ژاپن هستند، اعتبار ندارد.

س 838: آیا اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است یا خیر؟

رؤیت هلال در شهرهائی که در افق متحد و یا نزدیک به هم هستند و یا در شهرهائی که در شرق واقع شده‏اند، کافی است.

س 839: مقصود از اتحاد افق چیست؟

منظور از آن، شهرهائی است که در طول خط واحدی واقع شده‏اند. بنابراین اگر دو شهر در یک خط طولی باشند (مراد از طول، طول در اصطلاح علم هیئت است)، گفته می‏شود که آنها در افق متحد هستند.

س 840: اگر روز بیست و نهم ماه در تهران و خراسان عید باشد، آیا برای افرادی هم که در شهری مانند بوشهر مقیم هستند، جایز است افطار کنند؟ با توجه به اینکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر یکی نیست.

به طور کلّی اگر اختلاف بین افق دو شهر به مقداری باشد که با فرض رؤیت هلال در یکی، هلال در دیگری قابل رؤیت نباشد، رؤیت آن در شهرهای غربی برای مردم شهرهای شرقی که خورشید در آنها قبل از شهرهای غربی غروب می‏کند، کافی نیست، بر خلاف عکس آن.

س 841: اگر بین علمای یک شهر راجع به ثبوت هلال یا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظیفه واجب مکلّف چیست؟

اگر اختلاف دو بیّنه به صورت نفی و اثبات باشد، یعنی یکی مدعی ثبوت هلال و دیگری مدعی عدم ثبوت آن باشد، این اختلاف موجب تعارض دو بینه و تساقط هر دو است، و وظیفه مکلّف این است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن یا روزه گرفتن به آنچه که مقتضای اصل است، عمل نماید. ولی اگر بین ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به این صورت که بعضی از آنها مدعی رؤیت هلال باشند و بعضی دیگر مدعی عدم مشاهده آن، قول کسانی که مدعی رؤیت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعی برای مکلّف است و باید از آن متابعت کند، و همچنین اگر حاکم شرعی حکم به ثبوت هلال نماید، حکم وی حجت شرعی برای همه مکلفین است و باید از آن پیروی کنند.

س 842: اگر شخصی هلال ماه را ببیند و بداند که رؤیت هلال برای حاکم شرع شهر او به هر علتی ممکن نیست، آیا او مکلّف است که رؤیت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟

اعلام بر او واجب نیست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.

س 843: همانگونه که می‏دانید اکثر فقهای بزرگوار پنج راه برای ثبوت اول ماه شوال در رساله‏های عملیه خود بیان کرده‏اند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نیست، بنابراین چگونه بیشتر مؤمنین به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار می‏کنند؟ شخصی که از این راه اطمینان به ثبوت هلال پیدا نمی‏کند، چه تکلیفی دارد؟

تا حاکم حکم به رؤیت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، برای تبعیّت دیگران از وی کافی نیست، مگر آنکه اطمینان به ثبوت هلال حاصل نمایند.

س 844: اگر ولی امر مسلمین حکم نماید که فردا عید است و رادیو و تلویزیون اعلام کنند که هلال در چند شهر دیده شده است، آیا عید برای تمامی نواحی کشور ثابت می‏شود یا فقط برای شهرهایی که ماه در آنها دیده شده و شهرهای هم افق با آنها، ثابت می‏گردد؟

اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعا برای همه شهرها معتبر است.

س 845: آیا کوچکی هلال و باریک بودن و اتصاف آن به خصوصیات هلال شب اول، دلیل بر این محسوب می‏شود که شب قبل شب اول ماه نبوده، بلکه شب سی‏ام ماه قبلی بوده است؟ اگر عید برای شخصی ثابت شود و از این راه یقین پیدا کند که روز قبل عید نبوده، آیا قضای روزه روز سی‏ام ماه رمضان را باید به جا آورد؟

مجرد کوچکی‏و پائین بودن‏هلال یا بزرگی‏و بالا بودن‏و یا پهن‏یا باریک‏بودن آن‏دلیل شرعی شب‏اول یا دوم بودن‏نیست، ولی‏اگر مکلّف‏از آن‏علم به چیزی‏پیدا کند باید به مقتضای علم خود در این زمینه عمل نماید.

س 846: آیا استناد به شبی که در آن ماه به صورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دلیل برای محاسبه اول ماه جایز است تا از این راه وضعیت یوم الشک معلوم شود که مثلا روز سی ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلا بر کسی که این روز را بر اساس بیّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضای روزه شود و کسی هم که به دلیل استصحاب بقای ماه رمضان روزه گرفته، بری‏ء الذمّه باشد؟

امر مذکور حجت شرعی بر آنچه ذکر شد، نیست، ولی اگر مفید علم به چیزی برای مکلّف باشد، واجب است که طبق آن عمل نماید.

س 847: آیا استهلال در اول هر ماه واجب کفائی است یا احتیاط واجب؟

استهلال فی نفسه واجب شرعی نیست.

س 848: آیا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤیت هلال ثابت می‏شود یا با تقویم، هر چند ماه شعبان سی روز نباشد؟

اول یا آخر ماه رمضان با رؤیت شخص مکلّف یا با شهادت دو فرد عادل یا با شهرتی که مفید علم است یا با گذشت سی روز و یا بوسیله حکم حاکم ثابت می‏شود.

س 849: اگر تبعیت از اعلام رؤیت هلال توسط یک دولت جایز شد، و آن اعلام معیاری علمی برای ثبوت هلال سرزمین‏های دیگر را تشکیل دهد، آیا اسلامی بودن آن حکومت شرط است، یا اینکه عمل به آن حتی اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟

ملاک‏در این‏مورد، حصول‏اطمینان به‏رؤیت در منطقه‏ای‏است که نسبت‏به مکلّف کافی محسوب‏می‏شود.

س 850: خواهشمند است نظر مبارک خود را در خصوص اعتکاف در مساجد (جامع و غیر جامع) بیان فرمائید.

در مسجد جامع صحیح است و در مسجد غیر جامع رجاءا اشکال ندارد. و تعریف مسجد جامع در مباحث نماز گذشت.

 

س 731: دختری که به سن تکلیف رسیده، ولی به علت ضعف جسمانی توانائی روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمی‏تواند قضای آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا می‏رسد، چه حکمی دارد؟

ناتوانی از گرفتن روزه و قضای آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضای روزه نمی‏شود، بلکه قضای روزه‏های ماه رمضان که از او فوت شده، بر وی واجب است.

س 732: دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقداری مشکل است، چه حکمی دارند؟ آیا سن بلوغ شرعی دختران اکمال نه سال قمری است؟

بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعی دختران همان تکمیل نه سال قمری است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضی از عذرها جایز نیست، ولی اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار برای آنها جایز است.

س 733: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمی‏دانم، از جناب عالی خواهشمندم بیان فرمائید که از چه زمانی قضای نماز و روزه بر من واجب است، و آیا کفاره روزه بر من واجب است یا به علت جهل به مسأله قضای آن کفایت می‏کند؟

فقط قضای آن مقدار از نمازها و روزه‏ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعی تکلیف شرعی دارید، بر شما واجب است، و در مورد روزه، اگر بعد از رسیدن قطعی به سن تکلیف، در اثر کوتاهی در یادگیری مسأله و حکم شرعی، عمدا افطار کرده باشید، علاوه برقضا، کفاره هم واجب است.

س 734: اگر دختر نه ساله‏ای که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشواری، روزه‏اش را افطار نماید، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

قضای روزه‏هائی که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردی به خاطر عذری قوی، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولی بعدا معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمی دارد؟

اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلائی داشته باشد، کفاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است.

س 736: شخصی مشغول انجام خدمت سربازی است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمی‏تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازی بخواهد روزه این دو ماه را قضا نماید، آیا کفاره هم بر او واجب است یا خیر؟

کسی که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضای آن بر او واجب است و کفاره تأخیر واجب نیست.

س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسی نماید، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسی نموده است، آیا قضای آن واجب است؟

اگر غسل ارتماسی بر اثر فراموشی و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضای روزه‏اش بر او واجب نیست.

س 738: اگر شخصی بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولی در راه به خاطر پیشامد حادثه‏ای نتواند در زمان معین به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد و آیا کفاره بر او واجب است یا فقط قضای روزه آن روز را باید به جا آورد؟

روزه‏اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضای روزه آن روزی که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده، واجب است و کفاره‏ای هم ندارد.

س 739: اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانی در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما برای حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفاره و قضای روزه بر آنها واجب می‏شود؟

اگر روزه برای آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضای آن را بجا آورند و در این حالت کفاره بر آنها واجب نیست.

س 740: اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت یا کمتر مانده به اذان مغرب حیض شود، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟

روزه‏اش باطل است.

س 741: کسی که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصی) بدون اینکه بدنش خیس شود، در آب فرو رود، روزه‏اش چه حکمی دارد؟

اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحت روزه‏اش محل اشکال است و بنا بر احتیاط وجوبی قضای آن لازم است.

س 742: آیا مسافرت عمدی در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جایز است؟

مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اینکه برای فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.

س 743: شخصی که روزه واجب بر عهده‏اش است و قصد دارد که آن را بگیرد، ولی بر اثر پیشامدی نتواند روزه بگیرد مثلا بعد از طلوع خورشید آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بین راه هم مرتکب هیچیک از مفطرات نشد، ولی وقت نیت روزه واجب از وی فوت شد، و آن روز هم از روزهائی است که روزه در آن مستحب است، آیا می‏تواند نیت روزه مستحبی کند یا خیر؟

اگر قضای روزه ماه رمضان بر ذمه‏اش باشد، نیت روزه مستحبی حتی بعد از فوت وقت نیت روزه واجب، از وی صحیح نیست.

س 744: من معتاد به سیگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش می‏کنم که تندخو نباشم نمی‏توانم و همین باعث ناراحتی زیاد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعیت دشوارم رنج می‏برم، تکلیف من چیست؟

روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و بنابر احتیاط واجب جایز نیست در حال روزه سیگار بکشید، و نباید بدون دلیل با دیگران تند برخورد کنید.

 

 

احکام خمس‏

هبه، هدیه، جایزه بانکی، مهر و ارث‏

س 851: آیا هبه و هدیه عید (عیدی) خمس دارد؟

هبه و هدیه خمس ندارد، هر چند احوط این است که اگر از مخارج سال زیاد بیاید، خمس آن پرداخت شود.

س 852: آیا به جایزه‏هایی که توسط بانکها و صندوق‏های قرض الحسنه به افراد پرداخت می‏شود، خمس تعلق می‏گیرد یا خیر؟

خمس در جایزه‏ها و هدیه‏ها واجب نیست.

س 853: آیا مبالغی که بنیاد شهید به خانواده‏های شهدا می‏پردازد، به مازاد از مخارج سال آن، خمس تعلق می‏گیرد؟

چیزی که بنیاد شهید به خانواده‏های عزیز شهدا هدیه می‏کند، خمس ندارد.

س 854: آیا نفقه‏ای که شخصی از طرف پدر یا برادر یا یکی از اقوام دریافت می‏کند، هدیه محسوب می‏شود یا خیر؟ در صورتی که نفقه دهنده خمس اموال خود را نپردازد، آیا بر نفقه گیرنده پرداخت خمس آنچه که از او می‏گیرد، واجب است؟

تحقق عنوان هبه و هدیه تابع قصدِ دهنده است و تا نفقه گیرنده یقین نداشته باشد که مالی که به او داده می‏شود، متعلق خمس است، پرداخت خمس آن واجب نیست.

س 855: به دخترم یک واحد مسکونی به عنوان جهیزیه عروسیش داده‏ام، آیا این واحد مسکونی خمس دارد؟

اگر هبه واحد مسکونی که به دخترتان بخشیده‏اید، عرفا مطابق شأن شما محسوب شود، و در بین سال خمسی بخشیده باشید، دادن خمس آن واجب نیست.

س 856: آیا جایز است که انسان مالی را قبل از گذشت یک سال بر آن، به همسرش هدیه دهد، با آنکه می‏داند وی آن مال را برای خرید خانه در آینده و یا مخارج ضروری، ذخیره خواهد کرد؟

این کار جایز است و مالی که به همسرتان بخشیده‏اید، اگر به مقداری باشد که عرفا مناسب شأن شما و افراد مانند شماست و بخشش صوری و به قصد فرار از خمس هم نباشد، خمس ندارد.

س 857: زن و شوهری برای اینکه خمس به اموال آنها تعلق نگیرد، قبل از رسیدن سال خمسی‏شان، اقدام به هدیه کردن سود سالانه خود به یکدیگر می‏کنند، امیدواریم حکم خمس آنها را بیان فرمائید.

با این‏گونه بخشش که صوری و برای فرار از خمس است، خمسِ واجب از آنان ساقط نمی‏شود.

س 858: شخصی برای رفتن به حج استحبابی مبلغی را به حساب سازمان حج واریز کرده، ولی قبل از تشرف به زیارت خانه خدا، فوت نموده است، این مبلغ چه حکمی دارد؟ آیا مصرف کردن آن در نیابت از حج میت واجب است؟ آیا خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

فیش حج که در قبال مبلغی که به حساب سازمان حج واریز کرده، دریافت نموده، به قیمت فعلی‏اش از ترکه میت محسوب می‏شود، و میت اگر حج برذمه ندارد و وصیت به حج هم نکرده، صرف آن در حج نیابی برای میت واجب نیست، و پرداخت خمس مبلغ پرداختی بابت آن فیش اگر از پولی که خمس به آن تعلق گرفته ولی پرداخت نشده‏باشد، در فرض سؤال واجب است.

س 859: باغ پدری از طریق بخشش یا ارث به پسرش منتقل شده است، آن باغ هنگام هدیه یا انتقال به او بابت ارث، قیمت زیادی نداشت، ولی در حال حاضر قیمت آن هنگام فروش با قیمت قبلی آن تفاوت زیادی کرده است، آیا به آن مقدار زیادی که بر اثر افزایش قیمت حاصل شده، خمس تعلق می‏گیرد؟

ارث و هبه و پول فروش آنها خمس ندارد، هر چند قیمت آنها افزایش یافته باشد، مگر اینکه نگهداری آن به قصد تجارت و زیاد شدن قیمت باشد.

س 860: اداره بیمه مبلغی را بابت هزینه درمان به من بدهکار است و مقرر شده که در همین روزها به من پرداخت شود، آیا به این مبلغ خمس تعلق می‏گیرد؟

خمس ندارد.

س 861: آیا به پولی که از حقوق ماهیانه‏ام برای خرید لوازم ازدواج در آینده، پس انداز می‏کنم، خمس تعلق می‏گیرد؟

اگر عین پولی را که بابت حقوق ماهیانه می‏گیرید، پس انداز می‏کنید، باید سر سال خمس آن پرداخت شود، مگر آنکه بخواهید در خلال دو سه ماه آینده صرف خرید لوازم ضروری ازدواج نمائید و با پرداخت خمس آن نتوانید باقیمانده لوازم مورد حاجت را تهیه کنید.

س 862: در کتاب �تحریر الوسیله� آمده است که مهریه زن خمس ندارد و فرقی بین مهریه مدت دار و بدون مدت گذاشته نشده است، امیدواریم آن را توضیح فرمائید.

در عدم وجوب خمس مهریه فرقی بین مهریه مدت دار و بدون مدت و بین پول نقد و کالا وجود ندارد.

س 863: دولت در ایام عید به کارمندان خود اجناسی را به عنوان عیدی داده که مقداری از آن تا سر سال باقی مانده است. با توجه به اینکه عیدی کارمندان خمس ندارد، ولی چون ما در برابر این اجناس مقداری پول پرداخت کرده‏ایم، لذا آنچه به ما داده می‏شود هدیه به معنای دقیق آن نیست، بلکه با قیمت کمتری در برابر عوض داده شده است، آیا خمس آن مقدار از کالا که در برابر آن پول پرداخت شده، باید داده شود؟ یا اینکه باید قیمت واقعی آن در بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود؟ و یا چون عیدی است، هیچگونه خمسی ندارد؟

در فرض مذکور نظر به اینکه قسمتی از اجناس در واقع از سوی دولت مجانی به کارمند داده می‏شود و در برابر قسمتی پول دریافت می‏کنند، فلذا از کالای باقیمانده به نسبت مقداری که پول در برابر آن پرداخت نموده‏اید، واجب است که خمس عین اجناس باقیمانده یا قیمت فعلی آن را بپردازید.

س 864: شخصی فوت نموده و هنگام حیات، خمسی را که بر ذمه‏اش بوده در دفتر خود یادداشت کرده و تصمیم به پرداخت آن داشته است، در حال حاضر بعد از فوت وی همه افراد خانواده او به استثنای یکی از دخترانش از پرداخت خمس خودداری کرده و در ترکه متوفّی برای مخارج خود و میت و غیر آن، تصرف می‏کنند، خواهشمندیم نظر خود را در رابطه با مسائل زیر بیان فرمائید:

- تصرف در اموال منقول و غیرمنقول متوفّی توسط داماد یا یکی از ورّاث او، چه حکمی دارد؟

- غذا خوردن داماد یا یکی از ورثه در خانه او چه حکمی دارد؟

- تصرفات قبلی این افراد در اموال میت و غذا خوردن آنها در خانه متوفّی چه حکمی دارد؟

اگر میّت وصیت کند که مقداری از دارائی او به عنوان خمس پرداخت شود یا ورثه یقین پیدا کنند که وی مقداری خمس بدهکار است، تا وصیت میت و یا خمسی را که بر عهده دارد از ما ترک او ادا نکنند، نمی‏توانند در ترکه او تصرف نمایند، و تصرفات آنان قبل از عمل به وصیت وی یا پرداخت دین او، نسبت به مقدار وصیت یادین در حکم غصب است و نسبت به تصرفات قبلی نیز ضامن هستند.

 

قرض، حقوق ماهیانه، بیمه، و بازنشستگی‏

س 865: آیا بر کارمندانی که گاهی مقداری مال از مخارج سالانه آنها زیاد می‏آید، با توجه به اینکه بدهی‏های نقدی و قسطی دارند، خمس واجب است؟

اگر بدهی بر اثر قرض کردن در طول سال برای مخارج همان سال یا خرید بعضی از مایحتاج سال به صورت نسیه باشد، در صورتی که بخواهد دین خود را از منافع همان سال ادا نماید، مقدار دین از باقیمانده درآمد آن سال استثنا می‏شود، و در غیر این صورت، تمام درآمد باقیمانده خمس دارد.

س 866: آیا قرضی که برای حج تمتع گرفته می‏شود باید خمس آن داده شده باشد و بعد از پرداخت خمس، باقیمانده آن برای مخارج حج پرداخت شود؟

مالی که قرض گرفته می‏شود، خمس ندارد.

س 867: من در خلال پنج سال مبلغی را به بنیاد مسکن جهت گرفتن زمینی به امید تأمین مسکن پرداخت کردم، ولی تاکنون تصمیمی برای واگذاری زمین گرفته نشده است، لذا تصمیم دارم، آن مبالغ را از بنیاد مسکن باز پس بگیرم، با توجه به اینکه قسمتی از آن را قرض گرفته‏ام و قسمتی را هم از فروش فرش خانه‏ام و باقیمانده آن را هم از حقوق همسرم که معلّم است، تهیه کرده‏ام، امیدوارم به دو سؤال ذیل پاسخ فرمائید.

- اگر بتوانم مبلغ مزبور را پس بگیرم و آن را فقط برای تهیه مسکن (زمین یا خانه) مصرف کنم، آیا خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

- چه مقدار خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

در فرض مرقوم که پول از راه هدیه یا قرض یا فروش لوازم زندگی تهیه شده، خمس آن واجب نیست.

س 868: چند سال پیش از بانک وام گرفته و آن را به مدت یک سال به حساب بانکی‏ام واریز کردم، و بدون آنکه موفق به استفاده از آن وام شوم، هر ماه قسط آن را می‏پردازم، آیا به این وام، خمس تعلق می‏گیرد؟

خمس آن مقدار از وام مزبور که اقساط آن را تا سر سال خمسی از منفعت کسب خود پرداخت کرده‏اید، واجب است.

س 869: اینجانب مبالغی به خاطر ساختمان منزل بدهکار هستم و این بدهکاری تا دوازده سال طول خواهد کشید، خواهشمندم مرا در رابطه با موضوع خمس راهنمائی فرمائید که آیا این بدهی از درآمد سال استثناء می‏شود؟

اقساط بدهی ساخت مسکن و مانند آن را هر چند می‏توان از درآمد کسب همان سال پرداخت نمود، ولی در صورت عدم پرداخت، از در آمد آن سال استثنا نمی‏شود، بلکه به باقیمانده درآمد سر سال خمسی، خمس تعلق می‏گیرد.

س 870: کتابهایی که دانشجو از مال پدر خود یا از وامی که دانشگاه به دانشجویان می‏دهد، می‏خرد و منبع درآمدی هم ندارد، آیا خمس دارد؟ در صورتی که بداند پدر خمس پول کتابها را نداده، آیا پرداخت خمس آن واجب است؟

کتابهایی که با پول وام و یا با پولی که پدر به او بخشیده، خریده شده است، خمس ندارد مگر آنکه یقین داشته باشد که عین پولی که پدر به او بخشیده، متعلق خمس است که در این صورت پرداخت خمس آن واجب است.

س 871: اگر شخصی مبلغی را قرض بگیرد و نتواند آن را قبل از آن سال ادا کند، آیا پرداخت خمس آن بر عهده قرض دهنده است یا قرض گیرنده؟

بر قرض گیرنده خمس مال قرضی واجب نیست، ولی قرض دهنده اگر مال قرضی را از درآمد سالیانه کارش و قبل از پرداخت خمس آن قرض داده است، در صورتی که بتواند تا آخر سال قرضش را از بدهکار بگیرد، واجب است که هنگام رسیدن سال خمسی‏اش خمس آن را بپردازد، و اگر نتواند قرض خود را تإ؛ه‏ه پایان سال بگیرد، فعلا پرداخت خمس آن واجب نیست، لیکن هر وقت آن را وصول کرد باید خمس آن را بدهد.

س 872: افراد بازنشسته که همچنان حقوق ماهیانه دریافت می‏کنند، آیا باید خمس حقوقی را که در طول سال دریافت می‏کنند، بپردازند؟

مبالغی که از حقوق زمان اشتغال کسر نموده‏اند و پس از بازنشستگی، ماهانه می‏پردازند، درصورتی که از مخارج سال اضافه‏بیاید، پرداخت خمس آن واجب‏است.

س 873: اسیرانی که به پدر و مادر آنان از طرف جمهوری اسلامی در طول مدت اسارت، حقوق ماهیانه پرداخت شده و در بانک پس انداز گشته است، آیا با توجه به اینکه آقایان اسراء اگر دسترسی به آن پول داشتند، آن را مصرف می‏کردند، به مال مزبور خمس تعلق می‏گیرد یا خیر؟

پول مذکور خمس ندارد.

س 874: من به شخصی مبلغی پول بدهکارم، اگر سر سال برسد وطلبکار قرض خود را مطالبه نکند و مقداری از درآمد سالانه که با آن می‏توانم قرض خود را ادا کنم، نزد من موجود باشد، آیا این بدهی از درآمد سالانه استثناء می‏شود یا خیر؟

بدهی اعم از اینکه بر اثر قرض گرفتن باشد و یا بر اثر خرید نسیه لوازم خانگی، اگر به خاطر تأمین مخارج سالانه زندگی همان سال درآمد باشد اگر بخواهد پرداخت نماید، از درآمد سال کسر می‏شود، ولی اگر برای بدهی‏های سالهای قبل باشد، هر چند مصرف در آمد سالانه برای پرداخت آن جایز است، ولی اگر تا پایان سال پرداخت نشود از درآمد سالانه استثنا نمی‏شود.

س 875: آیا خمس بر کسی که مالی در حساب سالانه‏اش باقی مانده، و در حالی سال خمسی‏اش رسیده که بدهکار است، با توجه به اینکه چند سال برای پرداخت قرضش فرصت دارد، واجب است؟

بدهی پرداخت نشده چه بدون مدت باشد و چه مدت دار، از درآمد سالانه استثنا نمی‏شود، مگر این که برای تأمین هزینه‏های سال درآمد باشد که از درآمد آن سال مقداری را که می‏خواهد صرف بدهی خود کند، استثنا می‏شود و به معادل آن از درآمد سالانه، خمس تعلق نمی‏گیرد.

س 876: آیا به مالی که شرکت‏های بیمه بر اساس قرارداد برای جبران خسارت به بیمه شده پرداخت می‏کنند، خمس تعلق می‏گیرد؟

پولی که شرکتهای بیمه به فرد بیمه شده پرداخت می‏کنند، خمس ندارد.

س 877: در سال گذشته مبلغی را قرض گرفته و با آن زمینی خریدم به این امید که افزایش قیمت پیدا کند و بعد از فروش آن و خانه مسکونی فعلی ام، مشکل مسکن خود را در آینده حل کنم، اکنون سال خمسی من فرا رسیده، سؤال من این است که آیا می‏توانم آن بدهی را از منفعت کسب سال گذشته‏ام که خمس به آن تعلق گرفته، استثنا کنم یا خیر؟

با فرض این که قرض مزبور جهت خرید زمین برای فروش آن در آینده بوده است، از منفعت کسب سالی که در آن قرض گرفته‏اید، استثناء نمی‏شود، و پرداخت خمس درآمد سالانه کسب که از مخارج آن سال زیاد آمده، واجب است.

س 878: من از بانک مقداری وام گرفتم که وقت پرداخت آن بعد از تاریخ سال خمسی‏ام فرا می‏رسد و می‏ترسم که اگر آن مبلغ را امسال نپردازم، سال آینده قادر به ادای آن نباشم، تکلیف من هنگام رسیدن سال خمسی ام در رابطه با پرداخت خمس چیست؟

اگر درآمد سال را پیش از پایان آن در پرداخت قرض خود مصرف کنید و قرض هم برای افزایش سرمایه نباشد، خمس ندارد، ولی اگر قرض برای افزایش سرمایه باشد و یا قصد پس انداز درآمد سالانه را داشته باشید، پرداخت خمس آن بر شما واجب است.

س 879: معمول است که برای اجاره خانه مقداری پولِ پیش پرداخت می‏کنند، اگر این پول از منابع کسب باشد، و چند سال در نزد صاحب خانه بماند آیا پس از دریافت بلافاصله باید خمس آن پرداخت شود و در صورتی که بخواهد با همان پول در جای دیگر منزل اجاره کند، چطور؟

مادامی که به این پول برای اجاره منزل نیاز دارد خمس ندارد.

 

فروش خانه، وسائل نقلیه و زمین‏

س 880: آیا به خانه‏ای که قبلا با مالی که خمس آن داده نشده، ساخته شده، خمس تعلق می‏گیرد؟ بر فرض وجوب پرداخت خمس، آیا خمس بر اساس قیمت فعلی محاسبه می‏شود یا قیمت زمان ساخت آن؟

اگر خانه از درآمد بین سال برای زندگی و سکونت ساخته شده و پس از سکونت در آن به فروش رفته است، پول فروش آن خمس ندارد، ولی اگر از درآمدی که سال بر آن گذشته، ساخته شده است، خمس پولی که در ساخت آن هزینه شده، باید پرداخت شود.

س 881: مدتی قبل آپارتمان مسکونی خود را فروختم. این معامله هم زمان با رسیدن سال خمسی من بود و چون خود را موظف به ادای حقوق شرعی می‏دانم، بر اثر شرایط خاص زندگی‏ام در این رابطه با مشکل مواجه شده‏ام، امیدوارم مرا در این رابطه راهنمائی فرمائید.

اگر خانه مسکونی فروخته شده را با پولی که خمس نداشته و یا با درآمد بین سال خریده‏اید، پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد.

س 882: خانه نیمه سازی در یکی از شهرها دارم که به علت سکونت در ساختمان‏های دولتی نیازی به آن ندارم، لذا قصد دارم آن را فروخته و با پول آن ماشینی برای استفاده شخصی بخرم، آیا به پول آن خمس تعلق می‏گیرد؟

اگر خانه‏مزبور را از درآمدسالانه‏و در بین‏سال‏به قصدسکونت‏در آن ساخته‏یا خریده‏اید، و در همان سال آن را فروخته‏اید پول فروش آن اگر درهمان سال فروش در مؤونه زندگی‏مصرف شود، خمس ندارد، و همچنین اگر بعد از سکونت در آن، درسال بعد آن را فروخته باشید، پول فروش آن خمس ندارد.

س 883: تعدادی درب پروفیلی برای خانه مسکونی‏ام خریداری کردم، ولی بعد از دو سال به علت عدم تمایل به استفاده، آنها را فروخته و پولش را به حساب شرکت آلومینیوم واریز کردم تا به جای دربهای قبلی، به همان قیمت برای من دربهای آلومینیومی بسازد، آیا به آن پول خمس تعلق می‏گیرد؟

در فرض مرقوم، پول فروش آن خمس ندارد.

س 884: مبلغ صد هزار تومان به مؤسسه‏ای پرداخت نمودم تا در آینده زمین مسکونی به من تحویل دهد و الآن یک سال از آن می‏گذرد و از طرفی قسمتی از آن پول مال خودم است و قسمت دیگر را قرض کرده و مقداری از قرض را هم پرداخته‏ام، آیا به آن خمس تعلق می‏گیرد؟ مقدار آن چقدر است؟

اگر گرفتن زمین برای ساخت مسکن مورد نیاز متوقف بر پیش پرداخت مقداری از پول آن باشد، مبلغ پرداخت شده خمس ندارد، حتی اگر از درآمد کسب شما باشد.

س 885: اگر شخصی خانه خود را فروخته و پول آن را برای استفاده از سود آن در بانک بگذارد و سپس سال خمسی اش فرا برسد، چه حکمی دارد؟ و اگر این پول را برای خرید خانه ، پس انداز نماید، چه حکمی دارد؟

اگر خانه را از درآمد سالانه شغلی و در اثنای همان سال برای سکونت و به حساب مخارج سالانه، ساخته یا خریده و بعد آن را فروخته باشد، پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد.

س 886: آیا به اموالی که به تدریج برای خرید خانه یا سایر مایحتاج زندگی پس انداز می‏شود، خمس تعلق می‏گیرد؟

اگر خرید مایحتاج زندگی برحسب وضع مالی شخص متوقف بر پس انداز درآمد سال باشد، و بنا دارد پس اندازها را در آینده نزدیک مثلا دو سه ماه دیگر، صرف خرید مایحتاج زندگی نماید، خمس ندارد.

س 887: چند سال پیش ماشینی خریدم که در حال حاضر فروش آن به چندین برابر قیمت ممکن است، با توجه به اینکه پول خرید آن، مخمس نبوده است، و در صورت فروش و گرفتن قیمت فعلی آن، می‏خواهم خانه‏ای برای سکونت بخرم، آیا به مجرد دریافت پول، همه آن خمس دارد یا فقط به پولی که با آن ماشین را خریده‏ام، خمس تعلق می‏گیرد و مقدار باقیمانده که همان مقدار افزایش قیمت ماشین است، جزء درآمد سال فروش ماشین محسوب می‏شود که اگر تا پایان سال فروش در مخارج زندگی مصرف نشود، خمس به آن تعلّق می‏گیرد؟

اگر ماشین‏جزء مؤونه شما باشدو آن‏را از درآمدبین‏سال جهت‏استفاده‏شخصی زندگی‏خریده‏باشید، پول فروش آن خمس ندارد. ولی اگر ماشین را برای کار کردن خریده‏اید، در صورتی که با مال قرضی یا نسیه خریده باشید، فقط خمس مالی که برای ادای دین صرف کرده‏اید، واجب‏است، و اگر آن‏را با عین درآمدی که خمس به آن تعلق گرفته ولی پرداخت نشده، خریده‏اید، باید خمس تمام پول فروش آن‏را بپردازید.

س 888: من مالک خانه بسیار محقری هستم، و به عللی تصمیم به خرید خانه دیگری گرفتم، ولی به علت بدهی مجبور به فروش ماشینی که از آن استفاده می‏کردم و گرفتن مبلغی وام از بانک استان و صندوق قرض الحسنه شهرمان شدم تا بتوانم پول خانه را بپردازم، با توجه به اینکه ماشین را قبل از تاریخ سال خمسی ام فروخته و پول آن را برای پرداخت مقداری از بدهی هایم مصرف کرده‏ام، آیا به پول حاصل از فروش ماشین خمس تعلق می‏گیرد یا خیر؟

در فرض سؤال، پول حاصل از فروش ماشین خمس ندارد.

س 889: خانه، ماشین و لوازم مورد نیاز انسان یا خانواده او که از درآمد سال خریده شده است، اگر در اثر ضرورت و یا به منظور تبدیل به جنس بهتر فروخته شود، از جهت خمس چه حکمی دارد؟

پول حاصل از فروش چیزی که از مؤونه بوده، خمس ندارد.

س 890: اگر خانه یا ماشین یا غیر آنها از احتیاجات زندگی با پولی که خمس آن پرداخت شده، جهت استفاده شخصی نه به قصد استفاده از آنها برای فروش یا تجارت خریداری شده و سپس به علتی فروخته شود، آیا به اضافه قیمت آنها که بر اثر افزایش قیمت بازار بوده، خمس تعلق می‏گیرد؟

سود حاصل از افزایش قیمت در فرض سؤال، خمس ندارد.

 

گنج، غنیمت و مال حلال مخلوط به حرام‏

س 891: نظر حضرتعالی درباره گنجی که افراد در زمینی که مالک آن هستند، پیدا می‏کنند، چیست؟

میزان در این گونه امور مقررات نظام جمهوری اسلامی است.

س 892: اگر مقداری سکه نقره که تاریخ آن به حدود صد سال پیش بر می‏گردد، از زیر خاک ساختمان ملکی شخصی پیدا شود، آیا این سکه‏ها متعلق به مالک فعلی آن ساختمان مانند وارث قانونی یا خریدار است یا خیر؟

حکم گنج را دارد که قبلا بیان شد.

س 893: شبهه زیر برای ما مطرح شده است:

با توجه به اینکه خمس معادن استخراج شده در این زمان نیز واجب است، زیرا وجوب خمس معادن نزد فقهای گرانقدر از احکام مسلم است، حکم معادنی که دولت آن را استخراج می‏کند با التفات به اینکه مجرد اقدام دولت به انفاق آن میان مسلمانان بلاد اسلامی مانع از وجوب خمس نیست چیست؟ زیرا استخراج معادن یا توسط حکومت بالاصالة صورت می‏گیرد و آن را به مصرف ملت می‏رساند، در این حالت دولت مانند شخصی است که اقدام به استخراج معادن نموده و سپس آنها را به شخص دیگری می‏بخشد یا هدیه می‏دهد و یا بر او تصدق می‏کند، در هر صورت اطلاق ادله خمس شامل این فرض نیز می‏شود زیرا دلیلی بر تقیید وجود ندارد، و یا اینکه حکومت به وکالت از ملت، معادن را استخراج می‏کند که در این صورت در واقع استخراج کننده خود ملت است، در این فرض پرداخت خمس بر موکل واجب است، و یا اینکه حکومت با ولایت بر ملت، معادن را استخراج می‏نماید که در این حالت استخراج کننده یا خود ولی است یا اینکه مانند نیابت است که بر اساس آن در واقع مولی علیه استخراج کننده است، به هر حال دلیلی بر خروج معادن از عمومات خمس نداریم، همانگونه که خود معدن اگر به حد نصاب برسد، متعلق خمس است و مثل سایر درآمدهای شغلی نیست که با مصرف کردن یا هبه آن، جزء مؤونه سال محسوب گردد و از وجوب خمس استثنا شود، نظر حضرتعالی درباره این مسأله مهم چیست؟

از شرائط وجوب خمس در معادن این است که شخص یا اشخاصی با مشارکت با یکدیگر آن را استخراج کنند، مشروط بر اینکه سهم هر یک به حد نصاب برسد و آنچه استخراج شده، ملک آنها شود، و معادنی که دولت استخراج می‏کند، نظر به اینکه ملک خاص شخص یا اشخاص نیست، بلکه ملک جهت است لذا شرط وجوب خمس را دارا نیست و در نتیجه جائی برای وجوب خمس بر دولت و حکومت باقی نمی‏ماند، و این استثنائی بر وجوب خمس در معدن نیست. بله، معادنی که توسط شخص خاصی یا با مشارکت اشخاص با یکدیگر استخراج می‏شود، خمس در آن واجب است، مشروط بر اینکه آنچه آن شخص استخراج کرده و یا سهم هر یک از اشخاصی که با مشارکت با یکدیگر اقدام به استخراج کرده‏اند، بعد از کم کردن هزینه‏های استخراج و تصفیه، به مقدار بیست دینار طلا یا دویست درهم نقره یا معادل قیمت یکی از آن دو باشد.

س 894: اگر مال حرامی با مال انسان مخلوط شود، آن مال چه حکمی دارد و چگونه حلال می‏شود و در صورت علم به حرمت یا عدم علم به آن وظیفه انسان چیست؟

اگر یقین به وجود مال حرام در اموالش دارد، ولی مقدار دقیق آن را نمی‏داند و صاحب آن را هم نمی‏شناسد، راه حلال کردن آنها این است که خمس آن را بپردازد، ولی اگر شک در مخلوط شدن مال حرام با اموال خود داشته باشد، چیزی بر عهده او نیست.

س 895: قبل از رسیدن سر سال خمسی ام، مبلغی پول به شخصی قرض دادم، آن فرد قصد داشت آن پول را به کار بیندازد و سود آن بین ما بالمناصفه تقسیم شود، با توجه به اینکه آن مال در حال حاضر در دست من نیست و خمس آن را هم نپرداخته‏ام، نظر حضرتعالی در این باره چیست؟

اگر آن مال را قرض داده‏اید و سر سال خمسی قابل وصول نیست، فعلا خمس آن بر شما واجب نیست، بلکه هنگامی واجب می‏شود که آن را دریافت کنید، ولی در این صورت شما حقی در سود حاصل از کار قرض گیرنده ندارید، و اگر چیزی از او مطالبه نمائید، ربا و حرام است، و اگر آن مال را به عنوان سرمایه مضاربه به او داده‏اید، بر اساس قرارداد، در سود آن شریک هستید و واجب است که خمس سرمایه را بپردازید.

س 896: من در بانک کار می‏کنم، برای شروع به کار از روی اجبار مبلغ پانصد هزار تومان را در بانک به ودیعه گذاشتم، این مبلغ به اسم خودم و در یک حساب بلند مدت است که هر ماه سود آن به من پرداخت می‏شود، آیا پرداخت خمس این مال که درحساب بانکی گذاشته شده واجب است؟ قابل ذکر است که این پول به مدت چهار سال است که در بانک گذاشته شده است.

اگر پس گرفتن این مبلغ در حال حاضر ممکن نیست تا آن را پس نگرفته‏اید، خمس آن واجب نیست. ولی سود سالانه آن در زائد بر مؤونه سال خمس دارد.

س 897: روشی برای سپرده گذاری اموال در بانک‏ها وجود دارد که براساس آن هیچگاه پول به دست استفاده کننده نمی‏رسد، ولی به حساب او در بانک طبق شماره معینی واریز می‏شود، آیا به این اموال خمس تعلق می‏گیرد یا خیر؟

اگر مالی را که نزد بانک به ودیعه گذاشته‏اید از منافع کسب شما باشد و هنگام رسیدن سال خمسی گرفتن آن مبلغ از بانک برای شما ممکن باشد، واجب است خمس آن در سر سال خمسی، پرداخت شود.

س 898: آیا خمس مالی که مستأجر به عنوان رهن به مؤجر می‏دهد، بر عهده مستأجر است یا مؤجر؟

اگر از منفعت کسب مستأجر باشد، بر او واجب است که بعد از گرفتن آن از مؤجر، خمس آن را بپردازد، مگر آنکه برای اجاره در جای دیگر به آن نیاز داشته باشد که در این صورت پس از رفع نیاز، باید خمس آن را بپردازد، و خمس آن بر عهده مؤجر که آن مال را به عنوان قرض می‏گیرد، واجب نیست.

س 899: حقوق ماهیانه کارمندان که پرداخت آن توسط دولت چند سال به تأخیر افتاده، آیا هنگام دریافت، جزء درآمدهای همان سال (سال دریافت) محسوب می‏شود و محاسبه خمس آن در سر سال خمسی واجب است یا اینکه به این مال اصلا خمس تعلق نمی‏گیرد؟

حقوق معوقه از درآمدهای سال دریافت آن محسوب می‏شود و در مقدار زائد بر مخارج آن سال، خمس واجب است.

 

مؤونه‏

س 900: شخصی دارای کتابخانه‏ای شخصی است که مدتی از آن کتابها استفاده می‏نموده است، فعلا چند سال است که از آن استفاده نمی‏کند، ولی احتمال می‏دهد که در آینده از آن بهره ببرد، آیا در مدتی که از کتابها استفاده نمی‏کند، به آن خمس تعلّق می‏گیرد؟ و آیا در تعلّق خمس، فرقی بین اینکه خودش خریده باشد یا پدرش، وجود دارد؟

اگر کتابها در زمان خرید آن مورد نیاز او برای مراجعه و مطالعه بوده و مقدار آن هم مناسب شأن عرفی او باشد، خمس ندارد، حتی اگر پس از سال اول از آن استفاده نکند. همچنین اگر کتابها به او ارث رسیده و یا از طرف پدر و مادر و یا دیگران به او هدیه شده باشد، خمس به آن تعلّق نمی‏گیرد.

س 901: آیا به طلائی که شوهر برای همسرش می‏خرد، خمس تعلّق می‏گیرد؟

اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، از مؤونه سال محسوب می‏شود و خمس ندارد.

س 902: آیا به پولی که برای خرید کتاب از نمایشگاه بین‏المللی کتاب در تهران قبل از تحویل آن پرداخت شده، ولی هنوز کتابها ارسال نشده است، خمس تعلّق می‏گیرد؟

اگر کتابهای مزبور، مورد نیاز و به مقدار متناسب با شأن عرفی شخص بوده و تهیه آن متوقف بر پیش پرداخت قیمت آن باشد، خمس ندارد.

س 903: اگر فردی زمین دومی که مناسب شأن او و مورد نیاز جهت ساختمان مسکن برای عائله اوست داشته باشد، ولی در طول سال خمسی قدرت ساخت آن را ندارد و یا در یک سال نمی‏تواند آن را تکمیل کند، آیا پرداخت خمس آن بر او واجب است؟

در عدم وجوب خمس، در زمینی که برای ساخت مسکن بدان نیاز دارد، فرقی بین اینکه یک قطعه باشد یا چند قطعه، و یا یک مسکن باشد یا چند مسکن، وجود ندارد، بلکه ملاک، صدق عنوان نیاز به آن به مقتضای موقعیت و شأن عرفی وی و همچنین وضع مالی او برای ساخت تدریجی آن است.

س 904: یک سرویس ظروف منزل وجود دارد، آیا استفاده از بعضی از آنها برای عدم تعلّق خمس به آن کافی است؟

معیار عدم تعلّق خمس به لوازم منزل، صدق عنوان نیاز به آن مطابق با شأن عرفی مناسب با انسان است، هرچند در طول سال از آن استفاده نشود.

س 905: اگر فرش و ظرفها اتفاقا در طول سال مورد استفاده قرار نگیرد، ولی برای استفاده میهمان به آنها نیاز باشد، آیا خمس در آنها واجب است؟

در فرض سؤال خمس در آنها واجب نیست.

س 906: با توجه به فتوای امام خمینی �قدس سره� در مسأله جهیزیه عروس که دختر هنگام ازدواج به خانه شوهر می‏برد، اگر در منطقه‏ای رسم براین باشد که خانواده داماد اقدام به تهیه و تأمین اثاثیه و لوازم خانه کنند و به مرور زمان و به تدریج به تهیه آن لوازم بپردازند و سال بر آنها بگذرد، چه حکمی دارد؟

اگر تهیه اساس و لوازم زندگی برای آینده، عرفا جزء مؤونه محسوب شود، خمس ندارد.

س 907: آیا استفاده از یک جلد از دوره کتابی که از چندین جلد تشکیل شده (مانند وسائل الشیعه) باعث ساقط شدن خمس تمام آن‏دوره می‏شود یا اینکه باید از هر جلد کتاب یک صفحه خوانده شود؟

اگر مجموع آن دوره مورد نیاز باشد و یا خرید جلدی که به آن احتیاج است متوقف بر خرید دوره کامل آن باشد، خمس ندارد، در غیر این صورت باید خمس مجلّداتی که الآن مورد نیاز نیست، پرداخت شود، و مجرد خواندن یک صفحه از هر جلد کتاب، برای ساقط شدن خمس کافی نیست.

س 908: داروهایی که از درآمد وسط سال خریده شده و پول آن توسط سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می‏شود، اگر بدون فاسد شدن تا سر سال خمسی باقی بماند، خمس به آن تعلّق می‏گیرد یا خیر؟

اگر خرید داروها جهت استفاده از آن در مواقع نیاز باشد و در معرض احتیاج هم باشد، خمس ندارد.

س 909: شخصی خانه‏ای برای سکونت ندارد و برای خرید مسکن یا تهیه مایحتاج زندگی، مالی را پس‏انداز کرده است، آیا این مبلغ خمس دارد؟

مال پس انداز شده از منفعت کسب اگر برای تأمین هزینه‏های زندگی باشد، سر سال خمسی، خمس دارد مگر این که پس انداز برای تهیّه لوازم ضروری زندگی و یا تأمین هزینه‏های لازم باشد که در این صورت اگر بعد از سال خمسی در آینده نزدیک (مثلا دو سه ماه پس از سال خمسی) در راه‏های مذکور مصرف شود، خمس ندارد.

س 910: همسر من قالی می‏بافد که سرمایه آن متعلّق به خود ماست و برای تهیه آن قرض گرفته‏ایم، در حال حاضر قسمتی از فرش بافته شده است و از آنجا که سال خمسی من به پایان رسیده، آیا پس از تمام شدن فرش و فروش آن برای تهیه احتیاجات خانه، به مقدار بافته شده خمس تعلق می‏گیرد یا خیر؟ سرمایه ما از جهت خمس چه وضعیتی دارد؟

پس از استثنای سرمایه که قرض است از قیمت فروش قالی، باقیمانده جزء سود سال فروش محسوب می‏شود، بنابراین اگر در سالی که بافت قالی تمام و فروخته شده، در مخارج زندگی مصرف شود، خمس ندارد.

س 911: تمام دارائی من ساختمان سه طبقه‏ای است که هر طبقه آن دو اتاق دارد. در یک طبقه من زندگی می‏کنم و در دو طبقه دیگر فرزندانم سکونت دارند، آیا به این خانه در حال حیات من خمس تعلّق می‏گیرد یا اینکه بعد از وفات من خمس دارد تا به ورثه‏ام وصیت کنم که بعد از مردنم خمس آن را بپردازند؟

ساختمان مورد سؤال خمس ندارد، البته کسی که حساب سال نداشته‏است باید به‏نحوی مصالحه‏نماید.

س 912: خمس لوازم منزل چگونه محاسبه می‏شود؟

لوازمی که با استفاده از آنها عین آن باقی می‏ماند مثل فرش و غیر آن، خمس ندارد. ولی از نیازهای مصرفی روزمره مانند برنج و روغن و غیر آنها، آنچه اضافه بیاید و تا سر سال خمسی باقی بماند، خمس دارد.

س 913: شخصی خانه ملکی برای سکونت ندارد، لذا زمینی خریده تا در آن خانه‏ای برای خودش بسازد، ولی چون پول کافی برای ساخت نداشته، سال بر آن گذشته و آن را به فروش هم نرسانده است، آیا خمس آن واجب است؟ بر فرض وجوب، آیا خمس پول خرید را باید بپردازد یا قیمت فعلی زمین را؟

اگر زمین را از منفعت کسب سال، برای ساخت مسکن مورد نیاز، خریده باشد، خمس ندارد.

س 914: در سؤال قبلی، اگر آن شخص شروع به ساختن خانه کند، ولی قبل از اتمام آن، سال خمسی برسد، آیا خمس آنچه در مصالح ساختمان مصرف کرده، واجب است؟

در فرض سؤال، خمس ندارد.

س 915: اگر شخصی برای آینده فرزندانش، با اینکه خودش در طبقه اول زندگی می‏کند، اقدام به ساختن طبقه دوم کند، آیا با وجود عدم نیاز به آن تا چند سال دیگر پرداخت خمس آنچه در آن خرج کرده، واجب است؟

اگر ساختن طبقه دوم برای آینده فرزندانش در حال حاضر از مخارج مناسب با شأن عرفی وی محسوب شود، آنچه به مصرف رسانده است، خمس ندارد و در صورتی که این چنین نباشد و در حال حاضر هم، نه خودش و نه فرزندانش به آن نیاز ندارند، پرداخت خمس آن واجب است.

س 916: شما می‏فرمایید آنچه از مخارج سال محسوب می‏شود، خمس ندارد، پس شخصی که خانه‏ای برای سکونت ندارد، ولی مالک قطعه زمینی است که یک سال یا بیشتر بر آن گذشته و او نمی‏تواند آن را بسازد، پس چرا این از مخارج او محسوب نمی‏شود؟ امیدواریم توضیح بفرمایید.

اگر زمین را برای ساخت مسکن مورد نیاز، در آن، از درآمد بین سال خریده باشد، جزء مخارج کنونی وی محسوب می‏شود و خمس آن واجب نیست، ولی اگر آن را از درآمد سال به قصد فروش و مصرف پول آن برای ساخت خانه خریده باشد، پرداخت خمس آن واجب‏است.

س 917: سر سال خمسی من اول شهریور است، معمولا امتحانات دانشگاهها و مدارس در اردیبهشت و خرداد برگزار می‏شود و بعد از شش ماه، اجرت اضافه‏کاری ما در ایام امتحانات پرداخت می‏شود، خواهشمندم توضیح فرمایید که اگر اجرت کاری را که قبل از پایان سال خمسی انجام داده‏ام، بعد از پایان سال دریافت کنم، آیا خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

حقوق معوّقه جزئی از درآمدهای سال دریافت آن محسوب می‏شود نه سال اضافه کاری، و اگر در هزینه‏های سال دریافت مصرف شود، خمس ندارد.

س 918: گاهی لوازم منزل مثل یخچال به قیمتی کمتر از قیمت بازار به ما فروخته می‏شود، این لوازم در آینده یعنی پس از ازدواج مورد نیاز ماست، با توجه به اینکه بعد از ازدواج باید آنها را به چند برابر قیمت فعلی تهیه کنیم، آیا به آنها که در حال حاضر بدون استفاده در خانه مانده است، خمس تعلق می‏گیرد؟

اگر آنها را با منفعت کسب سال برای استفاده در آینده خریده‏اید و در سال خرید مورد نیاز شما نبوده، باید خمس قیمت عادلانه آن را در سر سال خمسی بپردازید، مگر آنکه به علت عدم توانایی از تهیه یک باره آن هنگام نیاز، ناگزیر از تهیه تدریجی و نگهداری آن برای زمان احتیاج باشید، و مقدار آن هم به اندازه شأن عرفی شما باشد، که در این صورت جزء مؤونه محسوب می‏شود و خمس ندارد.

س 919: مبالغی را که انسان برای امور خیریه مانند کمک به مدارس، آسیب‏دیدگان از سیل و ملت فلسطین و بوسنی، انفاق می‏کند، آیا از مؤونه سال محسوب می‏شود و خمس ندارد؟

این چنین انفاقها از مخارج سال انفاق محسوب می‏شود و خمس ندارد.

س 920: مبلغی را در سال گذشته برای خرید فرش پس‏انداز کردیم و در اواخر آن سال به چند فرش فروشی برای خرید آن مراجعه نمودیم تا اینکه قرار شد یکی از آنان فرش مناسب با ذوق و سلیقه ما را فراهم کند، این کار تا ماه دوم سال جدید طول کشید، با توجه به اینکه سر سال خمسی من ابتدای سال هجری شمسی است، آیا به آن مبلغ خمس تعلق می‏گیرد؟

مبلغ مذکور و فرش تهیه شده در فرض سؤال خمس ندارد.

س 921: تعدادی از اشخاص اقدام به تأسیس مدرسه خصوصی (غیرانتفاعی) کرده‏اند و بعد از استفاده از سرمایه کمی که اعضا داشتند، هیئت مؤسسّ تصمیم گرفت برای تأمین مخارج آن از بانک وام بگیرد و همچنین مقرر نمود که برای تکمیل سرمایه و پرداخت اقساط بانک، هریک از اعضا مبلغی را به طور ماهیانه بپردازد. این مؤسسه هنوز به مرحله سوددهی نرسیده است، آیا به مبلغی که اعضا ماهیانه می‏پردازند، خمس تعلق می‏گیرد؟ آیا مجموع سرمایه که همان قیمت مؤسسه است، خمس دارد؟

بر هر یک از اعضا واجب است خمس سهم ماهانه خود را که به عنوان سرمایه شرکت می‏پردازند، و همچنین خمس آنچه را که در ابتدا به عنوان سهم مشارکت در تأسیس مدرسه داده‏اند، پرداخت نمایند، و پس از آنکه هر یک از اعضا خمس سهم خود از سرمایه شرکت را پرداخت نمود، دیگر مجموع سرمایه دوباره خمس ندارد.

س 922: جایی که در آن کار می‏کنم، چند سال است مبلغی به من بدهکار است که تاکنون آن را نپرداخته است، آیا به این مبلغ به مجرّد دریافت آن خمس تعلق می‏گیرد یا اینکه باید یک سال بر آن بگذرد؟

مبالغی که طلب دارید اگر بابت اجرت کار باشد و سر سال خمسی قابل دریافت نباشد، جزء درآمد سالِ دریافت آن محسوب می‏شود، که اگر در همان سالِ دریافت در مؤونه مصرف شود، خمس ندارد.

س 923: آیا ملاک عدم وجوب خمس در مؤونه استفاده از آن در طول سال است یا اینکه نیاز به آن در طی سال کافی است، هر چند موردی برای استفاده از آن پیش نیاید؟

ملاک در امثال لباس و فرش و مانند آن از چیزهایی که هنگام استفاده، عین آنها باقی می‏ماند، نیاز به آنها است. ولی معیار در احتیاجات مصرفی روزانه زندگی مانند برنج و روغن و غیره، مصرف است که هر چه از مصرف سالانه آنها زیاد بیاید، خمس دارد.

س 924: شخصی برای آسایش و رفع نیازهای خانواده‏اش اقدام به خرید ماشینی با مال غیر مخمّس و سودی که در وسط سال به دست آمده، نموده است، آیا پرداخت خمس آن بر او واجب است؟ در صورتی که ماشین را برای انجام امور مربوط به کارش و یا به هر دو منظور خریده باشد، چه حکمی دارد؟

ماشین اگر برای انجام امور مربوط به کار و کسب او باشد، حکم ابزار کار را در وجوب خمس دارد، ولی اگر برای رفع نیازهای زندگی و جزء احتیاجات مناسب با شأن عرفی او باشد، خمس ندارد. البته اگر به پول خرید آن خمس تعلق گرفته باید پرداخت شود.

 

دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غیر آن‏

س 925: افرادی هستند که خمس بر آنها واجب است، ولی تاکنون آن را نپرداخته‏اند و در حال حاضر هم توانایی پرداخت آن را ندارند و یا بر آنها بسیار دشوار است، حکم آنان در این باره چیست؟

مجرد عدم توانائی یا دشواری پرداخت خمس موجب برائت ذمه و سقوط تکلیف نیست، بلکه ادای آن تا حد امکان واجب است، چنین افرادی می‏توانند با دست گردانِ مبالغ بدهی خود با ولی امر خمس یا وکیل او، آن را به تدریج برحسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.

س 926: خانه‏ای دارم که دارای وام قسطبندی شده است و مالک محلی تجاری هستم که در آن کاسبی می‏کنم و برای عمل به وظیفه شرعی‏ام، سال خمسی برای خود تعیین کرده‏ام، امیدوارم لطف فرموده و مرا از پرداخت خمس آن خانه معاف کنید. ولی توان پرداخت خمس محل تجاری را به صورت قسطی دارم؟

خانه مسکونی شما در فرض سؤال‏که نسیه خریداری شده خمس ندارد، ولی پرداخت خمس محل تجاری‏تان واجب است، هرچند به تدریج بعد از دست گردان با یکی از وکلای مجاز ما باشد.

س 927: شخصی در خارج به سر می‏برد که خمس اموالش را نمی‏پرداخته است و خانه‏ای با مال غیر مخمّس خریده که در حال حاضر مال کافی برای ادای خمس آن ندارد، ولی هرسال مقداری بیشتر از خمس به جای خمسی که بدهکار است می‏پردازد، آیا این کار او صحیح است یا خیر؟

در فرض سؤال باید خمسی را که برعهده دارد، دست گردان کند تا بعدا آن را به تدریج بپردازد، و در مورد آنچه تا به حال پرداخته، به یکی از وکلای ما مراجعه نماید.

س 928: شخصی چندین سال است که خمس درآمد سالانه خود را نمی‏پرداخته، و فعلا نمی‏داند چه مقدار بدهی از این بابت دارد، او در حال حاضر چگونه می‏تواند خود را از خمس بری‏الذمّه نماید؟

واجب است تمام اموالی را که خمس به آنها تعلق گرفته، حساب کند و خمس آنها را بپردازد، و در موارد مشکوک باید با ولی امر خمس یا وکیل او مصالحه نماید.

س 929: من جوانی هستم که با خانواده‏ام زندگی می‏کنم، پدرم خمس و زکاتش را نمی‏پردازد، حتی خانه‏ای را با مال ربوی ساخته است و حرام بودن غذائی که در خانه می‏خورم، آشکار است. با توجه به اینکه نمی‏توانم از خانواده‏ام جدا شوم، امیدوارم تکلیف مرا در این باره بیان فرمائید؟

بر فرض که یقین داشته باشید که اموال پدرتان مخلوط با رباست و یا او خمس و زکات خود رإ؛ئئ نمی‏پردازد، لازمه‏اش یقین به حرمت چیزی که او مصرف می‏کند و یا اموال وی که شما در آن تصرف می‏کنید، نیست، و تا یقین به حرمت این اموال پیدا نکرده‏اید، استفاده از آن برای شما اشکال ندارد. البته، اگر یقین به حرام بودن آنچه از اموال او مصرف می‏کنید، داشته باشید، استفاده از آن برای شما جایز نیست مگر آنکه جدایی از خانواده و قطع رابطه با آنان برای شما، حرجی باشد که در این صورت استفاده از اموال مخلوط به حرام آنان اشکال ندارد، ولی ضامن خمس، زکات و مال دیگران که در اموال مورد مصرف شما وجود دارد، هستید.

س 930: من اطمینان دارم که پدرم خمس و زکاتش را نمی‏پردازد، و وقتی به او تذکر می‏دهم، در پاسخ می‏گوید که ما مستحق هستیم و خمس و زکاتی بر ما واجب نیست، حکم این مسأله چیست؟

اگر پدرتان مالی که خمس و زکات به آن تعلق بگیرد، نداشته باشد، خمس و زکات بر او واجب نیست و تحقیق در این زمینه بر شما لازم نیست.

س 931: ما با اشخاصی معامله می‏کنیم که خمس نمی‏دهند و حساب سال هم ندارند، با آنان خرید و فروش داریم و به دیدن آنان رفته و با آنان غذا می‏خوریم، این مسأله چه حکمی دارد؟

اگر یقین به وجود خمس در اموالی دارید که از طریق خرید و فروش از آنان گرفته‏اید و یا هنگام رفتن نزد آنان، مصرف می‏کنید، معامله در مقدار خمس موجود در اموالی که از طریق خرید و فروش از آنان می‏گیرید، فضولی است و احتیاج به اجازه ولی امر خمس یا وکیل او دارد، و تصرف در اموال ایشان برای شما جایز نیست مگر اینکه ترک معاشرت و خودداری از خوردن غذای آنان و تصرف در اموالشان برای شما حرجی باشد که در این صورت تصرف جایز است، ولی ضامن خمس اموالی که در آنها تصرف می‏کنید، هستید.

س 932: اگر شخصی مالی را که خمس آن داده نشده، به مسجد ببخشد، آیا گرفتن آن مال از او جایز است؟

اگر یقین به وجود خمس در آن مال دارند، گرفتن آن جایز نیست و در صورت دریافت آن، باید نسبت به خمس آن، به ولی امر خمس یا وکیل او مراجعه نمایند.

س 933: معاشرت با مسلمانانی که به امور دینی بخصوص نماز و خمس پایبند نیستند، چه حکمی دارد؟ آیا غذاخوردن در خانه‏های آنان اشکال دارد؟ در صورت اشکال داشتن، کسی که چندین بار این کار را انجام داده، چه حکمی دارد؟

اگر معاشرت با آنان مستلزم تأیید ایشان در عدم التزام به امور دینی نباشد، اشکال ندارد، مگر آنکه ترک معاشرت با آنان مؤثر در اهتمام ایشان به امور دینی باشد که در این صورت واجب است که معاشرت به طور موقت از باب نهی از منکر ترک شود، ولی استفاده از اموال آنان از قبیل غذا و مانند آن، تا یقین به تعلق خمس به آن نداشته باشید، اشکال ندارد.

س 934: یکی از دوستانم مرا زیاد به صرف غذا دعوت می‏کند، به تازگی متوجه شده‏ام که شوهر او خمس نمی‏دهد، آیا خوردن غذای کسی که خمس نمی‏دهد، برای من جایز است؟

تا علم به تعلّق خمس به غذایی که در اختیار شما قرار داده می‏شود، ندارید، خوردن آن اشکال ندارد.

س 935: فردی برای اولین بار می‏خواهد خمس اموالش را حساب کند، خانه مسکونی که نمی‏داند با چه مالی آن را خریده، چه حکمی دارد؟ در صورتی که بداند آن را با مالی که چند سال پس‏انداز شده، خریده است، حکم آن چیست؟

خانه مسکونی یا سایر لوازم زندگی را اگر احتمال می‏دهد که با مالی که شرعا متعلّق خمس نبوده (مانند ارث یا هبه) خریده باشد چیزی از بابت خمس آن بر او نیست، ولی اگر یقین دارد که آن را با درآمد کسب خود خریده است، لیکن نمی‏داند که آیا درآمد کسب را در بین سال صرف خرید آن کرده است یا پس از پایان سال و پیش از پرداخت خمس درآمد، باید با یکی از وکلای ما مصالحه نماید و اگر یقین دارد خانه را از درآمد کسبی که چند سال پس انداز کرده است پیش از پرداخت خمس آن خریده است، باید خمس آن درآمد پس انداز شده را بپردازد.

س 936: عالمی در یکی از شهرها مبلغی را به عنوان خمس دریافت کرده، ولی برای او انتقال عین آن مال به شما یا دفترتان مشکل است، آیا می‏تواند آن را از طریق بانک حواله کند؟ با توجه به اینکه مالی که از بانک گرفته می‏شود عین مالی که در آن شهر به بانک پرداخت شده، نیست؟

تحویل خمس و سایر حقوق شرعی از طریق بانک اشکال ندارد.

س 937: اگر زمینی را با مال غیر مخمّس بخرم، آیا نماز خواندن در آن زمین جایز است یإ؛ؤؤ خیر؟

اگر زمین با عین مال غیر مخمّس خریده شده باشد، معامله به مقدار خمس، فضولی است و متوقف بر اجازه ولی امر خمس است و تا آن را اجازه و تنفیذ نکند، نماز خواندن در آن جایز نیست.

س 938: اگر مشتری بداند که به عین مالی که خریده، خمس تعلّق گرفته و فروشنده آن را نپرداخته است، آیا تصرف در آن کالا برای او جایز است؟

با فرض وجود خمس در کالا، معامله به مقدار خمس فضولی و متوقف بر اجازه ولی امر خمس است.

س 939: اگر صاحب مغازه‏ای نداند که مشتری که با او معامله می‏کند، خمس مالش را پرداخته است یا خیر، آیا دادن خمس آن اموال بر او واجب است؟

تا زمانی که علم به وجود خمس در پولی که مشتری به او می‏پردازد، نداشته باشد، چیزی برعهده او نیست و وظیفه‏ای هم نسبت به فحص ندارد.

س 940: اگر مثلا چهار نفر با هم صد هزار تومان به عنوان شراکت برای به کارگیری در یک کار تولیدی سرمایه‏گذاری کنند و یکی از آنها خمس ندهد، آیا شراکت با او صحیح است یا خیر؟ و آیا دیگر شریکان می‏توانند مال فردی را که خمس نمی‏دهد به عنوان قرض‏الحسنه گرفته و به کار بیاندازند؟ و به طور کلی اگر چند نفر با هم شریک باشند، آیا بر هر کدام از آنها واجب است خمس درآمد خود را به طور مستقل بپردازد یا اینکه خمس باید از صندوق مشترک پرداخت شود؟

شراکت با شخصی که به سرمایه‏اش خمس تعلق گرفته ولی آن را نپرداخته است، به مقدار خمس مال او فضولی است که باید نسبت به آن به ولی امر مراجعه شود، و اگر بعضی از شرکاء خمس سهم خود در سرمایه را نداده باشند، تصرف در سرمایه مشترک جایز نیست، و هنگامی که شرکاء سود حاصل از سرمایه مشترک را دریافت می‏کنند، هرکدام از آنان مکلّف هستند خمس مازاد بر مؤونه از سهم خود را سر سال خمسی بپردازند.

س 941: اگر شرکای من حساب سال خمسی نداشته باشند، تکلیف من چیست؟

بر هریک از شرکاء واجب است که حقوق شرعی سهام خود را بپردازند تا تصرفات آنان در مال مشترک حلال باشد، و اگر بقیه شریکها آن را پرداخت نمی‏کنند و انحلال شرکت و جداشدن از آنان برای شما ضرری یا حرجی باشد، مجاز هستید به شراکت خود با آنان ادامه دهید.

 

سرمایه‏

س 942: شرکتی از برادران فرهنگی به نام شرکت تعاونی فرهنگیان چندین سال است که تأسیس گردیده و سرمایه آن از همان ابتدا از سهم تعدادی از فرهنگیان تشکیل شده بود که هریک صد تومان پرداختند، در ابتدا سرمایه شرکت کم بود، ولی در حال حاضر با افزایش تعداد اعضاء، سرمایه آن بالغ بر هجده میلیون تومان به اضافه ماشینهای شرکت است. سود آن بین سهامداران به نسبت سهمشان تقسیم می‏شود، و هریک از آنان براحتی می‏تواند سهم خود را دریافت نموده و با شرکت تسویه حساب نماید. تاکنون خمس سرمایه و سود آن پرداخت نشده است، آیا با توجه به موقعیت من به عنوان رئیس هیئت اداری شرکت، جایز است که اگر خمسی به حساب شرکت تعلق بگیرد، اقدام به پرداخت آن کنم؟ آیا رضایت سهامداران در این باره شرط است؟

پرداخت خمس سرمایه شرکت و سود حاصل از آن، تکلیف هریک از اعضا نسبت به سهم خود از مجموع دارائی شرکت است، و انجام این کار توسط مسئول هیئت اداری آن، متوقف بر کسب اجازه و وکالت از سهامداران شرکت است.

س 943: تعدادی از افراد تصمیم به ایجاد صندوق قرض‏الحسنه بین خود گرفته‏اند تا هنگام نیاز به یکدیگر قرض‏الحسنه بدهند. هر عضو علاوه بر مبلغی که در ابتدای تشکیل پرداخته، بایستی هرماه برای افزایش موجودی صندوق مبلغی را بپردازد، امیدواریم لطف فرموده چگونگی پرداخت خمس هر عضو را بیان فرمائید و در صورتی که سرمایه صندوق به طور دائمی به عنوان قرض در دست اعضا باشد، ادای خمس آن چگونه خواهد بود؟

اگر هر یک از افراد سهامدار سهم شراکت خود را از منفعت کسب یا از حقوق خود بعد از پایان سال خمسی پرداخته باشد، واجب است خمس آن را بپردازد. ولی اگر آن را در بین سال داده است، در صورتی که دریافت آن برای او در پایان سال خمسی وی ممکن باشد، باید خمس آن را در پایان سال بدهد، و در غیر این صورت تا آن را از صندوق دریافت نکرده، پرداخت خمس آن بر او واجب نیست.

س 944: آیا صندوق قرض‏الحسنه شخصیت حقوقی مستقلی دارد؟ اگر داشته باشد، آیا به سود حاصل، خمس تعلّق می‏گیرد؟ اگر شخصیت حقوقی مستقلی نداشته باشد، کیفیت پرداخت خمس آن چگونه است؟

اگر سرمایه صندوق ملک شخصی اشخاص به نحو اشتراک باشد، سود حاصل از آن، نسبت به سهم هریک از اعضا ملک شخصی او خواهد بود و باید خمس آن را در زائد برمؤونه سالش بپردازد. ولی اگر سرمایه صندوق ملک شخص یا اشخاص نباشد مثل اینکه از مال وقف عام و مانند آن باشد، سود حاصل از آن، خمس ندارد.

س 945: تعداد دوازده نفر از مؤمنین توافق کرده‏اند که هریک از آنان هرماه مثلا بیست دینار در صندوقی بریزند، و در هر ماه یک نفر آن مبلغ را برداشته و به مصرف هزینه‏های شخصی خود برساند، که بعد از دوازده ماه نوبت به آخرین نفر خواهد رسید، بدین معنی که او آنچه را در این مدت پرداخته که مقدار آن دویست و چهل دینار می‏شود، برمی‏دارد، آیا خمس بر او واجب است یا اینکه جزء مؤونه وی محسوب می‏شود؟ اگر این فرد سال خمسی معینی داشته باشد و مقداری از پولی که دریافت شده، پس از پایان سال نزد او بماند، آیا جایز است برای این قسمت از آن مبلغ، سال خمسی معینی قرار دهد تا از لزوم پرداخت خمس آن رهائی یابد؟

آنچه را که افراد به صندوق می‏پردازند، اگر از درآمد سالانه شان در بین سال باشد، هر آنچه را که هر یک از افراد در نوبت خود از صندوق دریافت می‏نماید تا در مخارج سال صرف کند اگر مقداری از آن قرض از صندوق و مقداری معادل مبالغی باشد که از منافع همان سال به صندوق پرداخته است، خمس ندارد، ولی اگر از منافع سال قبل باشد، باید خمس آنچه را که از منافع سال قبل است، بپردازد، و اگر از منافع هر دو سال باشد، منفعت هرسالی حکم خاص خود را دارد، و چنانچه مبلغ دریافتی او از سهم خود که از منافع سال به صندوق واریز نموده، زائد بر مخارج آن سال باشد، نمی‏تواند برای رهائی از خمس مقدار زائد، سال خمسی مستقلی برای آن قرار دهد، بلکه واجب است که برای همه منافع سالانه خود یک سال خمسی قرار دهد و خمس مازاد بر مؤونه آن سال را بپردازد.

س 946: خانه‏ای را با پرداخت مبلغی به عنوان رهن اجاره کرده‏ام، آیا پس از گذشت یک سال به آن مبلغ خمس تعلق می‏گیرد؟

مبلغی را که به مؤجر قرض داده‏اید، اگر از منعفت کسب باشد،تا مادامیکه به آن برای این منظور نیاز دارید پرداخت خمس آن واجب نیست، ولی بعدا هر وقت آن را دریافت نمودید، باید خمس آن را بپردازید.

س 947: ما برای انجام کارهای عمرانی احتیاج به هزینه زیادی داریم که پرداخت یکباره آن برای ما مشکل است، لذا اقدام به تأسیس صندوقی برای عمران کرده‏ایم، و هر ماه مبلغی را در آن به ودیعه می‏گذاریم و بعد از آنکه مقداری جمع شد، آن را صرف کارهای عمرانی می‏کنیم، آیا به این مال پس‏انداز شده خمس تعلّق می‏گیرد؟

اگر مبالغ پرداخت شده از طرف هر شخص از در آمد سال او باشد و تا زمان مصرف آن در کارهای عمرانی تحت مالکیت او باقی بماند و آن شخص بتواند در پایان سال خمسی آن را از صندوق پس بگیرد، واجب است که خمس آن را بپردازد.

س 948: چند سال قبل اقدام به محاسبه اموالم و تعیین سال خمسی برای خودم نمودم، در آن زمان نود و هشت رأس گوسفند که خمس آنها داده شده بود و همچنین مقداری پول نقد و یک موتورسیکلت داشتم. چند سال است که گوسفندان من براثر فروش تدریجی آنها کم شده، ولی پول نقدم زیاد شده است. در حال حاضر شصت رأس گوسفند و مقداری پول نقد دارم، آیا پرداخت خمس این پول بر من واجب است یا اینکه فقط باید خمس مقدار زیادی آن را بدهم؟

اگر مجموع قیمت گوسفندهای موجود با اموال نقدی که دارید، بیشتر از مجموع قیمت نود و هشت رأس گوسفند با پول نقدی باشد که قبلا خمس آن را پرداخت کرده‏اید، مقدار زائد خمس دارد.

س 949: فردی ملکی (خانه یا زمین) دارد که خمس به آن تعلق گرفته است، آیا می‏تواند خمس آن را از درآمد سال بپردازد؟ یا اینکه واجب است اول خمس سود را بدهد و سپس خمس ملک را از سود مخمّس پرداخت کند؟

اگر بخواهد خمس آن را از درآمد سال بپردازد، واجب است که خمس آن را هم بپردازد.

س 950: اموالی را از محل پولی که بنیاد شهید ماهیانه به فرزندان صغیر شهدای عزیز می‏پردازد یا از محل سود کارخانه یا زمین زراعی که ملک بعضی از شهدای عزیز جهت امرار معاش شان بوده، برای فرزندان شهدا پس‏انداز کرده‏ایم و گاهی مقداری از این اموال پس انداز شده برای تأمین نیازهای ضروری آنان مصرف می‏شود. خواهشمندیم بیان فرمائید که آیا این سودها و حقوق پس‏انداز شده خمس دارد یا اینکه تا زمانی که بزرگ نشده‏اند، خمس ندارد؟

آنچه به فرزندان عزیز شهدا از پدران آنان به ارث می‏رسد و یا توسط بنیاد شهید به آنان پرداخت می‏شود، خمس ندارد، ولی از سود حاصل از ارث یا هدیه‏ای که بنیاد شهید به آنان می‏دهد، آن مقداری که تا زمان رسیدن به بلوغ شرعی در ملک آنان باقی می‏ماند، بنابر احتیاط بر هریک از آنان واجب است که بعد از رسیدن به سن تکلیف، خمس سود آن را بپردازد.

س 951: آیا به مالی که انسان برای تحصیل درآمد و انجام معاملات تجاری مصرف می‏کند، خمس تعلّق می‏گیرد یا خیر؟

آنچه را که از در آمد سال برای به دست آوردن درآمد از کارهای تجاری و غیر آن مصرف می‏کند از قبیل هزینه‏های انبارداری، حمل و نقل، وزن کردن، واسطه معامله و مانند آن، از درآمد همان سال استثنا می‏شود و خمس ندارد.

س 952: آیا اصل سرمایه و سود آن خمس دارد؟

اگر انسان سرمایه را با کسب و کار (اعم از حقوق و غیره) به دست آورده باشد، خمس دارد، ولی سود حاصل از تجارت با آن هر مقدار که صرف مؤونه زندگی می‏شود خمس ندارد، و اگر چیزی از آن از مخارج سال زیاد بیاید، خمس دارد.

س 953: اگر کسی طلای مسکوک داشته باشد و به حد نصاب هم برسد، آیا علاوه بر زکات، پرداخت خمس آن هم واجب است؟

اگر جزء منفعت کسب محسوب شود، حکم سایر درآمدهای کسب را در وجوب خمس دارد.

س 954: من و همسرم از کارمندان وزارت آموزش و پرورش هستیم، همسرم همیشه حقوق خود را به من هدیه می‏کند، و با مقداری پول در شرکت کشاورزی کارمندان آموزش و پرورش که عضو آن هستم، سهیم شده‏ام، ولی نمی‏دانم که آن مبلغ از حقوق خودم بوده یا همسرم، با توجه به اینکه پولی که از حقوق ماهیانه همسرم تا پایان سال خمسی‏ام پس‏انداز شده کمتر از پولی است که او در طول سال می‏گیرد، آیا به مبلغ مذکور خمس تعلق می‏گیرد؟

آنچه از اموال پس‏انداز شده و از پولی که بابت خرید سهم الشرکه پرداخته‏اید که مربوط به حقوق خودتان است، خمس دارد، و آن قسمت که توسط همسرتان هدیه شده، خمس ندارد، و آنچه را هم که شک دارید از حقوق خودتان است یا همسرتان، پرداخت خمس آن واجب نیست، اگر چه احوط پرداخت خمس و یا مصالحه آن است.

س 955: آیا به پولی که به مدت دو سال به صورت قرض‏الحسنه در بانک بوده، خمس تعلق می‏گیرد؟

هر مقداری که از منفعت کسب پس‏انداز می‏شود، یک‏بار به آن خمس تعلق می‏گیرد و پس‏انداز آن در بانک به صورت قرض‏الحسنه موجب سقوط خمس آن نمی‏شود. بله، قرضی که نمی‏تواند آن را تا سر سال خمسی از قرض گیرنده پس بگیرد، تا آن را پس نگرفته، پرداخت خمس آن واجب نیست.

س 956: شخصی که برخود یا خانواده تحت تکفل خود سخت می‏گیرد تا بتواند مقداری پس‏انداز نماید و یا مقداری قرض می‏کند تا بتواند مشکلات زندگی‏اش را حلّ کند، اگر مال پس‏انداز شده و یا مالی که قرض گرفته، تا سر سال باقی بماند، آیا خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

سود پس‏انداز شده اگر برای صرف در احتیاجات زندگی باشد و در آینده نزدیک مثلا تا دو سه ماه بعد از پایان سال خمسی در همان مورد صرف شود، پرداخت خمس آن واجب نیست و خمس پولی که قرض کرده است، برعهده قرض گیرنده نیست، ولی اگر از درآمد سال خود قسطهای آن را بپردازد و عین مالی که قرض گرفته هنگام رسیدن سال خمسی نزد او باقی باشد، واجب است که خمس آن را به میزان اقساطی که پرداخت نموده، بپردازد.

س 957: دو سال است قطعه زمینی را برای ساخت خانه خریده‏ام، اگر از مخارج روزمره پولی را برای ساختن خانه در آن پس انداز کنم، زیرا در حال حاضر مستأجر هستم، آیا در پایان سال به آن خمس تعلق می‏گیرد؟

اگر عین مال از در آمد سال را قبل از رسیدن سال خمسی به مصالح ساختمانی مورد نیاز تبدیل کنید، و یا آنکه پول پس انداز شده از درآمد سال را می‏خواهید تا چند ماه پس از پایان سال خمسی صرف ساختمان مسکن خود نمائید، خمس ندارد.

س 958: من تصمیم به ازدواج گرفته‏ام، و برای کسب درآمد، قسمتی از سرمایه خود را به دانشگاه سپرده‏ام، آیا مصالحه در رابطه با خمس آن امکان دارد؟

اگر مال مذکور از منفعت کسب شما باشد، با گذشت سال خمسی، پرداخت خمس آن واجب است و خمسِ قطعی قابل مصالحه نیست.

س 959: سازمان حج در سال گذشته اقدام به خرید همه اثاثیه و لوازم مورد نیاز کاروان حج که ملک اینجانب بود، کرد، من پول لوازم فروخته شده‏ام را که دویست و چهارده هزار تومان بود، در تابستان امسال دریافت کردم، علاوه بر آن، مبلغ هشتاد هزار تومان در سال گذشته گرفته‏ام، با توجه به اینکه سال خمسی برای خود تعیین کرده‏ام و هر سال خمس زائد بر مؤونه را می‏پردازم، و با توجه به اینکه اثاثیه و لوازم مذکور مورد نیاز من در ایام عهده داری مدیریت کاروان حج جهت اداره حجّاج بوده است، و در وقت فروش آن ترقی قیمت نسبت به قیمت خرید آن داشته است، آیا پرداخت خمس پول فروش آن یا خمس تفاوت قیمت آن در حال حاضر واجب است؟

اگر لوازم را با مال مخمس خریده باشید، پول فروش آن خمس ندارد، در غیر این صورت، پرداخت خمس آن واجب است.

س 960: من صاحب مغازه‏ای هستم که هر سال پول نقد و جنس‏های خود را محاسبه می‏کنم و چون بعضی از کالاها تا آخر سال خمسی فروخته نمی‏شود، آیا پرداخت خمس آن در آخر سال و قبل از فروش واجب است یا اینکه باید بعد از فروش، خمس آنها پرداخت شود؟ اگر خمس کالا را بدهم و سپس آن را بفروشم، چگونه باید در سال آینده محاسبه کنم؟ و اگر آن را به فروش نرسانم و قیمت آن تغییر کند، چه حکمی دارد؟

کالائی که تا سر سال فروخته نشده و مشتری برای خرید آن پیدا نشده است، در حال حاضر پرداخت خمس افزایش قیمت آن واجب نیست بلکه سود حاصل از فروش آن در آینده از سود سال فروش محسوب می‏شود، ولی کالائی که افزایش قیمت پیدا کرده و کسی هست که در طول سال آن را بخرد، ولی شما برای اینکه سود بیشتری ببرید، آن را تا پایان سال نفروخته‏اید، باید با رسیدن سال خمسی، خمس افزایش قیمت آن را بپردازید، و در این صورت آن کالا به قیمتی که در سر سال خمسی ارزیابی شده و خمس افزایش قیمت آن پرداخت شده، در سال آینده استثناء می‏شود.

س 961: سه برادر، خانه سه طبقه‏ای خریداری نموده و در یک طبقه ساکن شده و دو طبقه دیگر را اجاره، داده‏اند. آیا به دو طبقه مورد اجاره خمس تعلق می‏گیرد یا خیر؟ و آیا جزء مؤونه آنها محسوب می‏شود؟

اگر خانه را از محل درآمد سالانه شان برای سکونت تهیه نموده‏اند و فعلا به خاطر نیاز به مخارج زندگی اجاره داده‏اند، به آن خمس تعلق نمی‏گیرد، ولی اگر بعضی طبقات آن را به قصد اجاره دادن ساخته یا تهیه کرده‏اند تا اجاره آن را صرف هزینه‏های زندگی کنند، آن مقدار از خانه حکم سرمایه را دارد، که خمس دارد.

س 962: شخصی مالک مقداری گندم بوده که خمس آن را پرداخت نموده و هنگام برداشت محصول جدید، همان گندم مخمس را مصرف می‏کرده و به جای آن گندم جدید می‏گذاشته و چندین سال به همین ترتیب عمل نموده است، آیا به گندمی که به جای گندم مصرف شده می‏گذاشته، خمس تعلق می‏گیرد؟ و در صورت تعلق خمس، آیا همه آن خمس دارد؟

گندمی را که خمس آن را پرداخته، اگر مصرف کند، نمی‏تواند معادل آن از گندم جدید را از خمس استثنا کند. بنابراین آنچه را که از گندم جدید مصرف مؤونه سال خود کرده، خمس ندارد، و آنچه که از آن تا سر سال خمسی باقی مانده، خمس دارد.

س 963: من به توفیق خداوند هر سال خمس اموالم را می‏پردازم، ولی در طی سالهائی که اقدام به محاسبه خمس اموالم کرده‏ام، همیشه در حساب آنها شک داشته‏ام، این شک چه حکمی دارد؟ آیا واجب است امسال همه اموال نقد خود را حساب کنم یا اینکه به شک در این مسأله اعتنا نمی‏شود؟

اگر در صحت حساب خمس منفعت کسب سالهای گذشته شک داشته باشید، به آن اعتنا نمی‏شود و پرداخت مجدد خمس بر شما واجب نیست. ولی اگر در منفعت کسب شک داشته باشید که آیا جزء منفعت کسب سالهای قبل است که خمس آن پرداخت شده، یا جزء منفعت کسب امسال است که خمس آن داده نشده، بر شما واجب است که احتیاطا خمس آن را بپردازید، مگر اینکه احراز کنید که خمس آن را قبلا پرداخته‏اید.

س 964: اگر مثلا فرشی را با مال مخمس به قیمت ده هزار تومان بخرم و بعد از مدتی آن را به پانزده هزار تومان بفروشم، آیا پنج هزار تومان اضافه بر مال مخمس، جزء منعفت کسب محسوب می‏شود و خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

اگر آن را به قصد فروش خریده‏اید، آن مقداری که بیشتر از قیمت خرید است، جزء منفعت کسب محسوب می‏شود و در زائد بر مؤونه سال، خمس واجب‏است.

س 965: آیا کسی که برای هر یک از درآمدهای خود سال خمس جداگانه‏ای قرارداده، جایز است خمس سودی را که سر سال خمسی آن رسیده، از سودهای دیگری که سال بر آنها نگذشته است، بپردازد؟ در صورتی که بداند این درآمدها به طور کامل تا پایان سال باقی می‏مانند و چیزی از آنها صرف مؤونه نمی‏شود، چه حکمی دارد؟

هرگاه بخواهد خمس منفعت یک کسب را از درآمد کسب دیگر بپردازد، باید خمس مبلغ پرداختی را نیز بپردازد و درآمدهائی که چیزی از آن به مصرف هزینه‏های زندگی نمی‏رسد، مخیر است بین اینکه خمس آن را هنگام حصول آن بپردازد یا تا رسیدن سال خمسی، صبر کند.

س 966: شخصی مالک ساختمان دو طبقه‏ای است، و خودش در طبقه بالا سکونت دارد و طبقه پایین را به شخص دیگری داده است و به علت بدهکاری مبلغی از او قرض گرفته بدون اینکه اجاره‏ای بگیرد، آیا به این مبلغ خمس تعلق می‏گیرد؟

واگذاری استفاده مجانی از خانه به کسی به خاطر اینکه مالی از او قرض گرفته است، وجه شرعی ندارد، و به هر حال مالی که قرض گرفته است، خمس ندارد.

س 967: مکانی را برای معاینه پزشکی بیماران از اداره اوقاف و متولی وقف به مبلغ معینی در هر ماه اجاره کرده‏ام و مبلغی پول هم به عنوان پذیره از من گرفته‏اند، با توجه به اینکه در حال حاضر این پول از ملک من خارج شده و هیچگاه مالک آن نخواهم شد، آیا خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

اگر پرداخت این مبلغ در حکم قیمت انتقال سرقفلی باشد و از منفعت کسب باشد، واجب است که خمس آن پرداخت شود.

س 968: شخصی برای احیای زمین موات جهت کاشت درختان میوه به امید استفاده از حاصل آن اقدام به حفر چاه عمیق نموده است، با توجه به اینکه این درختان بعد از چند سال دیگر ثمر می‏دهند و هزینه زیادی هم دارند، این شخص مبلغی بیش از یک میلیون تومان صرف آن نموده است. وی تاکنون حساب سال نداشته، ولی در حال حاضر که تصمیم گرفته برای ادای خمس، اموالش را حساب کند، می‏بیند که قیمت چاه و زمین و باغ بر اثر تورم، معادل چندین برابر هزینه اولیه شده است، بنابراین اگر مکلّف به پرداخت خمس قیمت فعلی آنها شود، توانائی آن را ندارد و اگر مکلّف به دادن خمس از عین زمین و باغ و غیر آن شود، در مضیقه و سختی می‏افتد، زیرا خود را به زحمت انداخته و به امید استفاده از ثمرات آن برای تأمین مخارج زندگی خود و خانواده‏اش متحمل هزینه‏ها و مشکلاتی شده است، تکلیف او نسبت به خمس اموالش چیست؟ چگونه خمس خود را حساب کند تا به راحتی بتواند آن را بپردازد؟

زمین مواتی را که به قصد تبدیل آن به باغ میوه احیاء نمود، بعد از کم کردن مخارج احیای آن، خمس دارد، و مخیر است که خمس زمین را از عین آن بدهد و یا از قیمت فعلی آن. و همچنین چاه، لوله آب، پمپ آب، نهالها و کاشت و پرورش آن و مانند آن، به قیمت عادلانه فعلی خمس دارد، و اگر پرداخت یکباره خمس برای او مقدور نیست، می‏تواند بعد از دستگردان با یکی از وکلای ما، آن را به تدریج و به نحوی که برایش از لحاظ مقدار و مدت ممکن است، بپردازد.

س 969: شخصی حساب سال برای خمس نداشته و اکنون تصمیم گرفته است که حساب سال داشته باشد، وی که از ابتدای ازدواج تا به حال بدهکار بوده است، خمس خود را چگونه محاسبه کند؟

اگر از گذشته تا به حال درآمدی بیشتر از مخارج زندگی نداشته، نسبت به گذشته چیزی بر عهده او نیست.

س 970: منافع و محصولات زمین و اموال موقوفه، از جهت خمس و زکات چه حکمی دارد؟

اعیان موقوفه مطلقا خمس ندارد، حتی اگر وقف خاص باشد، ثمره و نماء آن هم مطلقا خمس ندارد، و به نماء وقف عام قبل از قبض توسط موقوف علیه زکات تعلق نمی‏گیرد، ولی بعد از قبض، پرداخت زکات آنچه از نماء وقف که قبض شده، در صورتی که واجد شرائط وجوب زکات باشد، واجب است، و در نماء وقف خاص هم اگر سهم هر یک از موقوف علیه به حد نصاب برسد، زکات واجب‏است.

س 971: آیا سهم سادات �کثر هم الله تعالی� و سهم امام �علیه‏السلام� به منفعت کسب کودکان تعلق می‏گیرد؟

بنابر احتیاط بر آنان واجب است که بعد از رسیدن به سن بلوغ خمس منفعت کسب خود را که قبل از بلوغ به دست آورده‏اند و تا زمان بلوغ بر ملک ایشان باقی مانده است، بپردازند.

س 972: آیا به ابزاری که در کار و کسب استفاده می‏شود، خمس تعلق می‏گیرد؟

ابزار و آلات کسب، حکم سرمایه را دارد که اگر از درآمد کسب تهیه شود، خمس دارد.

س 973: چند سال قبل مبلغی را جهت ثبت نام برای رفتن به حج به بانک واریز کردیم، ولی تاکنون موفق به تشرف نشده‏ایم و نمی‏دانیم که آیا خمس آن را پرداخته‏ایم یا خیر، آیا در حال حاضر پرداخت خمس آن واجب است؟ آیا پولی که برای ثبت نام حج پرداخته می‏شود و چند سال بر آن می‏گذرد، خمس دارد یا خیر؟

مبلغی که برای ثبت نام حج پرداخت می‏شود، اگر به عنوان قیمت یا اجرت سفر حج بر اساس قرارداد منعقده با سازمان حج و زیارت باشد و از منفعت کسب همان سال شما باشد، و ثبت نام کننده با آن ولو پس از چند سال به حج برود، خمس ندارد.

س 974: کارمندانی که سر سال خمسی آنها در پایان ماه اسفند است و حقوق خود را پنج روز زودتر از سر سال خمسی می‏گیرند تا در ماه اول سال جدید مصرف کنند، آیا پرداخت خمس آن واجب است؟

اگر حقوقی را که قبل از پایان سال دریافت می‏کنند تا آخر سال خمسی در مؤونه مصرف نکنند، پرداخت خمس آن واجب است.

س 975: بسیاری از دانشجویان برای حل مشکلات غیرقابل پیش بینی خود در هزینه‏های زندگی صرفه‏جوئی می‏کنند و در نتیجه مبلغ قابل توجهی از کمک هزینه تحصیلی که به آنها پرداخت می‏گردد، جمع می‏شود، سؤال این است که با توجه به این که این مبلغ از طریق صرفه جوئی در پولی که وزارت آموزش عالی به آنها می‏پردازد، جمع می‏شود، آیا به آن خمس تعلق می‏گیرد؟

کمک هزینه تحصیلی خمس ندارد.

 

نحوه محاسبه خمس‏

س 976: تأخیر پرداخت خمس تا سال آینده چه حکمی دارد؟

تأخیر پرداخت خمس از سال خمسی به سال دیگر جایز نیست، هر چند هر وقت آن را بپردازد ادای بدهی حاصل می‏شود. مکلف پس از رسیدن سال خمسی تا خمس مالش را نداده، نمی‏تواند در آن تصرف کند، و اگر در آن قبل از پرداخت خمس تصرف کند، مقدار خمس آن را ضامن است، و چنانچه با عین مال غیر مخمّس کالا یا زمین و یا مانند آنها بخرد، معامله در مقدار خمس فضولی و موقوف بر اجازه ولی امر خمس است، که پس از اجازه ولی امر باید خمس آن کالا یا زمین را به قیمت فعلی حساب نماید و آن را بپردازد.

س 977: من مالک مالی هستم که مقداری از آن نقد و مقدار دیگر به صورت قرض الحسنه نزد بعضی از افراد است و از طرفی به علت خرید زمین مسکونی مقروض هستم و باید یکی از چک‏های آن را چند ماه دیگر بپردازم، آیا جایز است بدهی زمین را از مبلغ مذکور (نقد و قرض الحسنه) کم کنم و خمس باقیمانده را بپردازم؟ همچنین آیا زمینی که برای سکونت خریداری شده، خمس دارد؟

مالی که از درآمد سال به بعضی افراد قرض داده‏اید، اگر تا سر سال خمسی قابل وصول نباشد، پرداخت خمس آن تا وصول نشده است، واجب نیست و اموالی که از درآمد سال در دست شماست جایز است که از آن، قبل از رسیدن سر سال خمسی، بدهی خود را که مهلت آن چند ماه دیگر می‏رسد، بپردازید، ولی اگر در اثنای سال آن را در ادای قرض مصرف نکنید و سر سال خمسی شما برسد، نمی‏توانید قرض خود را از آن مبلغ استثنا کنید، بلکه واجب است خمس همه آن را بپردازید. ولی اگر بنا دارید تمام یا قسمتی از آن را تا چند ماه دیگر صرف ادای بدهی خود نمائید و چنانچه بخواهید خمس آن را بپردازید، باقیمانده وافی برای ادای بدهی نیست و از این بابت در زحمت و مشقت قرار می‏گیرید، در این صورت پرداخت خمس آنچه را که می‏خواهید صرف ادای بدهی نمائید، واجب نیست. اما زمینی که برای سکونت مورد نیاز از درآمد بین سال تهیه می‏شود، خمس ندارد.

س 978: از آنجا که تا کنون ازدواج نکرده‏ام، آیا جایز است مقداری از مالی را که در حال حاضر دارم، برای هزینه‏هائی که در آینده به آنها نیاز دارم، پس انداز کنم؟

پس انداز درآمد سال اگر برای هزینه ازدواج در چند ماه آینده باشد، به نحوی که اگر خمس آن را بپردازید نتوانید تمام هزینه ازدواج را تأمین نمائید، خمس ندارد.

س 979: سر سال خمسی من آخر ماه دهم از هر سال است، آیا حقوق ماه دهم را که در آخر آن می‏گیرم، خمس دارد؟ اگر بعد از دریافت، مقدار باقیمانده آن را (که طبق عادت، هر ماه پس انداز می‏شود) به همسرم هدیه کنم، آیا خمس به آن تعلق می‏گیرد؟

حقوقی که قبل از سال خمسی دریافت می‏کنید و یا قبل از آخرین روز سال خمسی قابل دریافت است، پرداخت خمس مقدار زائد بر مؤونه سال آن واجب است. اما آنچه به همسر خود یا به دیگری هدیه می‏نمائید، اگر صوری‏و به قصدفرار از خمس‏نباشد و به‏مقدار مناسب‏با شأن‏عرفی‏شما باشد، خمس ندارد.

س 980: پول یا کالای مخمسی دارم که اقدام به مصرف آن کرده‏ام، آیا جایز است در پایان سال، مقداری از درآمد سال به جای آن پول یا کالائی که خمس آن پرداخت شده، استثنا شود؟

چیزی از درآمد سال به جای مال مخمسی که مصرف شده، استثنا نمی‏شود.

س 981: اگر مالی که خمس ندارد مانند جایزه و مانند آن، با سرمایه مخلوط شود، آیا در پایان سال خمسی جایز است که آن را از سرمایه استثنا کرد و سپس خمس بقیه اموال را پرداخت؟

استثنای آن اشکال ندارد.

س 982: سه سال پیش مغازه‏ای را با مالی که خمس آن پرداخت شده، افتتاح کردم و سر سال خمسی‏ام هم پایان سال شمسی یعنی شب عید نوروز است، و تاکنون هرگاه سر سال خمسی‏ام رسیده، مشاهده کرده‏ام که همه سرمایه‏ام به صورت قرض بر عهده مردم است و در عین حال خودم هم مبلغ زیادی بدهکارم، امیدواریم ما را نسبت به تکلیفمان راهنمائی فرمائید.

اگر سر سال خمسی چیزی از سرمایه و سود نزد شما نباشد و یا چیزی بر سرمایه شما افزوده نشده باشد، پرداخت خمس بر شما واجب نیست و طلبهای شما که ناشی از فروش نسیه کالا به مردم است، جزء درآمد سالی محسوب می‏شود که آنها را دریافت می‏کنید.

س 983: تعیین قیمت کالاهای موجود در مغازه، هنگام حساب سال خمسی، مشکل است، چگونه باید آن را حساب کرد؟

تعیین قیمت اجناس موجود در مغازه به هر صورت ممکن هر چند با تخمین، برای محاسبه درآمد سال که باید خمس آن پرداخت شود، واجب است.

س 984: اگر چند سال درآمد سالانه‏ام را محاسبه نکنم تا اینکه اموال من نقد و سرمایه‏ام زیاد شود و بعد از آن، خمس غیر از سرمایه قبلی ام را بپردازم، آیا این کار اشکال دارد؟

اگر در اموال شما هنگام رسیدن سال خمسی، خمس هر چند به مقدار کم باشد، تا خمس آن را نپردازید، حق تصرف در آن اموال را ندارید، و اگر با عین آن اموال قبل از پرداخت خمس خرید و فروش کنید، معامله نسبت به مقدار خمس آن، فضولی و متوقف بر اجازه ولی امر خمس است.

س 985: خواهشمندیم آسانترین راه ممکن برای پرداخت خمس توسط صاحب مغازه را بیان فرمائید.

هر چه کالا و پول نقد دارد، در سر سال خمسی حساب کرده و قیمت گذاری می‏کند و سپس مجموعه آن را با سرمایه اصلی می‏سنجد، اگر چیزی اضافه بر سرمایه موجود باشد، سود محسوب می‏شود و به آن خمس تعلق می‏گیرد.

س 986: سر سال خمسی‏ام را اول ماه سوم سال گذشته قرار داده‏ام و در همین تاریخ برای محاسبه خمس سود حساب بانکی‏ام مراجعه کردم، آیا این روش برای حساب سال مالی درست است؟

ابتدای سال خمسی شما، روزی است که برای اولین بار سود قابل دریافت برای شما حاصل شده است، و تأخیر ابتدای سال از آن روز برای شما جایز نیست.

س 987: اگر وسائل و چیزهای مورد نیاز زندگی مانند ماشین، موتور، فرش که خمس آن داده نشده است، فروخته شود، آیا پس از فروش باید خمس آنها فورا پرداخت شود؟

وسایل ذکر شده اگر جزو احتیاجات زندگی بوده و از درآمد بین سال آن را تهیه کرده است، پول فروش آن خمس ندارد، ولی اگر وسایل را با پولی که سال بر آن گذشته بدون ادای خمس تهیه کرده، باید خمس پول خرید آنها را بدهد، هر چند آن وسایل را نفروشد و اگر حساب سال نداشته در مورد پول خرید آنها باید با یکی از نمایندگان ما مصالحه نماید.

س 988: کسی که نیاز به تهیه یکی از لوازم خانگی مانند یخچال دارد و استطاعت خرید آن را یکجا ندارد و ماهیانه پولی پس‏انداز می‏نماید تا وقتی که پول به حد لازم رسید، آن را خریداری نماید، اکنون که سال خمسی او رسیده، آیا به پولی که به این منظور کنار گذاشته شده، خمس تعلق می‏گیرد؟

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٠| ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ| توسط اکبر غیاثی| نظرات () |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 فال حافظ - قالب وبلاگ